English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English Persian
sling load بار خارجی هلی کوپتر
sling load بارمعلق
sling load بار اویزان از هواپیما
Other Matches
sling تسمه تفنگ
sling حلقه باربری
sling اتصالی
sling تسمه اتصال
sling بند مهار بند قلاب
sling بند فنگ
sling بند حمایل فنگ
sling فلاخن
sling رسن
sling قلاب سنگ
sling بند تسمه تفنگ
sling زنجیر
sling پراندن
sling انداختن
sling زنجیردار پرتاب کردن
loop sling بند حلقهای
loop sling مهار حلقوی بار بند حلقوی
loop sling حلقه بند تفنگ
two leg sling باربردار دوبندی
cargo sling طناب بستن محمولات به زیرهلی کوپتر طناب باربندی هلی کوپتر یا خودرو
wire sling تسمهسیمی
have one's ass in a sling <idiom> دریک وضع نا مساعد بودن
barrel sling گره بشکه
sling dog تک قلاب
hasty sling حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
rifle sling بند تفنگ
endless sling باربردار دایرهای
single sling باربردار یک بندی
sling arms حالت بند فنگ
sling back shoe کفشپشتباز
bale sling strop حلقه بشکه
get a load of <idiom> دیدن چیزی
able to take a load <adj.> بار پذیر
load فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
load کاری که باید انجام شود
load قرار دادن دیسک یا نوار در کامپیوتر تا اجرا شود
load انتقال فایل یا برنامه از دیسک یا نوار به حافظه اصلی
load استفاده از بیش از یک کامپیوتر در شبکه حتی خارج از بار هر پردازنده
load تعداد کارهایی که ماشین باید کامل کند
load عمل پرکردن تفنگ باگلوله
load and go بارکنش و اجرا
load and go بار کنش و اجراء
to load off بار اندازی کردن
to load off خالی کردن
off load انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
useful load بار مفید
useful load فرفیت مفید
over load اضافه بار
load برنامه کاپیوتری که در حا فظه اصلی باز میشود و سپس به صورت خودکار اجرا میشود
load برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
load بار گیری شدن
load خرج گذاری کردن
load ذخیره گذاری کردن
load عملکردماشین یا دستگاه
load بار کردن
load پر کردن تفنگ یا توپ فشنگ گذاری کردن
load بارمهمات هواپیما
load بارگیری مهمات
load خشاب
load بار
load بار داشتن
load گذاشتن
load بارزدن
load تفنگ یا سلاحی را پرکردن
load بار خارجی
load فیلم
load سنگین کردن
load گرانبارکردن
load بار کردن پر کردن
load نیرو
load فشار مسئولیت
load بارگیری کردن
load بارالکتریکی
load محموله
load فشنگ
load بار زدن
load فشنگ گذاری
load کوله بار
load فرفیت بارگیری
load شارژ کردن
load بار فشار
load فرفیت
load بار کردن داده ترتیبی در محلهای نامتمادی حافظه
no load switching سوئیچینگ بی باری
no load speed سرعت بی باری
no load condition حالت بی باری
no load current جریان بی باری
peak load بار خارجی بیشینه
pay load فرفیت ترابری
no load torque گشتاور پیچشی بی باری
pay load اجناس مقرون بصرفه برای حمل ونقل
on load speed سرعت بار
off centre load بار خارج از مرکز
non reactive load بار خارجی ناخودالقا
pay load فرفیت مفید وسیله نقلیه
pay load بارمفید
peak load بار قلهای
peak load بحبوحه مصرف
non inductive load بار خارجی ناخودالقا
peak load حداکثر بار
nominal load بار اسمی
nominal load بار خارجی اسمی
load module واحدبارشو
no load loss تلف یا تلفات بی باری
no load voltage ولتاژ بی باری
travelling load بار متحرک
mission load بار مبنای عملیاتی
mission load اماد عملیاتی
load regulator رگولاتور بار تنظیم کننده بار
load regulator نافم بار
load point نقطه بارگذاری نقطه بار کردن
load point نقطه بار
load point شروع بخش ضبط کردن در نوار مغناطیسی
load of an ass خروار
load of an ass بار خر
load module یک برنامه کامپیوتر به شکلی که میتواند فورا" توسط کامپیوتر اجرا شود
load module پیمانه بارشو
load manifest لیست بارها
load manifest فهرست بار
load lines علایم بارگیری
load line خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
load line خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
load resistance مقاومت بار
load sharing شراکت در بارگذاری
maximum load بار گذاری حداکثر
maximum load بار حداکثر
lodestaror load ستاره راهنما راهنما
lodestaror load ستاره قطبی
load variation تغییر بار
load variation نوسان بار
load reversal دوره بارگذاری متناوب
load time زمان بارکردن
load test ازمایش بار
load test ازمون بار گذاری
load test ازمایش با بار خارجی
load tension ولتاژ بار
load switch کلید بار
load spreader بار پخش کن هواپیما
load spread انتشار نیرو
load line خط بار
platform load بار اماده برای بارریزی هوایی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
unit load واحد بار
unbalanced load بار خارجی نامتوازن
ultimate load بار نهایی
ultimate load بار گسیختگی
type load نوع مهمات هواپیما
type load نوع بار مهمات
total load بار کل
torsional load بار پیچشی
to strain under a load درزحمت بودن بواسطه حمل یک بار
to relieve one of a load باراز دوش کسی برداشتن
testing load بار ازمون
testing load بار ازمایش
tension load بار کششی
untimate load بیشترین نیروئی که هر جزء سازهای بدون شکستن بایدتحمل کند
variable load بار متغیر
wartime load بار مبنای ناو
load-bearing دیوار باربر
Load the gun. تفنگ را پر از فشنگ کن
load platform سکویبار
working load بار کاربردی
working load بار مجاز
work load مقدار کار در واحد زمان
work load حجم کار
work load مقدارکاری که یک کارگر در زمان معین انجام میدهد
work load فرفیت کار
work load کاربار
wind load بار باد
wind load سربار ناشی از اثرات باد
wheel load فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
wartime load بار جنگی ناو
tensile load بار کششی
tax load بار مالیات
radial load بار عرضی
pulsating load بار ضربهای
proof load بار ازمایشی
prescribed load بار مهمات مجاز
prescribed load بار مجاز
pre load بار اولیه
pre load پیش بار
pre load بار کردن مقدماتی
point load بار نقطهای
platform load بار کف دار
platform load بار سکودار
permissible load بار مجاز
permanent load بار دائمی
peak load بار پیک
reactive load بار خارجی القایی
river load بار رود
safe load بار مجاز
tail load بار دم
sustained load بار طویل المدت
suspensed load بار اویخته
suspended load بار معلق
suspended load مواد غوطه ور
steady load بار دائم
static load بار استاتیک
standard load بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
standard load بار تنظیم شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com