English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 102 (6 milliseconds)
English Persian
schedule of targets برنامه اماجها
schedule of targets برنامه هدفها
Other Matches
targets سپر
targets اماج
targets هدف مشخص
targets حالت پردازش محاورهای برای اجرای برنامه
targets نشان
targets هدف
targets نشانگاه
targets نقطه برداشت یا قرائت
targets تخته هدف
targets سیبل
targets برنامه هدف یا برنامه کامپیوتری به صورت کد هدف که توسط کامپایلر حفافت میشود
targets پنجرهای که متن یا گرافیک روی آن نمایش داده می شوند
targets زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets حد و مرز
targets سینه حریف
targets هدف فرود هدف شمشیرباز
targets گل
targets دیسکی که روی آن فایل کپی میشود
targets کامپیوتری که نرم افزار روی آن اجرا میشود.
targets مدت زمانی که برنامه هدف اجرا میشود
targets هدفی که می خواهید به آن برسید
targets هدف گیری کردن
targets تیر نشانه
plan targets اهداف برنامه
priority targets هدفهای دارای تقدم
program of targets برنامه هدفها
program of targets برنامه اماجها
surface targets هدفهای سطحی
surface targets هدفهای روی سطح اب
monetary targets اهداف پولی
list of targets لیست هدفها
deep targets هدفهای عمیق
deep targets هدفهای باعمق زیاد هدفهای دوردست
group of targets گروه اماجها
group of targets گروه هدفها
list of targets لیست اماجها
The planes pin- pointed the enemy targets . هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
fi schedule برنامه فاصلهای ثابت
fr schedule برنامه نسبتی ثابت
Schedule+ برنامه نرم افزاری که حاوی اصول مدیریت اطلاعات شخصی از قبیل تقویم روزانه است
vi schedule برنامه فاصلهای متغیر
vr schedule برنامه نسبتی متغیر
schedule برنامه زمانی
schedule برنامه زمان بندی فهرست
schedule دربرنامه گذاردن
schedule برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedule صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedule برنامه زمان بندی
schedule برنامه ریزی کردن
schedule زمان بندی کردن
schedule برنامه اجرائی
schedule برنامه
schedule فهرست راهنمای قانون
schedule در برنامه منظورکردن
schedule ریز برنامه
schedule ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
schedule جدول
schedule زمانبندی
schedule صورت فهرست
schedule فرانما
schedule of fires برنامه ساعتی اتشها
schedule report گزارش زمانبندی شده
schedule of fires برنامه اتشها
shift schedule برنامه شیفت کاری
subject schedule برنامه موضوعی
shift schedule برنامه زمان کاری
tariff schedule جدول تعرفه
work schedule برنامه کار
shift schedule برنامه نوبت کاری
project schedule زمان بندی پروژه
supply schedule جدول عرضه
time schedule برنامه زمانی
subject schedule برنامه جزء جزء
schedule an appointment قرار ملاقات گذاشتن
schedule maintenance نگهداری زمانبندی شده
schedule maintenance نگهداشت زمان بندی شده
employment schedule برنامه ماموریت ناو
employment schedule برنامه استفاده از ناو
demand schedule جدول تقاضا
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
indifference schedule جدول بی تفاوتی
consumption schedule جدول مصرف
assault schedule برنامه هجوم
landing schedule برنامه پیاده شدن به ساحل برنامه عملیات اب خاکی برنامه فرود
maintenance schedule برنامه نگهداشت
approach schedule برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
optimum schedule مطلوبترین برنامه اجرائی برنامه ایکه مخارج پروژه رابه حداقل می رساند
interval schedule برنامه فاصلهای
rating schedule مقیاس درجه بندی
ratio schedule مقیاس نسبتی
schedule date موعد طبق برنامه
dive schedule جدول حداکثر زمان و عمق استخر برای شیرجه جدول نشاندهنده عمق و زمان ماندن زیر اب غواص
variable interval schedule برنامه فاصلهای متغیر
fixed interval schedule برنامه فاصلهای ثابت
fixed ratio schedule برنامه نسبتی ثابت
individual demand schedule جدول تقاضای فردی
individual demand schedule صورت کالاهایی که یک فرد در یک مدت معین حاضر به خریدانها باشد
market demand schedule صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
variable ratio schedule برنامه نسبتی متغیر
edward's personal preference schedule مقیاس ادوارد برای رجحانهای شخصی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com