Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
scratch the surface
<idiom>
تازه شروع به کار کردن
Other Matches
You scratch my back and Ill scratch yours.
<proverb>
خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
You scratch my back and Ill scratch yours.
<proverb>
تو پشت مرا مى خارانى من نیز پشت تو را .
you scratch my back and I'll scratch yours
<idiom>
بهم کمک کردن
you scratch my back and I'll scratch yours
<idiom>
بهم نان قرض دادن
[اصطلاح]
surface to surface missile
موشک زمین به زمین
to scratch off
پاک کردن
scratch
خط زدن
scratch
چرکنویس
to scratch about
جستجو کردن
scratch
تراش چرکنویس
to scratch about
تقلا کردن
to scratch along
پلکیدن
to scratch off
تراشیدن
to scratch up
بسختی اندوختن
from scratch
<idiom>
از ابتدا
scratch
پاک کردن
scratch
کناره گیری
scratch
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratch
حذف بازیگر انجام خطا خطا
scratch
خراش
scratch
خط زدن قلم زدن
scratch
خاراندن
scratch
خراشیدن
scratch
علامت روی سطح دیسک
scratch
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratch
فضای حافظه یا فایل برای ذخیره موقت داده
scratch
حذف کردن
scratch spin
چرخش روی قسمت جلویی تیغه اسکیت
To start from scratch .
از هیچ شروع کردن
scratch one's back
<idiom>
کاری را برای کسی انجام دادن به امید اینکه اوهم برای تو انجام دهد
scratch file
نوار مغناطیسی برای فایل نامناسب
scratch tape
نوار چرکنویس
scratch where it itches
هر جایی را که میخاردبخارانید
scratch filter
صافی پیکاپ
scratch pad
یک حافظه کوچک و سریع که بجای ثبات ها بکار می رود
scratch line
خط اغاز
scratch sheet
برگه نامنویسی اسبها
scratch line
خط شروع مسابقه
scratch hardness
درجه سختی خراش
scratch line
خط فول
scratch file
فایل چرکنویس
scratch file
فایل موقتی
scratch file
ناحیه کاری که برای کار جاری استفاده میشود
scratch paper
کاغذ یادداشت
To start from scratch.
از اول شروع کردن ( از اول بسم الله )
To scratch each others back .
بهم نان قرض دادن
scratch paper
کاغذ مسوده کاغذ سیاهه
scratch pads
یک حافظه کوچک و سریع که بجای ثبات ها بکار می رود
scratch hardness tester
ازمایشگر سختی خراش
up to par/scratch/snuff/the mark
<idiom>
متناسب با استاندارد طبیعی
surface course
لایه رویی
of the surface
درفاهر
surface zero
نقطه صفر زمین
surface zero
نقطه صفرترکش اتمی زمینی
on the surface
فاهری نمادادن رودادن
on the surface
درصورت فاهر از بیرون
on the surface
در فاهر
of the surface
جلادادن
of the surface
فاهری نمادادن رودادن
of the surface
در صورت فاهر از بیرون
on the surface
جلادادن
surface
رویه
surface
پوشش شوسه سطح
surface
صاف کردن
surface
نما دادن روامدن
surface
رویه فاهر
surface
پوشش
surface
صاف کردن صیقلی کردن
surface
سطح
surface
فاهر
surface
بیرون نما
surface
فاهری
surface
سطحی جلادادن
surface
سطحی
surface
رویه دادن
surface to surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface
نما بیرون
surface
تسطیح کردن بالاامدن
surface-to-surface
موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface of rupture
سطح شکافته شده به وسیله گلوله منفجر شده سطح شکافت
surface targets
هدفهای روی سطح اب
surface treatment
روکش سطحی
surface ornament
تزیینات سطحی
surface outflow
اب سطحی خروجی
surface of impact
سطح اصابت
surface of revolution
سطح تغییر
surface of impact
سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله
surface moisture
رطوبت سطحی
surface mission
پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
surface missile
موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
surface line
طناب وصل به غواص و قایق
surface line
خط تلفن و تلگراف تعجیلی
surface paint
استر
surface plate
تراز
surface tension
کشش سطحی
surface structure
روساخت
surface trait
ویژگی روساختی
surface soil
خاک سطحی
surface soil
خاک رویی
surface reverbration
امواج برگشتی سطحی رادار
surface reverbration
برگشتهای سطحی
surface targets
هدفهای سطحی
surface plate
تراز فلزی یا اهنی
surface treatment
اندود سطحی
surface treatment
اسفالت سطحی
surface treatment
عملیات سطح رویه
surface treatment
عملیات سطحی
surface water
اب سطحی
surface-to-air
زمین به هوا
surface-to-air
دریا به هوا
surface-to-air
رویه به هوا
cooking surface
سطح پخت
moist surface
سطحنمناک
playing surface
مسطحمیزبازی
reflecting surface
سطحانعکاس
resin surface
سطحرزینی
running surface
سطحجاری
skin surface
سطحپوست
surface insulation
جداکنندهسطح
surface of the water
سطحآب
surface pipe
لولهسطحی
surface runoff
جذبیاتازسطح
wearing surface
سطح سائیدگی
water surface
رویه اب
uneven surface
سطحناهموار
surface width
عرض بالایی
surface width
عرض سطحی
inked surface
سطحجوهر
surface mining
استخراج معدن روباز
water surface
سطح ایستائی آب
abrasion of surface
فرسایش سطح فرش
surface integral
انتگرال سطحی
[ریاضی]
treat surface
روسازی کردن
warped surface
سطح تاب برداشته
water surface
سطح اب
surface scum
سطحتفاله
surface line
خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
work surface
سطح مقطع اصلی
isobar surface
سطح هم فشار
surface tensity
کشش سطحی
hidden surface
سطح پنهان
hidden surface
سطح ناپیدا
heating surface
سطح گرمایش
hard surface
سخت کردن سطحی
hard surface
اجرفرش کردن سنگفرش کردن
hard surface
رافرش کردن
lateral surface
سطح جانبی
level surface
سطح تراز
rubbed surface
رویه صاف
rough surface
رویه زبر
road surface
رویه راه
pressure surface
سطح پیزومتریک
pressure surface
سطح فشار
surface speed
سرعت محیطی
nodal surface
سطح گرهی
control surface
کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
hard surface
سطح چیزی
ground surface
کف زمین
demand surface
سطح تقاضا
control surface
سطح فرمان
control surface
سطح کنترل
color surface
سطح رنگ نما
boundary surface
سطح مرزی
bearing surface
سطح یاطاقان
contact surface
سطح تماس
abuting surface
سطح مجاور
demand surface
میزان تقاضا
developable surface
سطح گسترا
friction surface
سطح اصطکاک ترمز
free surface
سطح ازاد
free surface
مخازن ازاد اب
free surface
سطح اب ازاد
focal surface
سطح کانون
equipotential surface
سطح هم پتانسیل
work surface
سطح کار
display surface
سطح نمایش
smooth surface
رویه صاف
surface erosion
فرسایش سطحی
surface charge
بار سطحی
surface inflow
اب سطحی ورودی
surface color
رنگ سطح
surface detection
راداراکتشافی سطحی
surface corrosion
خوردگی سطحی
surface creep
خزیدن سطحی
surface decarburization
کربن گیری سطحی
surface detection
اکتشاف سطحی
surface effect
اثر سطح
surface deterioration
فرسودگی رویی
surface digging
استخراج معادن در سطح زمین
surface dive
غوص گرفتن در حال شنای درسطح اب
surface drains
زهکشهای سطحی
surface dressing
پوشش سطحی
surface evaporation
تبخیر سطحی
surface burst
ترکش روی سطح زمین
surface burst
ترکش سطحی
surface irrigation
ابیاری سطحی
seepage surface
سطح تراوش
surface leakage
نشت سطحی
stripped surface
سطح صاف شده
surface area
مساحت سطح
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com