Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English
Persian
single pole
تک قطب
single pole
چوبدستی تکی اسکی
Search result with all words
single pole cutout
فیوز تک پل
single pole switch
کلید یک پل
single pole circuit breaker
مدارتکفطبشکننده
Other Matches
pole
دکل
pole
چوبدستی اسکی تیرهای عمودی در کنارداخلی مسیر اسبدوانی نیزه پرش
pole
نیزه پرش با نیزه
pole
دستک
pole ax
با تبرچکش کشتن
four pole
چهار قطبی
up the pole
گرفتار در تنگنا واقع شده
pole ax
تیر چکش دار
pole ax
تبرزین
two pole
دو پل
pole
شمع
pole
دسته بلند چیزی
pole
تیر چراغ برق
pole
قطب دار کردن
pole
تیردارکردن
pole
با تیر یا دیرک محکم کردن
pole
لهستانی
pole
قطب
pole
میله پرچم
pole
پایه
pole
تیر
pole
نیش ماگنترون
pole
قطب باطری
main pole
قطب اصلی
negative pole
قطب منفی مغناطیس
negative pole
قطب منفی
pole changing
تعویض قطب
one pole switch
کلید یک قطبی
pole arc
قوس قطب
pole armature
ارمیچر قطبی
pole changer
تغییردهنده قطبش
pole changer
تعویض کننده قطب
neutral pole
قطب خنثی
elevated pole
قطب راصد
field pole
قطب میدان
flag pole
میله پرچم
the north pole
قطب شمال
tent pole
دیرک چادر
head pole
تیری که از پشت اسب تاکنارسرش ادامه دارد
tent pole
تیر چادر
internal pole
قطب داخلی
liberty pole
چوب پرچم انقلابیون فرانسه وامریکا
magnet pole
قطب اهنربا
magnetic pole
قطب مغناطیسی
elevated pole
قطب نافر
pole charge
خرج دستکی
pole charge
خرج میلهای
pole sitter
راننده نزدیک به نرده داخلی درمسیر
pole strength
شدت قطب
pole tips
نوکهای قطب
pole vaulter
پرنده با نیزه
pole vaulting
پرش با نیزه
positive pole
قطب مثبت
ranging pole
شاخصهای مسافت یابی
spinnaker pole
تیری که بادبان 3 گوشه به ان وصل میشود
ski pole
چوبدست اسکی
ski pole
چوب اسکی بازی
rel pole
قطب قرمز
ridge pole
کش بالای شیروانی
ridge pole
کش دیرک افقی چادر
pole shoe
کفش قطب
pole shoe
کفشک قطب
pole plate
حمال تیر شیروانی که سرلاپه هارا نگاه میدارد
pole climber
رکاب
pole climbing
از تیر بالا رفتن
pole horse
اسب کنار مال بند
pole horse
یابوی عصار خانه
pole horse
اسب نزدیک به لبه داخلی مسیر
pole jumping
پرش با تیر
pole jumping
جست
pole jumping
با گرفتن چوب در دست
pole mast
دکل یک تیکه
pole mast
دیرک یک پارچه
pole of development
قطب توسعه
pole piece
قطبک
pole pitch
گام قطب
salient pole
قطب برجسته
Pole Star
جدی
whisker pole
تیر وصل به دکل برای بادبانی دور از باد
pole vault
پرش با نیزه
pole vault
بانیزه پریدن
pole vaults
پرش با نیزه
pole vaults
بانیزه پریدن
analogous pole
شبه قطب
anchor pole
دیرک مهار
armature pole
قطب ارمیچر
wooden pole
تیر چوبی
wooden pole
دکل چوبی
wound pole
قطب مرکب
pole grip
دستهمتصلبهدست
plain pole
پایهمسطح
pike pole
کلنگدوسردستهبلند
fluted pole
پایهزهدار
totem pole
تیر یا چوبی که نقوش جانوران محافظ قبایل مختلف سرخ پوستان روی ان منقوش بوده
doubles pole
تیردوتایی
Pole Star
ستاره قطبی
Pole Star
Polaris
pole shaft
چوباسکی
pole tip
سرنوکتیزچوباسکی
roof pole
سقفبلند
tubular pole
دکل لولهای
curtain pole
پایهپرده
South Pole
قطب جنوب
three pole switch
کلید سه پل
North Pole
قطب شمال
the south pole
قطب جنوب
consequent pole
قطب فرعی
double pole
با دو قطب
double pole
دو قطبی
pole position
آغازگاه
[ستاره شناسی]
[ارتش]
singles pole
تکپایه
communicating pole
قطب کمکی
tail pole
کابلخارجی
barber's pole
پایهایکهدر قدیمبیرونمغازهها در بریتانیا استفادهمیشد
commutating pole
قطب جابجاگری
barge pole
چیز غیر قابلاعتماد
pole position
جلوتر از همه در صف
[مسابقه]
commutating pole
قطب کمکی
to pole any thing up or down
چیزیرا سوی بالایا پایین هل دادن
pole post clamp
ترمینال
shaded pole motor
موتور با قطب سایه دار
horn of pole piece
شاخ قطبک
commutating pole converter
تبدیل گر قطب کمکی
split pole motor
موتور با قطب چاکدار
split pole motor
موتور کمکی
triple pole switch
کلید سه پل
free magnetic pole
قطب مغناطیسی ازاد
split pole converter
تبدیل گر با انشقاق قطب
communicating pole winding
سیم پیچی قطب کمکی
magnetic north pole
قطب شمال مغناطیسی
celestial north pole
قطب شمال عالم
flage pole position
موقعیت میله پرچمی
extended pole piece
قطبک دراز شده
magnetic pole sterngth
شدت قطب مغناطیسی
pole changing motor
موتور با قطبهای قابل تعویض
pole changing switch
کلید تعویض قطب
double pole switch
کلید دو پل
commutating pole generator
مولد با قطب جابجاگر
double pole circuit breaker
دوقطبمدارشکننده
celestial body south pole
قطب جنوب عالم
not touch something with a ten-foot pole
<idiom>
تصمیم گیری چیزی به طور کامل
single last
دوخت لب به لب
single zero
صفرمنفرد
single
یک نفره
single up
یک لا کردن طنابها
every single day
<adv.>
هر روز
every single day
<adv.>
بطور روزانه
every single day
<adv.>
بطور یومیه
every single day
<adv.>
روزبروز
every single day
<adv.>
روزانه
single value
ارزش منحصر بفرد
every single day
<adv.>
همه روز
every single day
<adv.>
روز به روز
single
فقط یک
single
ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
single
استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
single a
زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
single
ازدواج نکرده
single
عزب
single
جدا کردن برگزیدن
single
انتخاب کردن
single
قایق یک نفره
single
ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
single
تنها
single
مسابقه یکنفره
is he still single?
ایا هنوز تک است
is he still single?
ایا هنوزعزب یا مجرد است
single
انفرادی
single
تنها یک نفری
single
فرد
single
تک
single
مجرد
single
منفرد
single
واحد
single cream
خامهپرچرب
single-minded
امین
single shot
یکبارهای
single shot
گلوله منفرد
single shot
تک گلولهای تک تیر
single shot
اسلحه تک تیر
single tax
مالیات بر درامد انفرادی
single ended
یکسو
single-decker
اتوبوسیکطبقه
single skinned
یک پوسته
single skinned
یک جداره
single sling
باربردار یک بندی
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
single-minded
بی تزویر
single-minded
بااراده
single action
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
single pneumonia
اماس یک شش
single way switch
کلید یکراهه
single acting
یکطرفه
single tax
مالیات واحد
single precision
تک دقتی
single precision
با دقت معمولی
single precision
دقت واحد
single precision
دقت تک
single precision
دقت یگانه
single parent
بچهایکهفقطیاپدرویامادرداشتهباشد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com