Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
single valued function
تابع یک مقداری
single valued function
تابع یک جوابی
Other Matches
single valued
تک ارزشی
single valued
تک ارز
single valued
تک مقدار
real-valued function
تابع حقیقی
[ریاضی]
single variable function
تابع یک متغیره
valued
ارزیابی شده
many valued
بس ارز
two valued
دو ارز
valued
نفیس
valued
پربها
many valued
دارای دو قیمت یکی حقیقی دیگری دروغین
two valued
دو ارزشی
valued
ارزش گذاری شده
multi valued
چند ارز
She is also a valued colleague.
او
[زن]
همچنین یک همکار ارزشمندی است.
[اصطلاح رسمی و در نوشتنی]
valued policy
بیمه نامه دریایی که در ان مبلغ بیمه دقیقا" تعیین و ذکر میشود
valued policy
بیمه نامه با ارزش معین
it is highly valued as food
برای خوراک بسیارمطلوب است
it was valued at rials 000
پنج هزار ریال بهابران گذاردند
it was valued at rials 000
پنج هزار ریال قیمت شد
Blessings are not valued till they are gone.
<proverb>
قدر عافیت کسى داند که به مصیبتى گرفتار آید.
it was valued at rials 000
ارزیابی شد
single
جدا کردن برگزیدن
single
ضربهای بایک امتیاز با تعویض محل دوتوپزن
single
مسابقه یکنفره
single
تنها
single
انفرادی
single
مجرد
single
انتخاب کردن
single
قایق یک نفره
is he still single?
ایا هنوز تک است
is he still single?
ایا هنوزعزب یا مجرد است
single up
یک لا کردن طنابها
single value
ارزش منحصر بفرد
single
تنها یک نفری
single a
زنای مردزن داریازن شوهر یازن شوهرداربامردبیزن
every single day
<adv.>
روز به روز
single
فقط یک
single
ریبون چاپگر که فقط یک بار قابل استفاده است
single
استفاده از اعدادی که در یک کلمه ذخیره میشوند
single
ازدواج نکرده
single last
دوخت لب به لب
single
فرد
single
تک
every single day
<adv.>
بطور یومیه
every single day
<adv.>
روزبروز
every single day
<adv.>
روزانه
single
یک نفره
every single day
<adv.>
همه روز
every single day
<adv.>
هر روز
every single day
<adv.>
بطور روزانه
single
عزب
single zero
صفرمنفرد
single
منفرد
single
واحد
single hearted
وفادار
single lane
شاهراه یک طرفه
single interlocking
یک پیچه
single ignition
احتراق تک برقی
single address
با یک نشانی
single address
با یک آدرس
single address
بایک نشانی
single action
یک بار چرخش قرقره با یک بار چرخش دسته
single hearted
بی ریا
single acting
یکطرفه
single hearted
یکدل
single lane
شاهراه یک خطه
single life
زندگی مجردی
single precision
دقت یگانه
single precision
دقت تک
single precision
با دقت معمولی
single precision
تک دقتی
single pole
چوبدستی تکی اسکی
single pole
تک قطب
single pneumonia
اماس یک شش
single phase
تک فازه
god is single
خدا یکتایا واحد است
single phase
برق یک فاز
single perforated
باروت یک سوراخه
single name paper
سفته دارای یک امضاء
single minimum
تک کمینه
single load
بار تک
single line
مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
single life
تجرد
single life
انفرادی
single purpose
تک منظوره
single barreled
یک لول
single base
باروت یک حبهای
single foot
تک روی
single flow
جاده یک مسیره
single flow
راه یک طرفه
single file
به ستون یک
single crystal
تک بلور
single blessedness
بی زنی یا انفراد
single density
با تراکم واحد
single density
چگالی تک
single file
به ستون یک حرکت کنید
single ended
یکطرفه
single ended
یکسو
single entry
حسابداری فردی
single entry
حسابداری ساده
single envelopment
احاطه یک طرفه
single file
صف نظامی که یکی یکی پشت سرهم باشند
single file
یک ردیف ستون
single core
هادی تک رشتهای
single core
کابل یک رشتهای
single base
تک مادهای
single hearted
امین
single haneded
تنهایی
single bond
پیوند یگانه
single bond
پیوند ساده
single combat
جنگ تن بتن
single precision
دقت واحد
single haneded
دست تنها
single combat
اثبات حقانیت بوسیله نبرد تن به تن battle of wager
single conductor
سیم تک رشتهای
single conductor
هادی تک رشتهای
single haneded
یک تنه
single handed
یکدستی
single handed
تنها
single footer
تک رو
single foot
تکاور تک رو بودن
single foot
اسب تک رو
single file
ستون یک
with single cream
با کرم یا خامه کم
single minded
امین
single minded
مصمم
single-minded
امین
single-minded
بی تزویر
single-minded
مصمم
single-minded
بااراده
single whip
قرقره قلاب تک قرقرهای
single way switch
کلید یکراهه
single user
تک کاربری
single unit
یکان مستقل
single unit
یکان منفرد
single minded
بی تزویر
single transposition
نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
single track
فاقد وسعت معنوی فاقد درک عقلانی
single track
تک راهه
single throw
یک لنگی
single-handed
یک دستی
single-handed
تنها
single minded
بااراده
single flight
پرواز رفت
single sign-on
ورود یگانه به سیستم
[رایانه شناسی]
single-decker
اتوبوسیکطبقه
single sex
مدرسهباشگاهویاارگانغیرمختلط
single parent
بچهایکهفقطیاپدرویامادرداشتهباشد
a single room
یک اتاق یک نفره
single cream
خامهپرچرب
single yarn
نخ یک لا
[این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
single twist
تکدورانی
single seat
صندلییکنفره
single scull
پارویتکنفره
single reed
نیتکی
single line
ردیف تکی
single breasted
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-breasted
دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single tax
مالیات واحد
single line
ردیف مجزا
single skinned
یک جداره
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
single sling
باربردار یک بندی
single-use tableware
ظروف یک بار مصرف
single-digit
<adj.>
یک رقمی
single skinned
یک پوسته
single shot
اسلحه تک تیر
single-digit
<adj.>
تک رقمی
single shot
تک گلولهای تک تیر
single shot
گلوله منفرد
single shot
یکبارهای
single reduction
تقلیل سرعت تکی
single space
تک فاصله تو هم
to be single-minded
<idiom>
مصمم بودن
[اصطلاح]
single line
خط تنها
single tax
مالیات بر درامد انفرادی
single tax
مالیات انفرادی
single line
خط مجزا
single stepping
در یک مرحله انجام دادن یا شدن
single stepping
دقت یگانه پیمودن یگانه
single stepping
پیمودن تک
single step
تک مرحلهای
single stage
یک طبقهای
single stage
یک طبقه
single armature converter
مبدل یک ارمیچری
single contact switch
کلید یک قطبی
single conductor cable
کابل تک لایی
single carriageway road
راه با یک شوسه
single clause bill
ماده واحده
single board computer
کامپیوتر تک بردی
single contact lamp
لامپ تک کنتاکتی
single acting cylinder
سیلندر یک طرفه
single circuit receiver
گیرنده یک مداره
single acting pump
پمپ یکطرفه
single carriageway road
راه با یک جاده
single barrel culvert
ابرولولهای
single barrel culvert
ابگذر استوانهای ساده
single banked boat
قایق تک پارو زن
single bevel but weld
جوش لب به لب "وی " ساده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com