English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (8 milliseconds)
English Persian
seashore musical ability tests آزمون های استعداد موسیقی سیشور
Other Matches
musical ability توانش موسیقی
seashore ساحل دریا
musical موزیکال
musical دارای اهنگ
musical موسقی دار
musical boxes جعبه ساز
musical language زبان موسیقی
musical box جعبه ساز
musical advisers مشاورموزیکالی
A musical tone . مقام ( درموسیقی )
musical instruments الت موسیقی
musical instruments ساز
musical instrument الت موسیقی
musical instrument ساز
musical chairs نوعی بازی که بازیکنان در حرکتاند و وقتی موسیقی متوقف شد مینشینند و هر کس بی صندلی باشد باخته است
musical chairs <idiom> هر روز شخصی را سریککار گذاشتن
musical instrument digital interface واسط سریال که قط عات الکترونیکی را بهم وصل میکند
musical instrument digital interface میانجی رقمی الات موسیقی
ability شایستگی
ability توانایی
ability لیاقت صلاحیت
ability قابلیت
ability قدرت
ability توانش
ability استطاعت
non ability عدم توانایی
non ability ناشایستگی عدم صلاحیت
to the best of ones ability بامنتهای توانایی
to the best of ones ability تا جایی که کسی توان آن را دارد
verbal ability توانایی کلامی
mixed ability کلاسی که درآن شاگردان سطح علمی وتوانائی متفاوتی دارند
general ability توانایی عمومی
financial ability تمکن مالی
numerical ability توانایی عددی
ability grouping گروه بندی بر پایه توانایی
ability test آزمون توانایی
special ability توانایی اختصاصی
spatial ability توانایی فضایی
mental ability توانایی ذهنی
motor ability قابلیت حرکت
psi ability توانایی فرا روانی
reasoning ability توانایی استدلال
To the best of my ability. For all I am worth . As far as in my lies تا آنجا که تیغم ببرد
I can see an innate ability in that follow . دراو مایه و شایستگی می بینم
pecuniary ability to justify a bait ملائت
ability to pay principle of taxation اصل توانائی پرداخت مالیات برپایه این اصل مالیات بایدمتناسب با توانائی پرداخت مالیات دهنده وضع شود
brace scale of motor ability مقیاس توانش حرکتی بریس
school and college ability test آزمون توانایی تحصیل درمدرسه و دانشگاه
terman group test of mental ability آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
otis lennon mental ability test آزمون توانایی ذهنی اوتیس-لنون
mac quarrie test for mechanical ability آزمون توانایی فنی مک کواری
otis quick scoring mental ability test آزمون توانایی ذهنی اوتیس با نمره گذاری سریع
tests آزمون ها
tests امتحان ها
tests آزمایش ها
tests تست ها
tests آزمایش شبکه ارتباطی با ارسال حجم زیاد داده و پیام روی آن
tests اجرای برنامه با داده آزمایش برای اطمینان از صحت کار نرم افزار
tests بررسی اینکه اطلاعات عددی , عددی هستند
tests قطعه مخصوص که نرم افزار با سخت افزار را آزمایش میکند
tests داده با نتایج از پیش تعیین شده که امکان آزمایش برنامه جدید را فراهم میکند
tests محیط ی برای آزمایش برنامه ها
tests عمل اجرا شده روی وسیله یا برنامه برای بررسی صحت کار آن , و غیر این صورت , یافتن قط عات یا دستوراتی که کار نمیکنند
tests اختیار
tests تست
tests معاینه کردن
tests ازمایش کردن
tests تست کردن ازمایش
tests امتحان محک
tests محک
tests محک زدن
tests امتحان کردن
tests ازمودن کردن
tests امتحان
tests ازمایش
tests ازمون
tests اجرای آزمایش یک وسیله یا برنامه برای اطمینان از صحت کار آن
tests شهادت گواهی بازرسی کردن
tests ازمایش کردن امتحان
tests معیار
speed tests ازمونهای سرعت
survey tests ازمونهای زمینه یابی
means tests سنجش استطاعت مالی
timed tests ازمونهای زمان دار
trade tests ازمونهای شغلی
type tests ازمایشهای نوعی
litmus tests آزمون نمایانگر
litmus tests آزمون نهادنما
will temprament tests ازمونهای اراده- خلق وخوی
aptitude tests ازمون قابلیت فردی
litmus tests آزمون تورنسل
statistical tests ازمونهای اماری
situational tests ازمونهای موقعیتی
screening tests ازمونهای سرند کردن
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
infant tests ازمونهای نوباوگان
individual tests ازمونهای انفرادی
benchmark tests ازمایشات محک
field-tests ازمون پایکار
aptitude tests ازمون استعداد
employment tests ازمونهای استخدامی
aptitude tests ازمون شایستگی
creativity tests ازمونهای افرینندگی
acceptance tests آزمایشهای تحویل
pictorial tests ازمونهای تصویری
placement tests ازمونهای تعیین شغل
routine tests ازمایشهای تک به تک
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
parallel tests ازمونهای همتا
prototype tests ازمایشهای مرغوبیت
projective tests ازمونهای فرافکن
prognostic tests ازمونهای پیش اگهی
sampling tests ازمایشهای نمونهای
california tests of personality ازمونهای کالیفرنیا برای سنجش شخصیت
california achievement tests آزمونهای پیشرفت کالیفرنیا
criterion refernced tests ازمونهای ملاکی
culture bound tests ازمونهای فرهنگ- بسته
culture fair tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
college admission tests آزمونهای پذیرش دانشجو
custom made tests ازمونهای کار- ویژه
culture free tests ازمونهای فرهنگ- نابسته
norm referenced tests ازمونهای هنجاری
terman merrill tests ازمونهای ترمن- مریل
quality control tests ازمایش کنترل کیفیت بازرسی کنترل کیفیت
random parallel tests ازمونهای موازی تصادفی ازمونهای همتای تصادفی
differential aptitude tests ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
goldstein scheerer tests ازمونهای گلدشتاین- شیرر
iowa tests of basic skills ازمونهای مهارتهای اساسی ایووا
california tests of mental maturity ازمونهای کالیفرنیا برای بلوغ ذهنی
He is a capable man . he is a man of ability . بنظر او یک میلیارد تومان بی قابل [ناقابل] است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com