English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 154 (8 milliseconds)
English Persian
separate loading مجزا پرشونده
separate loading مهمات مجزا
Other Matches
separate تقسیم کردن
separate مجزا جدا جدا کردن
separate یکان مستقل
separate مستقل
separate متارکه انفصال
separate جدا ازهم
separate سواکردن
separate جدا کردن
separate جدا شدن
separate مجزا کردن
separate سواکردن تجزیه کردن
separate جدایی تفکیک
separate تجزیه
separate مفارقت دوری
separate حروف نمایش داده شده که تمام متریس حروف را نمیگیرند و فضایی در این بین می ماند
separate علیحده اختصاصی
separate جداگانه
separate سوا
separate استفاده از کانالهای ارتباطی مستقل در سیستمهای چندی کاناله برای ارسال داده کنترل وپیام ها
separate تفکیک کردن
keep these separate from those. اینها را از آنها جدا نگاهدار
separate جدا
That is a separate question. این یک موضوع جدایی است.
That is a separate question. این جدا از موضوع بحث ما است.
separate ammunition مهمات مجزا
separate battalion گردان مستقل
separate battery اتشبار مستقل
separate brigade تیپ مستقل
separate company گروهان مستقل
separate estate اموال شخصی زن
separate opinion رای جداگانه
separate opinion رایی که نافربه مسائل مختلف باشد
separate sewer شبکه مجزا
separate maintenance نفقه زنی که جدا از شوهرزندگی میکند
separate the good ones from the bad ones. خوبها رااز بدها جداکردن
Cut the cake into three separate parts. کیک را به سه قسمت جدا ببرید
loading امیختن موادخارجی به شراب
loading بار
loading بارگذاری
loading پر کردن سلاح
loading بارگیری کردن سوارشدن به خودرو یاهواپیما
loading بارگیری مهمات درهواپیما
loading بار محموله
self loading فشنگ گذاری خودکار به طورخودکار پرشونده
self loading پرشونده خودکار
loading بارکنش
loading عمل انتقال فایل یا برنامه از دیسک به حافظه
loading فرفیت بارگیری
loading بار گذاری
loading بارگیری
loading فرفیت
loading خرج گذاری کردن سلاح
loading time زمان بارگیری
magnetic loading بارگیری مغناطیسی
loading tray سینی پر کن گلوله
loading table جدول بارگیری
loading plan طرح بارگیری خودرو
loading point نقطه بارگیری
loading point نقطه سوارشدن
loading rack سکوی بارگیری
loading ramp راهروی شیب دار بارگیری
loading routine روال بارکننده
loading scale مقیاس بارگیری
loading site سکوی بارگیری
loading site محل بارگیری
loading space فضای قابل بارگیری
loading speed سرعت بار گذاری
loading station ایستگاه بارگیری
muzzle loading سر پر
point of loading نقطه بارگیری
pre loading بارگیری اولیه
Loading and unloading. بارگیری وتخلیه
loading door فشاردر
loading dock بارگیریبارانداز
loading bunker بارگیریانبارزغال
loading area قسمتلودینگ
wing loading نسبت وزن کل به مساحت یال
wing loading وزن غیر خالص هواپیما تقسیم بر سطح زیر ان
up line loading انتقال یک کپی از یک برنامه
unit loading بارگیری کردن یکانها برای حمل و نقل بارگیری یکان
truck loading سربار کامیون
transverse loading بارگذاری روی پایه
tactical loading بارگیری رزمی یا جنگی
The ship is loading. کشتی درحال بارگیری است
rate of loading میزان بارگذاری
preload loading بارگیری اولیه یا بارگیری قبل از بارگیری اصلی
rail loading سوار کردن بار یا پرسنل روی درزینهای راه اهن
base loading بارگیری انجام شده در پایگاه
cross loading تقسیم بارهای هواپیما
cross loading مخلوط کردن بارها
cycles of loading دورههای بار
density of loading تراکم پر کردن خرج در لوله تراکم خرج پرتاب
diffraction loading منتجه نیروهای وارد بیک شیئی
diffraction loading منتجه فشار
direct loading مجموعه نیروهائیکه مستقیمابه ساختمان اثر میکند وشامل بارهای زنده و مرده میباشد
disc loading نسبت وزن هلیکوپتر به مساحت دیسک رتوراصلی
drag loading فشار کششی
drag loading نتیجه کشش بادیا موج انفجار
drift loading دهانه
cross loading سر شکن کردن بارها
commodity loading بارگیری کالاهای مختلف
commercial loading بارگیری کالای تجارتی
base loading بار اولیه
bill of loading بارنامه کشتی
bill of loading جواز کشتی
breech loading ته پر
breech loading پر کردن تفنگ از ته
bulk loading بارگیری مخزن به طور یک جا
bulk loading بارگیری در مخازن
cease loading پر نکنید
cease loading گلوله را پرنکنید
combat loading بارگیری رزمی هواپیما بارگیری جنگی
commercial loading بارگیری تجارتی
dynamic loading بارگذاری جنبشی
emergency loading بارگزاری فوق العاده بارگزاری اضطراری
emergency loading بارگذاری فوق العاده
loading apron نوار بارگیری
loading bridge پل بارگیری
loading bucket سطل بارگیری
loading capacity بار گیری
loading capacity فرفیت
loading chart طرح بارگیری هواپیما
loading facilities وسایل بارگیری
loading duration مدت بار گذاری
loading chart جدول بارگیری
loading coil پیچک بار افزای
lane loading سربار خط عبوری
loading for contingencies کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
loading list لیست بارگیری خودرو
endurance loading بارگیری با حداکثر فرفیت بارگیری کامل
factor loading وزن عاملی
frequency loading بارکنش فرکانسی
frequency loading بارگیری فرکانسی
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
horizontal loading کولاس افقی
indirect loading بارگذاری غیرمستقیم
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
loading diagram دیاگرام بارگیری
block stowage loading بارگیری وسایل هم مقصد دریک قسمت از وسیله ترابری
ammunition loading line صف بارگیری مهمات صف بارکردن مهمات
muzzle-loading cannon بارگیریلولهتوپ
loading participation in profits هزینههای مشارکت در سود
ammunition loading line خط بارگیری مهمات
manpower loading chart نمودار تخصیص نیروی انسانی
loading on alternate spans حالت بارگذاری یک در میان در دهانه ها
strength under tangential loading مقاومت دربرابر عاملهای مماسی
volumetric loading/density خارج قسمت حجم کل سوخت موتور راکت جامد به کل بدنه یا پوسته
bow loading door درخمشدهمخصوصبار
container-loading bridge پلورودبستههابهکشتی
deflection under long term loading خیز ریز بار طویل المدت
multiple loading operating system سیستم عامل بارکننده چندتایی
cross section of a muzzle-loading cannon قسمتموربدهانهتوپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com