English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 68 (5 milliseconds)
English Persian
slave drivers نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
Other Matches
drivers برنامه یا تابعی که واسط و مدیر دستگاه ورودی / خروجی یاسایر وسایل جانبی است
drivers نرم افزار مخصوص که دستورات کاربر را که آماده چاپ هستند کنترل و فرمت میکند
drivers اتومبیل ران
drivers راننده اتومبیل راننده ارابه
drivers چوب شماره یک برای استفاده در اغاز هر بخش گلف راننده لوژ
drivers محرک
drivers راننده
drivers شوفر سورچی
drivers گاری چی
drivers یک سری دستورالعمل که کامپیوتر از انها پیروی میکند تا اطلاعات را برای انتقال به دستگاه جانبی خاص یابازیابی از ان دوباره قالب بندی کند
drivers راه انداز
drivers مرحله تحریک
drivers راننده گرداننده
drivers برنامه راه اندازی
cab drivers رانندهی تاکسی
cab drivers تاکسیران
back-seat drivers آدم فضول
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
Drive on dimmed headlights ! [Warning to drivers] با نور پایین حرکت کنید! [هشدار به رانندگان]
slave محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slave غلام
slave سخت کارکردن
slave غلامی کردن
slave زرخرید اسیر
slave برده
slave مملوک
slave ترمینالی که با کامپیوتر اصلی یا ترمینال کنترل شود
slave پردازنده مخصوص که با پردازنده اصلی کنترل میشود
slave بنده
slave پیرو
slave کامپیوتر ثانوی راه دور یا ترمینال که با کامپیوتر مرکزی کنترل میشود
slave صفحه نمایش CRT ثانوی متصل به دیگری که دقیقاگ همان اطلاعات را نشان میدهد
slave بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slave computer کامپیوتر برده
slave ant مورچه کارگر
slave holder زرخرید
slave holder دار
slave merchant برده فروش
negro slave کاکا
slave station ایستگاه فرعی
white slave استفاده از زن برای فحشاء تجارت ناموس
escaped slave برده فراری
slave mode حالت پیرو یا برده
slave labour بردهداری
To emancipate a slave. برده ای را آزاد کردن
negro slave غلام زنگی
negro slave غلام سیاه
slave driver نظارت کننده بر کار برده ها کارفرمای سخت گیر
slave trade برده فروشی
escaped slave عبد ابق
female slave جاریه
female slave کنیز
galley slave غلام پاروزن
galley slave غلام
galley slave مزدور زحمتکش
master slave ارباب و برده
master slave system سیستم ارباب و برده
master slave manipulator بازو و دست خودکار که به وسیله اپراتوراز فاصله دوری هدایت میشود
master slave system سیستم راهبر پیرو
male slave or servant غلام
master slave manipulator یک شانه
female slave with a child master her from child witha
female slave with a child ام ولد
To work like a horse ( dog, slave ) . مثل خر کا رکردن
A slave bought with money is more free than he who. <proverb> بنده زر خرید آزادتر از بنده شکم است .
master slave computer system یک سیستم کامپیوتری متشکل از یک کامپیوتر اصلی متصل شده به یک یا چندین کامپیوترکارپذیر
previous master of a liberated slave معتق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com