English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English Persian
self cleaning contact کنتاکت خودشوی
Other Matches
do the cleaning پاک کردن
cleaning خلوص اخلاص
do the cleaning تمیز کردن
do the cleaning پاکیزه کردن
cleaning شستشو
do the cleaning زدودن
cleaning پاکیزگی
cleaning rod سمبه تفنگ
cleaning process فرایند شستشو
cleaning door دریچه شستشو
cleaning after defecation استنجاء
cleaning lady نظافتچیزن
cleaning rod سمبه نظافت اسلحه
cleaning room اطاق شستشو
cleaning station ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
spring cleaning خانه تکانی درفصل بهار
gas cleaning گاز پالایی
gas cleaning پالایش گاز
spring-cleaning خانه تکانی بهاره
cleaning brush برستمیزکننده
cleaning eye دهانهشستشو
cleaning tools ابزارتمیزکننده
gas cleaning تصفیه گاز
flame cleaning تمیزکردن سطح فلزات به کمک اشعه اکسی استیلن
cleaning station پست رفع الودگی ش م ر
dry cleaning خشک شویی
dry-cleaning لکه گیری کردن
dry-cleaning بابنزین پاک کردن
head cleaning device وسیله هد پاک کن
cleaning of an underground waterchannel لاروبی
rolling stock cleaning yard میلهچرخندهتمیزکنندهحیاط
I am a great believer in using natural things for cleaning. من هوادار بزرگی در استفاده از چیزهای طبیعی برای تمیز کردن هستم.
contact کنتاکت
contact برخورد
to be in contact تماس داشتن
contact اتصال
contact محل اتصال تماس گرفتن
contact تماس یافتن تماسی
contact قطب اتصال تماس گرفتن کنتاکت
contact تماس
Where can I contact Mr …. ? کجا می شود با آقای ….تماس گرفت ؟
contact ارتباط تماس با دشمن علایم تشخیص هدف
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact فراخوانی کاربر یاوسیله در شبکه
contact اتصال الکتریکی برخورد
pin contact اتصال سنجاقی
multi contact چند قطبی
multiple contact دسته کنتاکت
point contact تماس نقطهای
multiple contact کنتاکت دستهای
normally closed contact اتصال معمولا بسته
plug contact کنتاکت دوشاخه
normally open contact اتصال معمولا باز
movement to contact حرکت به تماس
movement to contact حرکت به اخذ تماس
mercurial contact کنتاکت جیوهای
delayed contact چاشنی با تماس تاخیری سیستم پیش تنظیم تاخیری
electric contact کنتاکت الکتریکی
ignition by contact احتراق تماسی
impluse contact کنتاکت ایمپولز
impluse contact کنتاکت ضربهای
intermediate contact کنتاکت میانی
intermediate contact کنتاکت واسطه
interrupter contact کنتاکت پلاتین
interrupter contact کنتاکت قطع
line of contact خط تماس
main contact کنتاکت اصلی
dry contact اتصال الکتریکی غلط که باعث خطای تمام نشدنی میشود
point contact کنتاکت نقطهای
point of contact نقطه تماس
zone of contact محل برخورد
contact lens لنز چشم
contact lens عدسی مماس
contact lens عدسی بساو
contact lenses لنز چشم
contact lenses عدسی مماس
contact lenses عدسی بساو
contact lever اهرم اتصال
contact printer اتصالچاپگر
negative contact اتصالنگاتیو
positive contact اتصالبارمثبت
To be in touch ( contact) with someone. با کسی درتماس بودن
zone of contact ناحیه تماس
wiping contact کنتاکت لغزان
to make contact پیوستن
protective contact کنتاکت محافظ
relay contact کنتاکت رله
roller contact کنتاکت غلتکی
sliding contact کنتاکت لغزان
sliding contact کنتاکت لغزشی
spring contact کنتاکت فنری
switch contact کنتاکت اتصال
to break contact اتصال راقطع کردن
to break contact جریان راگسستن
to bring into contact تماس دادن
to bring into contact پیوستن
to make contact اتصال دادن
side contact شاخک لامپ
contact with the net خطای تماس با تور والیبال
advance to contact پیشروی برای اخذ تماس
contact diameter قطر تماس
contact drop افت کنتاکتی
contact electricity فشار الکتریکی تماسی الکتریسیته تماسی
contact fire انفجار در اثر تماس
contact fire انفجارمین در اثر تماس با کشتی
contact flange فلانژ تماس
contact lights چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
contact line خط تماس
contact lost تماس قطع شد
contact lost هدف ازمیدان تعقیب خارج شد
contact lost هدف گم شد
contact microphone میکروفون کنتاکتی
contact mine مین اصطکاکی
contact mine مین مجاورتی
contact mine مین مکانیکی
contact mine مین ضربتی
contact detector اشکارساز کنتاکتی
contact breaker افتومات
contact breaker کلید قطع کننده
angle of contact زاویه تماس
contact behavior رفتار تماس جویانه
area contact سطح تماس
contact surface سطح تماس
breake contact کنتاکت ساکن
breaker contact پلاتین
carbon contact کنتاکت کربنی
change over contact کنتاکت تغییر دهنده
collective contact کنتاکت جامع
collector contact اتصال کلکتور
contact angle زاویه تماس
contact area منطقه تماس
contact area منطقه اخذتماس
contact area سطح تماس
contact backlash دنده کور تماس
contact bar الکترود جوشکاری
contact pair زوج اتصال
contact party گروه تماس
contact point قطب تماس
contact potential ولتاژ تماسی
contact sports ورزشهای برخوردی
contact sparking جرقه کنتاکت
contact pressure فشار تماس
contact potential فشار الکتریکی تماسی
contact series اتصال سری
contact resistance مقدار مقاومت کنتاکت
contact pressure فشار تماسی
contact report گزارش تماس با هواپیمای دشمن
contact print چاپ خشک
contact print چاپ به طریقه تماس
contact rail ریل کنتاکت
contact ratio نسبت تماس
contact rectifier یکسوکننده مجاورتی
contact points نوکهای کنتاکت
contact point وسیله تماس نقطه اخذ تماس
contact party گروهی که برای کسب اطلاعات از یک یکان به جلو اعزام میشود
contact patrol گشتی تماس
contact patrol گشتی اخذتماس
contact piece پلاتین
contact report گزارش اخذ تماس
contact piece کنتاکت
contact plug فیش اتصال
contact sweeping روبیدن مکانیکی
contact plug دوشاخه برق
contact sweeping روبیدن ضربتی
If there is a reason for complaint, please contact ... اگر شکایتی دارید، لطفا با ... تماس بگیرید.
hard contact printing چاپ تماسی که در ان هدچاپگر با نیروی محسوسی روی لایه زیرین فشار واردمی اورد
To establish( make) contact. تماس دایر ( برقرار ) کردن
angular contact bearing یاطاقان زاویه دار
hot-shoe contact نفطهاتصالفلاش
brush contact loss افت زغال
metallic contact grid میخمتصلفلزی
contact voltage regulator نافم ولتاژ با کنتاکت
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
single contact switch کلید یک قطبی
multiple contact switch کلید پلهای
surface contact rectifier یکسوکننده سطحی
point contact rectifier یکسو کننده نقطهای
multi contact plug دوشاخه با کنتاکتهای متعدد
contact ion engine موتوری برای ایجاد تراست درفضا
contact field technician کارمند فنی
single contact lamp لامپ تک کنتاکتی
contact electromotive force نیروی برق رانی مجاورتی
double contact lamp لامپ با اتصال مضاعف
contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
contact potential difference اختلاف پتانسیل مجاورتی
contact potential barrier پشته پتانسیل مجاورتی
wire contact distributor دلکوی تماسی
welded contact rectifier یکسو کننده نقطهای جوش شده
equivalent circuit of a contact rectifie مدار هم ارز یکسوکننده مجاورتی
angular contact thrust ball bearing بلبرینگ طولی محوری
We finally succeed in making a radio contact. عاقبت توانستیم یک تماس رادیویی برقرار کنیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com