English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (3 milliseconds)
English Persian
shelf تاقچه
shelf رف
shelf فلات قاره
shelf هرچیز تاقچه مانند
shelf در تاقچه گذاشتن
shelf کنار گذاشتن
shelf سراشیب عمق دریا
shelf سراشیب ساحل دریا
shelf سکوی کوهستانی
shelf قفسه
shelf طاقچه
shelf تپه دریایی جزیره نما
Other Matches
off the shelf تدارکات اماده برای توزیع و تحویل
off the shelf مواد در دسترس
off the shelf محصول سخت افزار یا نرم افزار با تولید انبوه
shelf environment کم ژرفگاه
adjustable shelf صفحه متحرک
door shelf درقفسه
shelf channel کانالقفسهای
tool shelf محلقراردادنوسایل
I cant reach the shelf . دستم به قفسه نمی رسد
I cannot reach the shelf. قدم به قفسه نمی رسد
to put something on the shelf <idiom> چیزی را به بعد موکول کردن
to put something on the shelf <idiom> چیزی را به عقب انداختن
to put something on the shelf <idiom> چیزی را به کنار گذاشتن
shelf environment محیط کم عمق
shelf life تاریخ مصرف
shelf life مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
continental shelf فلات قاره
continental shelf حد ساحلی فلات قاره
continental shelf کفه دریایی
continental shelf مقداری از خاک زیر اب دریا که از حاشیه ابهای ساحلی یک کشورشروع و به خطی که از ان اولین شیب تند قعر دریا اغاز میشود و ارتفاع ان باید بایداز سطح دریا 002 متر باشدختم میشود
mantle shelf سربخاری
She didnt let me mail the shelf . نگذاشت کاغذ را پست کنم
Put the books back on the shelf. کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com