English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (8 milliseconds)
English Persian
self protection دفاع از نفس
self protection صیانت نفس حفافت از خود
self protection حفافت از خود
self protection برقراری تامین از خود
Search result with all words
protection حفافت
protection محافظت
protection حراست حمایت
protection حفظ
protection نیکداشت
protection تامین نامه
protection حمایت
protection نگهداری
protection تیمارداری
protection سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection پشتیبانی
protection خط امان
protection مانع کپی گرفتن شدن
protection کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection عمل حفافت
anodic protection حفافت اندی
anti skid protection حفافت از لغزش
anticorrosive protection حفافت در برابر خوردگی
armor protection حفافت زرهی
armor protection حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
bank protection ساحل داری
bank protection ساحلبانی
block protection حفافت بلوک
cathode protection حفافت کاتدی
cell protection حفافت سل
collective protection حفافت گروهی
collective protection حفافت جمعی
consumer protection حمایت از مصرف کننده
copy protection جلوگیری از اعمال کپی
copy protection محافظت از کپی
copy protection حفافت دربرابر کپی
data protection حفافت داده ها
degree of protection میزان حفافت
degree of protection میزان تامین درجه حفافت
distance protection وسیله حفافت فاصله
environmetal protection حمایت محیط زیستی
file protection حفافت پرونده
file protection حفافت فایل
flood protection حفافت در مقابل طغیان
frost protection preparation ضدیخ
high tension protection حفافت فشار قوی
impedance protection حفافت امپدانس
indirect bank protection کناره بندی غیر مستقیم
insulation protection حفافت عایق بندی
lightning protection با خاموش کننده مغناطیسی
line differential protection حفافت دیفرانسیلی خط
memory protection حفافت حافظه
memory protection پشتیبانی ازحافظه
over protection تقویت
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
overload protection حفافت بار زیاد
overvoltage protection حفافت فشار زیاد
password protection حفافت به کمک کلمه رمز
positional protection device دستگاه حفافت درگاه
power system protection حفافت سیستم قدرت
protection and indemnity club باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
protection from sin عصمت
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
protection key کلید حفافت
protection level سطح حفافت
protection ring حلقه حفافت
rust protection حفافت در برابر زنگ زدگی
rust protection paint رنگ ضد زنگ
software protection حفافت نرم افزاری
storage protection حفافت انباره
storage protection حفافت حافظه
thermal protection محافظت حرارتی
toe protection پاشنه بندی
under protection تحت الحمایه
x ray protection حفافت رونتگن
ear protection محافظگوش
eye protection محافظچشم
feet protection محافظپا
hand protection محافظدستی
head protection محافظسر
overflow protection switch کلیدحافظآبهایاضافی
respiratory system protection حافظدستگاهتنفسی
Under the protection of the law. درپناه قانون
Protection money. Racket money. باج سبیل
environmental protection حفاظت محیط زیست
The Physics of Radiation Protection فیزیک بهداشت
The Physics of Radiation Protection فیزیک محافظت از پرتو
The Physics of Radiation Protection بهداشت پرتوی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com