English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English Persian
simple ساده
simple بسیط
simple بی تکلف
simple ساده دل
simple خام
simple ناازموده
simple نادان ساده کردن
simple اسان
simple که استفاده و کار کردن با آن ساده است
simple وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simple آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
Other Matches
simple mean میانگین ساده
simple mean میانگین حسابی
simple contract عقد منعقد درسند عادی
simple contract قرارداد شفاهی
simple correlation همبستگی ساده
simple compression فشار ساده
simple bending خمش ساده
simple beam تیر ساده
simple beam تیره ساده
simple average میانگین ساده
simple attack حمله ساده
simple distillation تقطیر ساده
simple equation معادله خطی
simple eye چشم ساده
simple design طرف کف ساده [هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
simple majority اکثریتنسبی
simple leaves برگهایتازه
simple motion حرکت ساده در خط مستقیم یادایره یا مارپیچ
simple minded ساده لوح
simple minded ساده دل
simple magnet مغناطیس ساده
simple-hearted <adj.> ساده دل
simple fraction کسر ساده
simple arc لامپ قوسی ساده
simple wing طرح تهاجمی با خط نامتعادل
simple truss خرپای ساده
simple parry دفاع ساده
simple oscillator نوسانگر ساده
simple interest سود ساده
simple interest سود پول بر اساس سال 063 روزه
simple circuit مدار توان
simple hearted بی تزویر
simple hearted ساده دل
fee simple میراث قانونی بلامعارض ملک مطلق
fee simple حق الزحمه متعارف
simple premission اذن محض
fee simple حق تملک دائم
simple support تکیه گاه ساده
simple structure ساخت ساده
simple-minded ساده لوح
simple stress تنش ساده
simple strain تغییر طول نسبی ساده
simple shear دراین برش تنش عمودی وجودندارد
simple shear برش ساده
simple schizophrenia اسکیزوفرنی ساده
simple regression رگرسیون ساده دو متغیره
In simple (plain) English. به انگلیسی ساده
tenant in fee simple متصرف مطلق و دائمی ومادام العمر مال غیر منقول که تصرفاتش به اخلاف وی نیز منتقل میشود
There is more to it than meets the eye . It is not simple as all that. موضوع اینقدرها هم ساده نیست
This is treason, pure and simple. خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
The dilemma has no simple answers. این مخمصه راه حل ساده ای ندارد.
simple cubic lattice شبکه مکعبی ساده
simple leg ride شگک خراب کردن حریف
simple harmonic motion حرکت هماهنگ ساده
simple harmonic motion حرکت نوسانی ساده
simple periodic current جریان دورهای ساده
simple axis of symmetry محور ساده تقارن
simple randon sampling نمونه گیری تصادفی ساده
simple content debt دین ناشی از قرارداد شفاهی
simple list text chart جدول نوشتاری با لیست ساده
simple network management protocol سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com