English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
service bureau اداره خدماتی
service bureau دفتر خدماتی موسسه خدماتی
Other Matches
bureau ادارهای که متخصص تایپ داده و پردازش دستهای داده ادارههای کوچکتر است
bureau ادارهای که اطلاعات در اختیار میدهد
bureau ادارهای که داده را از حالت برنامه DTP یا رسم ذخیره شده روی دیسک به صورت کارهای هنری تبدیل میکند
bureau ادارهای که متخصص در پردازش کلمه است
bureau کمیته
bureau هیئت اداری
bureau دفتر
bureau اداره
bureau دایره میز کشودار یا خانه دار گنجه جالباسی
bureau دیوان
bureau دفترخانه
travel bureau آژانسمسافرتی
budget bureau دفتر بودجه
information bureau مرکز جمع اوری اطلاعات
weather bureau اداره هواشناسی
technical bureau دفتر فنی
information bureau دفتر اطلاعات
Citizens' Advice Bureau دفترمشاوره
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
federal bureau of investigation I.B.F
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
in service درخدمت ارتش در ارتش
on service سر خدمت
in service به خاطر خدمت
on service سر کار
service over خطای سرویس
take into service استخدام کردن
one's service خدمت یکسره
self-service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
self-service با انتخاب ازاد
self-service ازاد
in service خدمتی
i am at your service در خدمت شما هستم
he is of no service to us بدرد مانمیخورد
to see service در ارتش یانیروی دریایی خدمت
to see service کردن
please do me a service خواهشمندم یک همراهی بامن بکنید
d. service نماز
d. service عبادت خدا
f.service نمازمعمولی هفته
out of service <adj.> ازکارافتاده
out of service <adj.> خراب [ازکارافتاده]
he is of no service to us بکار ما نمیخورد
self-service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self-service کمک بوسیله خود شخص
service خدمت
service تعمیر کردن
service قسمت یکان
service سرویس
service اداره
service رسیدگی به
service منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
service لوازم
service روبراه ساختن
service ماشینی راتعمیروروغن کاری کردن
service استخدام
service نوکری یاری
service کار
service وفیفه
service عبادت تشریفات
service کمک
service بنگاه سرویس
service یکدست فروف اثاثه
service نظام وفیفه
service سنجد
service درخت سنجد وابسته بخدمت
service سرویس کردن
service اطاعت و فرمانبرداری عبادت و نماز
service جنگی
self service بدون مسئول توزیع سلف سرویس
service بیت ارسالی برای کنترل ونه داده
service نظامی
service شعائر
service برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و..
service تعمیر
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
self service با انتخاب ازاد
service بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
self-service خود زاوری
self service کمک بوسیله خود شخص
self service خود یاوری
self-service خود یاوری
service توافق برای سرویس یک قطعه توسط مهندس در صورت خرابی آن
service ابلاغ
self service ازاد
self service تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
self service خود زاوری
service man تلفن چی
service line حد مرزی سرویس روی دیوار مقابل اسکواش
service load بار مفید
veteran service خدمت سربازی
service line خط مرزی روی زمین در بازی اسکواش دوبل
service man تلگرافچی
service marking علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
service medal نشان خدمت
service practice تمرین اموزشی
service peculiar امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
service passport پاسپورت خدمات
service officer افسر ارشد نگهبان
service club باشگاه سربازان
service obligation تضمین خدمت
service number کدپرسنلی
service number شماره خدمتی پرسنل
service occupations مشاغل خدماتی
service mine مین جنگی
service message پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
service mine مین قابل انفجار
service line خط سرویس
service line ستون ناوها لجستیکی دریایی
service contract قرارداد انجام خدمت
service contract قرارداد خدمت
service connections انشعاب
service component نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات
service component نیروی مسلح
service company گروهان خدمات
service club باشگاه افراد
service chevron علایم بازویی که خدمات جنگی را نشان میدهد
service ceiling سقف پرواز معمولی یا جنگی هواپیما
service cap کلاه خدمت
service calls شیپور جمع عمومی
service calls شیپور خدمت
service cable کابل مصرف کننده
service contract قرارداد خدماتی
service court محل فرود سرویس
service industry صنعت خدمات
service industries فعالیتهای خدماتی اشتغالهای خدماتی
service force یکان خدماتی دریایی
service force یکان خدمات
service entrance پست انشعاب
service element عنصر اداری
service element عنصرشرکت کننده در عملیات عنصرخدماتی
service element عنصری از نیروهای مسلح که در عملیات شرکت دارد
service echelon رده اداری و خدماتی
service echelon ردههای سرویس
service department بخش خدمات
service department قسمت خدمات
service craft ناوهای خدماتی دریایی
service court محل فرود سرویس اسکواش
service of the piece مشق پای قبضه توپخانه مشق پای توپ
service squadron گروه خدمات
service dog سگ دستیار
service judge داورسرویس
service building ساختمانسرویس
service box جایگاهسرویسزدن
service bay خدماتخلیجی
security service اداره امنیت
right service court داورسرویسراست
yeoman's service خدمت صادقانه و از روی وفاداری و صمیمیت
windmill service سرویس چکشی
security service خدمتکاران گروه امنیتی
on-call service آماده برای ترک در خدمت [اصطلاح رسمی]
underhand service سرویس ساده
service module میزانکروسن
service zone بخشسرویسزدن
national service خدمت نظام وظیفه
Is service included? آیا سرویس حساب شده است؟
Service Included سرویس حساب شده است.
lip service <idiom> تنها زبونی موافقت کردن
service dog سگ سرویس
service woman زنارتشی
room service سرویسداخلاتاق
Health Service سرویسسلامتی
fire service آتشنشانی
Diplomatic Service سرویسسیاسی-سرویسدیپلماتیک
dinner service فروفغذاخوری
community service تعاونویاریعمومی
community service کمک
telephone service سرویس تلفن
suspend from service معلق کردن از کار
service sector بخش خدمات
service road جاده کناری جاده سرویس
service road شوسه کناری
service ribbon لنت نشان خدمت
service records سوابق خدمتی پرسنل خلاصه وضعیت خدمتی
service records پروندههای خدمتی
service rating تقدم پرسنلی رتبه بندی پرسنلی
service rating طبقه بندی پرسنلی
service program برنامه خدماتی
service practice مشق پای توپ
service practice مشق پای قبضه جنگ افزار تمرین عملی
service squadron قسمت خدمات دریای
service stairs پلکان سرویس
service stairs پلکان خدمت
substituted service اوراق دعوی
substituted service ابلاغ قانونی
statement of service خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
social service موسسه تعاون اجتماعی
social service خدمات اجتماعی
ship's service فروشگاه ناو
service unit یکان خدمات
service uniform اونیفرم خدمت
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
service support پشتیبانی خدمات
service stock امادرزمی
service stock اماد و کالاهای جنگی
replacement service سرویس جایگزین رفت و آمد [حمل و نقل]
hook service سرویس برگردان والیبال
divine service نماز
dial up service سرویس اطلاعات onlineکه باشماره گیری کامپیوترمرکزی قابل دستیابی است
debt service پرداخت اصل و فرع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com