English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
single action یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
Other Matches
every single day <adv.> روز به روز
single عزب
single قایق یک نفره
single ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
single مسابقه یکنفره
single تنها
single انتخاب کردن
single مجرد
single انفرادی
single تنها یک نفری
single فرد
single تک
single منفرد
single ازدواج نکرده
single استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
single ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
single up یک لا کردن طنابها
single value ارزش منحصر بفرد
is he still single? ایا هنوز تک است
single last دوخت لب به لب
single zero صفرمنفرد
single یک نفره
every single day <adv.> هر روز
every single day <adv.> همه روز
every single day <adv.> روزانه
every single day <adv.> روزبروز
every single day <adv.> بطور یومیه
every single day <adv.> بطور روزانه
single a زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
single فقط یک
single واحد
is he still single? ایا هنوزعزب یا مجرد است
single جدا کردن برگزیدن
immediate action عکس العمل فوری
self action عمل فی نفسه
action جدیت
right of action حق اقامه دعوی
action جنبش حرکت
action جریان
action اشاره
action تاثیر اثر جنگ
action نبرد
action پیکار
action بازی
action جریان حقوقی تعقیب
action اقامهء دعوا
action طرز عمل
action گزارش وضع
action اشغال نیروهای جنگی
right of action حق طرح دعوی در دادگاه
self action خود عملی
right of action حق طرح دعوی دردادگاه
right of action حق ترافع
immediate action عملیات فوری
action رفتار
appropriate action اقدام مقتضی
action کردار
action عمل
out of action غیر فعال
out of action خراب
out of action خارج ازنبرد
action فعل اقدام
containing action عملیات احاطهای بازدارنده
course of action راه کار
action کنش
down [out of action, not in use] <adj.> خراب [ازکارافتاده]
down [out of action, not in use] <adj.> ازکارافتاده
action کار
course of action روش انجام کار
out of action از نبرد خارج شده
action تمرین
action پیامی که به کاربر نشان داده میشود که اعلام کند یک عمل یا یک ورودی نیاز است
action که باعث میشود نشانه گر به میله عمل در بالای صفحه برود
action عمل انجام شده
action در حقیقت آن منو انتخاب میشود
action اژیرش
action شی که کاربر باید به آن عمل را اعمال کند
action لیست امکانات
action کل عملیاتی که در یک عمل رخ می دهند.
action حرف یکتایی که در رابط ه با یک منوی خاص برای افزایش سرعت عمل میکند و وقتی که کاربر این حرف را انتخاب میکند
action وقتی کاربر نشانه گر را به سوی یک منوی خاص در میله عمل می برد
action تمام منو زیر نام آن نمایش داده میشود
action انجام کاری
action خط اول صفحه نمایش که نام منوها را نشان میدهد
action جنبش
action عملیات جنگی
action جنگ
action عمل کاربر مانند انتخاب یک کلید
action سهم سهام شرکت
action اقدام
action فرمان حاضر به تیر
action اثر
action عامل
action کار اقدام
action جنگ عملیات
single life زندگی مجردی
single phase تک فازه
single phase برق یک فاز
single lane شاهراه یک خطه
single life تجرد
single minimum تک کمینه
single perforated باروت یک سوراخه
single load بار تک
single line مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
single name paper سفته دارای یک امضاء
single pneumonia اماس یک شش
single purpose تک منظوره
single reduction تقلیل سرعت تکی
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
single shot یکبارهای
single shot گلوله منفرد
single shot تک گلولهای تک تیر
single shot اسلحه تک تیر
single skinned یک جداره
single precision دقت یگانه
single precision دقت تک
god is single خدا یکتایا واحد است
single pole تک قطب
single pole چوبدستی تکی اسکی
single precision تک دقتی
single life انفرادی
single precision با دقت معمولی
single skinned یک پوسته
single precision دقت واحد
single sling باربردار یک بندی
single barreled یک لول
single conductor هادی تک رشتهای
single core کابل یک رشتهای
single core هادی تک رشتهای
single crystal تک بلور
single density با تراکم واحد
single density چگالی تک
single ended یکطرفه
single ended یکسو
single conductor سیم تک رشتهای
single combat اثبات حقانیت بوسیله نبرد تن به تن battle of wager
single combat جنگ تن بتن
single address با یک نشانی
single address با یک آدرس
single address بایک نشانی
single base باروت یک حبهای
single base تک مادهای
single acting یکطرفه
single blessedness بی زنی یا انفراد
single bond پیوند یگانه
single bond پیوند ساده
single entry حسابداری فردی
single entry حسابداری ساده
single handed یکدستی
single haneded یک تنه
single haneded تنهایی
single hearted امین
single hearted وفادار
single hearted بی ریا
single hearted یکدل
single ignition احتراق تک برقی
single interlocking یک پیچه
single handed تنها
single footer تک رو
single foot تکاور تک رو بودن
single envelopment احاطه یک طرفه
single file صف نظامی که یکی یکی پشت سرهم باشند
single file یک ردیف ستون
single file ستون یک
single file به ستون یک
single flow راه یک طرفه
single flow جاده یک مسیره
single foot تک روی
single foot اسب تک رو
single lane شاهراه یک طرفه
single haneded دست تنها
single line خط مجزا
single line خط تنها
single line ردیف مجزا
single line ردیف تکی
single yarn نخ یک لا [این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
single sign-on ورود یگانه به سیستم [رایانه شناسی]
single flight پرواز رفت
with single cream با کرم یا خامه کم
a single room یک اتاق یک نفره
single-decker اتوبوسیکطبقه
single-minded مصمم
single sex مدرسهباشگاهویاارگانغیرمختلط
single parent بچهایکهفقطیاپدرویامادرداشتهباشد
single cream خامهپرچرب
single file به ستون یک حرکت کنید
to be single-minded <idiom> مصمم بودن [اصطلاح]
single breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-handed تنها
single-handed یک دستی
single minded امین
single minded بی تزویر
single minded مصمم
single minded بااراده
single-minded امین
single-minded بی تزویر
single-minded بااراده
single transposition نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
single-digit <adj.> تک رقمی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com