English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 200 (2 milliseconds)
English Persian
schedule date موعد طبق برنامه
Other Matches
fi schedule برنامه فاصلهای ثابت
schedule برنامه زمان بندی
schedule برنامه اجرائی
schedule زمان بندی کردن
schedule برنامه زمانی
schedule برنامه ریزی کردن
schedule صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
Schedule+ برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
schedule برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedule زمانبندی
schedule ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule ریز برنامه
schedule فهرست راهنمای قانون
schedule در برنامه منظورکردن
schedule برنامه زمان بندی فهرست
schedule دربرنامه گذاردن
schedule برنامه
schedule صورت فهرست
fr schedule برنامه نسبتی ثابت
vr schedule برنامه نسبتی متغیر
vi schedule برنامه فاصلهای متغیر
schedule فرانما
schedule جدول
shift schedule برنامه نوبت کاری
shift schedule برنامه شیفت کاری
shift schedule برنامه زمان کاری
assault schedule برنامه هجوم
approach schedule برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
tariff schedule جدول تعرفه
time schedule برنامه زمانی
consumption schedule جدول مصرف
demand schedule جدول تقاضا
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
schedule an appointment قرار ملاقات گذاشتن
work schedule برنامه کار
dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
supply schedule جدول عرضه
subject schedule برنامه جزء جزء
optimum schedule مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
landing schedule برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
interval schedule برنامه فاصلهای
project schedule زمان بندی پروژه
rating schedule مقیاس درجه بندی
ratio schedule مقیاس نسبتی
schedule maintenance نگهداشت زمان بندی شده
schedule maintenance نگهداری زمانبندی شده
schedule of fires برنامه اتشها
schedule of fires برنامه ساعتی اتشها
employment schedule برنامه استفاده از ناو
employment schedule برنامه ماموریت ناو
schedule of targets برنامه اماجها
schedule of targets برنامه هدفها
schedule report گزارش زمانبندی شده
indifference schedule جدول بی تفاوتی
subject schedule برنامه موضوعی
maintenance schedule برنامه نگهداشت
individual demand schedule صورت کالاهایی که یک فرد در یک مدت معین حاضر به خریدانها باشد
fixed ratio schedule برنامه نسبتی ثابت
individual demand schedule جدول تقاضای فردی
fixed interval schedule برنامه فاصلهای ثابت
variable interval schedule برنامه فاصلهای متغیر
variable ratio schedule برنامه نسبتی متغیر
market demand schedule صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
edward's personal preference schedule مقیاس ادوارد برای رجحانهای شخصی
up to date تازه
up to date تجدید نظر کردن
up to date جدید
date فرمان DATE
up to date بهنگام
up to date مطابق روز
up to date متداول
value date تاریخ اجرا والور
value date تاریخ ارزش
up to date حاوی اخرین اطلاعات
up to date تصحیح شده
the date was not specified نشده بود
the date was not specified تاریخ ان معلوم
date قرار دادن داده در یک متن
date تاریخ روز و ماه و سال
date قدیمی
date خرما
date درخت خرما
date نخل تاریخ
date زمان
date تاریخ گذاردن تاریخ گذاشتن
date مدت معین کردن
date سنه
no date بی تاریخ
date تاریخ
date موعد
up-to-date مطابق اخرین طرز
date افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
date در حال حاضر یا اخیراگ امروزی
of even date دارای همان تاریخ
up to date امروزی تازه مطابق روز
up-to-date امروزی تازه مطابق روز
out-of-date <idiom> از مد افتاده (دمد)
up-to-date بهنگام
up-to-date حاوی اخرین اطلاعات
up-to-date تصحیح شده
to date باهم بیرون رفتن [به عنوان دوست پسر و دختر]
She will only date you if you ... او [زن] فقط به شرطی با تو میرود بیرون اگر تو...
up-to-date تجدید نظر کردن
up-to-date جدید
up-to-date تازه
out of date منسوخه
out of date قدیمی
out of date منقضی شده
out of date از مد افتاده
up to date مطابق اخرین طرز
out of date از تاریخ گذشته
up-to-date متداول
best-by date تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
up-to-date مطابق روز
sailing date تاریخ شروع سفر دریایی زمان حرکت
date [appointment] قرار ملاقات
post date پیش تاریخ کردن
Date of departure . Departure date. تاریخ عزیمت (روز حرکت )
post date تاریخ اینده گذاشتن
best-before date [BBD] تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
date stamp مهرتاریخ
date of birth تاریختولد
sell-by date فروشبراساستاریخمصرف
termination date تاریخ پایان
date [appointment] تاریخ
I have a date with my fiandee. با نامزدم قرار ملاقات دارم
target date زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
system date تاریخ سیستم
What is todays date ? تاریخ امروز چیست ؟
date of birth تاریخ تولد
date tree درخت خرما
date-stone [سنگ ترکیب شده در دیوار که تاریخ ساخت آن بنا در آن قید شده است.]
accommodation date تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
date [appointment] وعده ملاقات
blind date قرار ملاقات میان زن ومردی که همدیگر را نمیشناسند
date of acquisition تاریخی که به عنوان شروع دوره استیلای خریدار بر مال دردفتر ثبت و اگر مال استهلاک پذیر باشد
date of acquisition از آن به بعد استهلاک محاسبه میشود
date of grace مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
date of maturity تاریخ سررسید
date of maturity موعد
date of maturity تاریخ انقضاء
date of maturity موعد پرداخت
date of payment موعد پرداخت
date of shipment تاریخ حمل
closing date اخرین روز اخرین فرصت
date palm درخت خرما
date of acquisition تاریخ خریداری
date labourer معادل daysman
date labourer کارگر روزمزد
acceptance date تاریخ قبولی
backdating date پیش تاریخ
basic date تاریخ شروع خدمت در هردرجه
basic date تاریخ ترفیع
closing date تاریخ انقضاء
completion date تاریخ تکمیل
completion date تاریخ انجام کار
creation date تاریخ افرینش
critical date مدت زمان بحرانی
current date تاریخ جاری
date in issuing تاریخ صدور
date of issuance تاریخ صدور
date labour کار روز مزد
date plum خرماندو
effective date تاریخ شروداجرای دستورالعمل
due date تاریخ تادیه
due date موعدمقرر
effective date تاریخ اجرا
expiration date تاریخ انقضا
expiry date تاریخ انقضاء
expiry date سررسید
julain date تقویم ژولین
due date سررسید
maturity date موعد
delivery date تاریخ تحویل
maturity date تاریخ سررسید
creation date تاریخ ایجاد
from the date on wards از این تاریخ به بعد
letter of even date نامه همین تاریخ
julain date تاریخ ژولین
due date سر رسید
due date موعد مقرر
due date تاریخ سررسید
automatic release date تاریخ انقضای عمر قانونی وسایل سررسید عمر قانونی
international date line خط بین المللی تغییر تاریخ
international date line خط موافقتنامه بین المللی
international date line خط تقسیم نیروهای بین المللی
Date and place of departure. تاریخ ؟ محل حرکت
The date of the meeting has been advanced. تاریخ جلسه جلو افتاده است
date time group گروه تاریخ و زمان
to date a letter forward کاغذی راتاریخ عقب ترگذاشتن
due at a specified date after sight وعده دار
due at a specified date after sight مدت دار
due at a specified date after sight موجل
date of change of acountability تاریخ تسویه حساب
date time group گروه ساعت و زمان
expiry date of the credit تاریخ انقضای اعتبار
date on which a bill falls due موعد پرداخت برات یا سفته
minimum durability date [MDD] تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com