English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (8 milliseconds)
English Persian
slip-stitched seam کوکشیبداردرز
Other Matches
stitched بخیه زدن
stitched بخیه جراحی بخیه زدن
stitched بخیه
stitched کوک
top stitched pleat دامنسرپیلیدار
seam بهم پیوستن
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam درز گرفتن
seam خط اتصال
seam درز لباس
seam شکاف
seam درز
seam بخیه
seam رگه
seam رگ
seam نقطه باز بین دو منطقه دفاعی
seam رگه نازک معدن
seam line خطدرزلباس
lap seam رویهم افتادگی
double seam درز دوبل
circumference seam درز گرد
calking seam درز جوش
butt seam جوش درز
seam weld جوش درز
longitudinal seam درز طولی
longitudinal seam بخیه طولی
seam pocket جیبرویدرز
seam gauge اندازهگیریدرزلباس
seam allowance اختلافدرز
seam joint درز
seam bowler توپ اندازی با طرز پرتاب توپ که در حرکت به سمت دیگری می پیچد
reinforced seam درز تقویت شده
resistance seam welding جوشکاری درزی مقاومتی
butt seam weld جوشکاری درزی
butt seam weld جوشکاری شکافی
seam welding machine دستگاه جوش درز
double flanged seam درز- لبه دوبل
lapped seam welding جوشکاری درزی رویهم
circular seam welding جوشکاری درزی کمانهای
slip خطا در بافت
to let something slip چیزی را نادیده گرفتن
slip اشتباه در نقشه خوانی
let slip از دست دادن
let slip ول کردن
to let slip از دست دادن
to let slip سردادن
to let slip رهاکردن
to slip off or away نادیده رفتن
to slip off or away جیم شدن
let slip ازاد کردن
to let something slip چیزی را زیر سبیلی رد کردن
slip-up شکست خوردن
slip-up اشتباه کردن
slip سرخوردن منحرف شدن از مسیر
slip سریدن
slip یادداشت
slip لیز خودن
slip فهرست
slip روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن
slip نسل لغزیدن
slip اولاد
slip پیش نویس تمبر نشده بیمه دریایی
slip گریختن سهو کردن
slip اشتباه کردن
slip جدا شدن لنگر اززمین
slip لغزیدن
slip لغزش ازمسیر تصحیح مسیر چتر یاگلوله از نظرانحراف باد
slip شیب
slip ازقلم انداختن
slip محل توپگیر پشت محافظ میله
slip خفت
slip صورت
slip up سرخوردن
slip up اشتباه کردن
slip up شکست خوردن
slip ملافه
slip زیرپیراهنی
slip تکه کاغذ
slip-up سرخوردن
slip گمراهی
slip اشتباه لیزی
slip سهو
slip لغزش
slip روکش متکا
slip on لباس گشاد
slip قلمه سرخوری
slip نهال
slip خطا
slip ring حلقه سایشی
to make a slip خطا کردن
to make a slip لغزش خوردن
slip ring اسلیپ رینگ
To let something slip thru ones fingers . چیزی را از کف دادن
slip rope مهاری که دوسرش درکشتی ومیانش بکرانه بسته باشد.....کشتی رها شود
to give one the slip از دست کسی گریختن
slip stitch بخیه نامریی
side slip یک برشدن یا سر خوردن
slip sheet صفحه سفیدی که بین دوصفحه چاپی دیگر قرار داده شده
to give one the slip کسیراازخودوا کردن
slip sheet صفحه اضافی
towing slip خفت یدک
paying-in slip فرمیکهدرزمانپرداختپولیاکشیدنچکپرمیکنید
pink slip <idiom> برگه اخراج از شغل
slip one's mind <idiom> فراموش شده
slip-on pyjamas بیژامهراحتی
slip of the tongue <idiom> اشتباه لپی
To slip away . To dash out . قا چاق شدن ( بی خبر رفتن )
snow slip بهمن
half-slip زیرداخلی
slip of the tongue <idiom> حرفی رانسنجیده زدن
foundation slip زیرپوشبندی
turn and slip زاویه دور زدن و لغزش مسیر هواپیما
give someone the slip <idiom> از کسی فرار کردن
slip regulator تنظیم کننده لغزش
slip-ups سرخوردن
forward slip جلو افتادگی لغزش به سمت جلو
free from slip خالی از لغزش
free from slip بدون لغزش
half slip ژوپن
half slip زیر پیراهنی
land slip ریزش سنگ از کوه
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
leg slip محل توپگیر پشت میله دار
pillow slip روبالش
pillow slip جلدبالش .
forward slip پیش افتادگی
slip-ons لباس گشاد
slip-ups اشتباه کردن
slip-ups شکست خوردن
Freudian slip لغزش فرویدی
billet slip کارت محلهای افراد
billet slip لوحه اسکان افراد
black slip خفت پران
slip road فرازبند
slip road سربالایی اتصال
slip rings حلقههای لغزان
deposit slip اعلامیه پرداخت سپرده
riding slip خفت احتیاطی
screw slip خفت پیچی
slip formwork قالب بندی لغزان
slip gelley رانگا
slip gelley رامکا
slip joint اتصال ازاد
slip knot گره خفت
slip knot گره زود گشا
slip of the pen سهو قلم
slip of the tongue لغزش زبان
slip plane سطح لغزش
slip form قالب لغزنده
slip proof مقام در برابر لغزش
side slip بچه حرامزاده
slide slip سردادن هر دو اسکی با هم ازپهلو
slip band نوار لغزش
slip carriage واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
slip casting روش ریخته گری لغزشی
sick slip برگ اعزام به بیمارستان
anti slip plate ورقه ضد لغزش
slip ring motor موتور القائی با حلقه لغزان
anti-slip shoe پایهضدلغزش
anti-slip foot پایه ضد لغزش
slip joint pliers نوعی انبردست
to get [be given] the pink slip [American E] <idiom> برگه اخراج از شغل را گرفتن [اصطلاح روزمره]
bubble turn and slip الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
there is many a slip between the cup and the lip <proverb> از این ستون به آن ستون فرج است
Slip of the tongue (pen). اشتباه لفظی (نگارشی )
Why did you let it slip thru your fingers ? Why did you lose it for nothing ? چرا گذاشتی مفت ومسلم از دستت برود
To miss the bus . To slip up . قافیه را باختن
slip ring induction motor موتور القائی اسلیپ رینگ موتور اندوکسیونی اسلیپ رینگ موتور رتور اسلیپ رینگ
step by step seam welding جوشکاری بخیهای قدم به قدم
Do not let this opportunity slip.Do not lose ( pass up ) this opportunity . این فرصت را از دست ندهید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com