Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
single acting
یکطرفه
Search result with all words
single acting cylinder
سیلندر یک طرفه
single acting pump
پمپ یکطرفه
Other Matches
acting
بازیگری جدیت
self acting
خودکار
self acting
عامل در نفس خود خود عمل
acting
عامل
self acting
خود کار
acting
کفیل متصدی
acting
کفالت کننده
acting
فعال کاری
self acting
خودکار عمل کننده
acting
فعالیت
acting out
برون ریزی
acting
جدی
acting
کنشی
acting
ایفای نمایش
play-acting
وانمود کردن
double acting
دوطرفه
acting sublieutenant
ناوبان دوم موقت
acting on behalf of
به نمایندگی
acting minister
کفیل وزارتخانه
acting manager
کفیل
acting company
شرکت عامل
play-acting
تو بازی رفتن
play-acting
ادا در آوردن
play-acting
نقش داشتن
To be acting. To put it on .
رل بازی کردن
play-acting
بازی کردن
double acting cylinder
سیلندر دوطرفه
acting minister of war
کفیل وزیر جنگ
double acting pump
شمش مکش و پمپ فشار پمپ دوکاره
double acting fuse
فیوز دوبل
double acting hammer
چکش دوطرفه
single up
یک لا کردن طنابها
single value
ارزش منحصر بفرد
every single day
<adv.>
روز به روز
single a
زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
single zero
صفرمنفرد
single
ازدواج نکرده
single
یک نفره
is he still single?
ایا هنوزعزب یا مجرد است
is he still single?
ایا هنوز تک است
single last
دوخت لب به لب
single
تک
single
مسابقه یکنفره
single
ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
single
قایق یک نفره
single
عزب
single
استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
single
ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
single
فقط یک
single
فرد
single
تنها یک نفری
single
انفرادی
single
مجرد
single
جدا کردن برگزیدن
single
انتخاب کردن
single
تنها
every single day
<adv.>
بطور روزانه
single
واحد
single
منفرد
every single day
<adv.>
روزانه
every single day
<adv.>
روزبروز
every single day
<adv.>
همه روز
every single day
<adv.>
هر روز
every single day
<adv.>
بطور یومیه
single life
انفرادی
single life
تجرد
single skinned
یک جداره
single sling
باربردار یک بندی
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
single life
زندگی مجردی
single space
تک فاصله تو هم
single tax
مالیات بر درامد انفرادی
single tax
مالیات انفرادی
single stepping
در یک مرحله انجام دادن یا شدن
single stepping
دقت یگانه پیمودن یگانه
single stepping
پیمودن تک
single stage
یک طبقهای
single lane
شاهراه یک خطه
single step
تک مرحلهای
single stage
یک طبقه
single skinned
یک پوسته
single shot
اسلحه تک تیر
single precision
دقت واحد
single line
مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
single precision
با دقت معمولی
single phase
برق یک فاز
single precision
تک دقتی
single pole
چوبدستی تکی اسکی
single phase
تک فازه
single pneumonia
اماس یک شش
single perforated
باروت یک سوراخه
single name paper
سفته دارای یک امضاء
single minimum
تک کمینه
single shot
تک گلولهای تک تیر
single shot
گلوله منفرد
single shot
یکبارهای
single reduction
تقلیل سرعت تکی
single purpose
تک منظوره
single precision
دقت یگانه
single load
بار تک
single precision
دقت تک
single pole
تک قطب
single tax
مالیات واحد
single throw
یک لنگی
with single cream
با کرم یا خامه کم
single flight
پرواز رفت
single sign-on
ورود یگانه به سیستم
[رایانه شناسی]
single yarn
نخ یک لا
[این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
single line
ردیف تکی
single line
ردیف مجزا
single line
خط تنها
single line
خط مجزا
to be single-minded
<idiom>
مصمم بودن
[اصطلاح]
single-use tableware
ظروف یک بار مصرف
single-digit
<adj.>
تک رقمی
a single room
یک اتاق یک نفره
single unit
یکان مستقل
single-decker
اتوبوسیکطبقه
single track
تک راهه
single track
فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
single transposition
نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
single unit
یکان منفرد
single user
تک کاربری
single valued
تک ارز
single valued
تک ارزشی
single valued
تک مقدار
single way switch
کلید یکراهه
single whip
قرقره قلاب تک قرقرهای
single reed
نیتکی
single scull
پارویتکنفره
single seat
صندلییکنفره
single twist
تکدورانی
single cream
خامهپرچرب
single parent
بچهایکهفقطیاپدرویامادرداشتهباشد
single sex
مدرسهباشگاهویاارگانغیرمختلط
single-digit
<adj.>
یک رقمی
single core
کابل یک رشتهای
single address
بایک نشانی
single file
یک ردیف ستون
single file
ستون یک
single file
به ستون یک حرکت کنید
single file
به ستون یک
single flow
راه یک طرفه
single blessedness
بی زنی یا انفراد
single flow
جاده یک مسیره
single foot
تک روی
single combat
اثبات حقانیت بوسیله نبرد تن به تن battle of wager
single foot
تکاور تک رو بودن
single footer
تک رو
single density
با تراکم واحد
single address
با یک آدرس
single file
صف نظامی که یکی یکی پشت سرهم باشند
single envelopment
احاطه یک طرفه
single core
هادی تک رشتهای
single barreled
یک لول
single base
باروت یک حبهای
single crystal
تک بلور
single base
تک مادهای
single density
چگالی تک
single conductor
سیم تک رشتهای
single ended
یکطرفه
single ended
یکسو
single address
با یک نشانی
single conductor
هادی تک رشتهای
single entry
حسابداری ساده
single minded
بی تزویر
single entry
حسابداری فردی
single handed
تنها
single haneded
تنهایی
single hearted
امین
single minded
بااراده
single hearted
وفادار
single hearted
بی ریا
single minded
مصمم
single minded
امین
single hearted
یکدل
single ignition
احتراق تک برقی
single-handed
یک دستی
single interlocking
یک پیچه
single-handed
تنها
single-breasted
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single breasted
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single haneded
دست تنها
single-minded
امین
single handed
یکدستی
single haneded
یک تنه
single combat
جنگ تن بتن
god is single
خدا یکتایا واحد است
single action
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
single bond
پیوند یگانه
single bond
پیوند ساده
single lane
شاهراه یک طرفه
single-minded
بی تزویر
single foot
اسب تک رو
single-minded
مصمم
single-minded
بااراده
single carriageway road
راه با یک جاده
single quotation marks
علامتنقلقولتکی
single bevel but weld
جوش لب به لب "وی " ساده
single board computer
کامپیوتر تک بردی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com