English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (9 milliseconds)
English Persian
screening forces نیروهای پاسیور
Other Matches
screening سرندزنی
screening غربال زنی
screening پریدن جلو دید تیم حریف درهنگام سرو زدن
screening گزینش
screening سرند کردن
screening ازمایش
screening نمایش بر روی پرده تلویزیون
screening سرند
screening, screenings تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screening, screenings الک کردن غربال کردن
screening, screenings پرده پوشش
screening, screenings پوشش تجسسی دریایی پوشاندن پوشش
screening, screenings دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings اشغالگیر
screening, screenings تیغه
screening, screenings جدار
screening, screenings صفحه تصویر
screening, screenings روی پرده افکندن
screening, screenings روی پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
screening elevation زاویه تراز مانع ایستگاه رادار
screening, screenings پرده
screening, screenings پرده سینما
screening, screenings صفحه تلویزیون
screening, screenings غربال
screening, screenings دیوار تخته حفاظ
screening, screenings تور سیمی پنجره توری دار
screening, screenings تور سیمی نصب کردن
screening, screenings الک پرده چتر
screening, screenings صفحه
screening, screenings محافظ
screening constant ثابت پوشش
screening effect اثر پوششی
screening electrons الکترونهای پوششی الکترونهای پوشاننده
screening elevation تراز مانع رادار
screening fire اتش پوششی
screening fire اتش پوشاننده
screening force نیروی پوششی
screening force نیروی پوشاننده
screening, screenings انتخاب کردن
screening, screenings محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
screening, screenings نقاب
screening, screenings وسیله نمایش که قادر به نمایش اطلاعات زیادی است مثل CRT یا VDU. مراجعه شود به READOUT
screening, screenings پاسیوری کردن
screening, screenings escort :syn
screening, screenings سد کردن
screening, screenings ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
screening, screenings جدا کردن
screening tests ازمونهای سرند کردن
psychiatric screening test ازمون سرند روانپزشکی
instrument with magnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ مغناطیسی
instrument for electrostatic screening دستگاه اندزه گیری با حفاظ الکترواستاتیکی
instrument for electromagnetic screening دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
magnetic screening effect اثر حفاظ مغناطیسی
forces زور
forces بزور بازکردن
forces بی عصمت کردن
forces بیرون کردن
forces بازور جلو رفتن تحمیل
forces مجبور کردن
forces وادار کردن
forces نیروی نظامی
forces قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forces مجبورکردن بزورگرفتن
forces مسلح کردن
forces نیرو
forces جبر
forces عنف
forces راندن
forces نافذ
forces نفوذ
forces قوا
forces عده
forces شدت عمل
forces بردار نیرو
forces خشونت نشان دادن
forces درهم شکستن قفل یا چفت را شکستن
forces فشار دادن
forces یکان قسمت نظامی
forces قدرت
forces شروع به عمل یا کار
forces کد توکار که شروع صفحه جدید را نشان میدهد
forces تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces مجبور کردن کسی به انجام کاری
forces پاس بی هدف
forces ضربهای که گوی اصلی بیلیارد متوقف میشودیا بر می گردد
forces مجبورکردن
forces تحمیل کردن
opposing forces نیروهای درگیر نبرد
people forces نیروی چریکی دفاع از خود در شهرو دهات
orientation forces نیروهای دو قطبی- دو قطبی
package forces نیروهای پیش بینی شده نیروهای برش داده شده ازقبل
opposing forces نیروهای متخاصم
people forces نیروی پایداری
parallelogram of forces متوازی الاضلاع نیروها
nuclear forces نیروهای هستهای
naval forces نیروی دریایی
marine forces نیروی تفنگدار
market forces نیروهای بازار
market forces عوامل موثردر بازار
orange forces علامت نیروهای دشمن درتمرینات جنگی
lateral forces نیروهای عرضی
nato forces نیروهای پیمان ناتو
marine forces تفنگداران دریایی
naval forces نیروهای دریایی
political forces نیروهای سیاسی
polygon of forces کثیرالاضلاع نیروها
polygon of forces بس گوشه نیروها
seato forces نیروهای کشورهای پیمان جنوب شرقی اسیا
special forces نیروهای مخصوص یانیروهای ویژه نیروی چریک و ضد چریک
system of forces دستگاه نیروها
transient forces نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
triangle of forces مثلث نیروها
fundamental forces اندرکنش های بنیادی [فیزیک]
fundamental forces نیروهای بنیادی [فیزیک]
special forces نیروهای ویژه ضد چریک [ارتشی ]
triangle of forces سه گوشه نیروها
task forces تاسک فورس
task forces نیروی اجرای عملیات
police forces دادگاه پلیس
regional forces نیروهای چریکی منطقهای نیروهای جوانمردان منطقهای
resolution of forces تجزیه نیروها
restraining forces نیروهای مهار کننده
police forces نیروی پلیس
police forces نیروی انتظامی
armed forces نیروهای مسلح
armed forces مجموع نیروهای زمینی وهوایی و دریایی
task forces گروه کار
auxiliary forces نیروی کمکی
barrier forces نیروهای مامور سد کردن راه دشمن نیروهای حفافت ازموانع
blue forces نیروهای خودی
blue forces نیروهای ابی
combat forces نیروهای رزمی
combined forces نیروهای مرکب
component forces نیروهای تشکیل دهنده یک یکان یکانهای تابعه قسمتهای تابعه یک عملیات مشترک
component forces نیروهای مولفه
auxiliary forces قوای کمکی
assigned forces نیروهای مامور به نیروهای واگذارشده به
assigned forces نیروهای زیر امر
expeditionary forces نیروی اعزامی
expeditionary forces نیروی توسعه طلب و سرکوبگر
air forces نیروی هوایی
expeditionary forces قشون استعماری
army forces نیروهای زمینی
army forces نیروهای ارتشی یکانهای ارتشی
landing forces نیروها پیاده شونده به ساحل
composition of forces ترکیب نیروها
contingencey forces نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
garrison forces قوای پادگانی کلیه یکانهای مستقردر یک پایگاه یا منطقه یاتاسیسات
ground forces نیروی زمینی
ground forces نیروهای زمینی
irregular forces نیروهای نامنطم
irregular forces نیروهای چریکی
land forces قوای بری
land forces نیروی زمینی
landing forces قوای اب خاکی
landing forces نیروهای پیاده شونده
garrison forces نیروهای پادگانی
distribution of forces تقسیم نیروها
distribution of forces واگذاری نیروها
enemy forces نیروهای دشمن
forces of production نیروهای تولید
differential forces نیروهای دیفرانسیلی
conventional forces نیروهای رزمی معمولی
four forces of nature چهار نیروی بنیادی طبیعت
friendly forces نیروهای خودی
task forces گروه رزمی مشترک امفی بی گروه رزمی موقت زمینی
sum of all external forces حاصل جمع تمام نیروهای خارجی
armed forces courier پیک نیروهای مسلح
armed forces police دژبان نیروهای مسلح
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
peace keeping forces نیروهای بازدارنده و حافظ صلح سازمان ملل
amphibious striking forces نیروهای ضربتی اب خاکی
armed forces courier پیک ارتشی
balance collective forces نیروهای کلی متعادل
van der waals forces نیروهای وان در والس
We were surrounded ( encircled ) by the enemy forces . درمحاصره نیروهای دشمن بودیم
attack carrier striking forces نیروهای ضربتی ناوهواپیمابر نیروی تک
dipole dipole forces نیروهای دو قطبی- دوقطبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com