English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
section charge خرج چند قسمتی
section charge خرج جزء جزء
Other Matches
z section پروفیل "زد"
section بخش
section جوخه
section رسد
section قسمت
section قسمت قسمت کردن برش دادن
section گروه دایره
section دسته
section قطعه
section بخش قسمت
section برشگاه
section مقطع
section رسددریایی یا هوایی
section رسدتوپخانه
t section پروفیل " T "
t section عضو " T "
section out شکستن موج بطور ناهموار
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
section بره
section نیمرخ
section شعبه
section برش
section قبضه توپ
radial section برش شعاعی
compact section مقطع فشرده
gauging section برش اندازه گیری
section chief رئیس قبضه
coil section مقطع بوبین
section chief فرمانده رسد فرمانده قبضه
section crew دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
rolled section مقاطع نوردشده
range section قسمت مسئول مسافت یاب یاکار با دستگاه مسافت یاب دریک اتشبار
control section قسمت کنترل
control section بخش کنترل
rectangular section مقطع مستطیلی
regular section پروفیل نرمال
root section مقطع ریشه
conic section مقطع مخروطی
golden section برش زرین
section gang دسته کارگران مسئول یک قسمت از راه اهن
section hand کارگرعضو دسته معینی ازکارگران راه اهن
section leader فرمانده رسد یا جوخه
transition section مقطع تبدیل
transversal section برش عرضی
transverse section مقطع عرضی
transverse section برش متقاطع
trenched section زیرگاه صندوقهای
trenched section فرم صندوقهای تو گود
trough section مقطع ناودانی
weaving section منطقه تقاطع
full section برش کامل
gauging section مقطعی از کانال یا رودخانه که عمق اب یا سرعت اب اندازه گیری میشود
section of dike نیمرخ راه
section of valley نیمرخ عرضی دره
advance section قسمت مقدم در منطقه مواصلات
staff section بخش ستادی
staff section قسمت ستادی دسته سمبه
staff section قطعات سمبه
standard section پروفیل استاندارد
structural section مقطع سازهای
weaving section منطقه همبری
cross section رویه برش
project section بخش تهیه پروژه ها
program section بخش تهیه برنامه ها
program section بخش برنامه ها
phantom section خط نقطهای که جهت رسم تصاویر نامرئی کشیده میشود
personnel section قسمت پرسنلی
personnel section کارگزینی
overflow section قسمت سر ریز سد
data section بخش داده ها
crown section برش در کلید قوس
cross section مقطع
cross section نیمرخ پهنا مقطع موثر
cross section سطح مقطع عرضی
oblique section مقطع مایل
oblique section برش اریب
cross section نیمرخ عرضی
half section نیم برش
gun section رسدتوپ
gun section یک قبضه توپ با نفرات
cross section سطح مقطع موثر
cross section برش عرضی
cross section برش متقاطع نمونه یا حد وسط
cross section مقطع عرضی
project section بخش تهیه طرحها
extruded section پروفیل اشترانق پرس
half section نیم مقطع
oblique section مقطعی که بوسیله صفحه اریب جسم رابرش بدهد
oblique section مقطع اریب
economic section انتخاب سطح مقطع مناسب ازنظر اقتصادی
longitudinal section نیمرخ طولی
cross section سطح مقطع
longitudinal section برش طولی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
horizontal section برش افقی
properties of section خواص مقاطع تیرها
center section بال میانی
radio section بخشرادیو
air section رسد هوایی
section of a log قسمتهایمختلفکندهدرخت
aircraft section قسمت هواپیمایی
aircraft section رسدهواپیمایی
section of a raspberry قسمتهایمختلفتمشک
section of a strawberry قسمتهایمختلفتوتفرنگی
section of a walnut قسمتهایمختلفگردو
axial section برش محوری
tip section قسمتنوک
section of a hazelnut قسمتهایمختلففندوق
advance section قسمت جلویی
pipe section قسمتلوله
main section قسمتاصلی
honeycomb section شانهعسل
flotation section بخششناور
cross-section سطح متقاطع
dining section قسمتغذاخوری
sagittal section قسمتهایزیرشکم
section of a bulb قسمتهایمختلفپیاز
accessory of section قسمتی از موتور که متعلقات روی ان نصب شود
base section بخش اماد لجستیکی منطقه جلو
wallet section قسمتکیفپول
auxiliary section برش کومکی
ground section بدنه و پیکر اصلی فرش [که از در هم رفتگی نخ های تار و پود بدست می آید و اسکلت فرش را بوجود می آورد.]
box section مقطع قوسی سکل
build up section مقاطع مرکب
longitudinal section برش طولی
built up section مقاطع مرکب
butt section قسمتهدف
working section قسمتی از تونل باد که مدل یاجسم مورد ازمایش در ان قرار میگیرد
wing section بخش مرکزی یا پانل خارجی بال
rail section بخشریل
in the non-smoking section در قسمت غیر سیگاری ها
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
black section گروهیغیراداریدرداخلیکحزبسیاسیکهمدافعحقوقسیاهپوستاناست
beaded section شیار برجسته روی گچ وچوب
section of a silique: mustard قسمتهایمختلفخردل
winding crodd section سطح مقطع سیم پیچی
He works in the production section . درقسمت تولید کار می کند
formwork at cirved section قالب بندی در سطوح منحنی
wall stack section بخشدودکشدیواری
egg shaped section مقطع تخم مرغی
section of a berry: grape قسمتهایمختلفانگورحبهای
intermediate frequency section مقطع فرکانس میانی
section of a legume: pea قسمتهایمختلفبتولات
inelastic cross section مقطع برخورد ناکشسان
cross section area سطح مقطع
Could we have a table in the non-smoking section? آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
section of a capsule: poppy قسمتهایمختلفکیسه
data control section بخش کنترل داده
horseshoe shaped section مقطع نعل اسبی
section of a grain of wheat قسمتهایتخممرغ
valley cross section نیمرخ عرضی دره
shape of cross section نیمرخ عرضی
standard egg section مقطع تخم مرغی شکل معمولی
cross section of a road بخشعرضیجاده
box section leg ساق یا پایه بخشی از جعبه
circular cross section مقطع گرد
air traffic section قسمت کنترل عبور و مرورهوایی
air movement section قسمت کنترل عبور و مرور هوایی
air movement section قسمت حرکات هوایی
air ground section قسمت عملیات مشترک زمینی و هوایی
box section bed جعبه ماشینهای ابزار
cross section of a trunk بخشعرضیتنهدرخت
cross section of an airbrush بخشعرضیرنگپاش
absorption cross section مقطع جذب
cross section of a molar قسمتهایمختلفدندانآسیا
cross section of a liquid compass قسمتموربقطبنمایمایع
cross section of a power plant قسمتعرضینیروگاه
cross section of a buttress dam قسمتحایلموربسر
cross section of a gravity dam قسمت
cross section of an embankment dam گودالکنندهشده
cross section of a reflecting telescope قسمتمورببازتابتلسکوپ
cross section of an electron microscope بخشعرضیالکترودمغناطیسیمیکروسکوپ
cross section of an arch dam بخشعرضیهلالیسر
section of a follicle: star anise قسمتهایمختلفبرگه
section of a pome fruit: apple قسمتهایمختلفمیوههایکرویشکل
cross section of a refracting telescope بخشعرضیبازتابتلسکوب
section of a stone fruit: peach قسمتهایمختلفمیوههایهستهدار
cross section of a reflex camera قسمتعرضیبازتابتلسکوپ
gravity dam of triangular section سد وزنی با نیمرخ مثلثی
effective collision cross section سطح مقطع برخورد موثر
total effective collision cross section سطح مقطع موثر کل
multi section type rotary switch سوئیچ گردان نوع چند مقطعی
cross section of a muzzle-loading cannon قسمتموربدهانهتوپ
cross section of a hydroelectric power station قسمتعبورایستگاهقدرتانرژیآبی
in charge <adj.> پاسخگو
on charge of به اتهام
charge دستگاه با ماده منفجره
(in) charge of something <idiom> مسئولیت کار یاکسانی را به عهده داشتن
in charge <idiom> مسئول بودن
in charge <adj.> مسئول
like charge شارژ همنام
like charge قطبهای همنام
take over in charge تحت اختیار دراوردن
take over in charge تصدی
in charge متصدی
in the charge of <idiom> تحت مراقب یا نظارت
charge some one with به عهده کسی گذاشتن
charge مطالبه بها
charge متهم ساختن
be charge with متهم شدن به
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com