Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 90 (6 milliseconds)
English
Persian
smoking carriage
واگنی که سیگار کشیدن در ان مجازاست
Other Matches
smoking
استعمال دخانیات
non-smoking
مکانیعمومیکهسیگارکشیدندرآنممنوعباشد
chain-smoking
پی در پی سیگار کشیدن
smoking tobacco
توتون یا تنباکوی کشیدنی
smoking room
وقیح
smoking room
زشت
smoking room
اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
smoking room
اتاق ویژه سیگار کشیدن
smoking jacket
لباس اسموکینگ
smoking car
واگنی که سیگار کشیدن در ان مجازاست
no smoking allowed
استعمال دخانیان ممنوع
chain-smoking
سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
smoking-apparatus
ماشیندودزا
the smoking gun
شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود
[قانون]
smoking jacket
ژاکت مردانه
in the non-smoking section
در قسمت غیر سیگاری ها
passive smoking
فردیغیرسیگاریکهدرجائیحضورداردکهافرادیدرحالسیگارکشیدنهستند
The habit of smoking.
عادت به استعمال دخانیات
Could we have a table in the non-smoking section?
آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
He swore off smoking cigarettes .
قسم خورد سیگه ررا کنا ربگذارد
Smoking makes you ill and it is also expensive.
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
Where is carriage no ...?
واگن شماره ... کجاست؟
Where is carriage no ...?
واگن شماره ... کدام است؟
to keep a carriage
درشکه داشتن
through carriage
حمل یکسره
carriage
کنترل چاپگر
there is a p in the carriage
درشکه مسافردارد
under carriage
ارابه فرود
carriage and four
درشکه چهاراسبه
carriage
حمل
carriage
بخش مکانیکی ماشین تایپ یا چاپگر که کاغذی که باید چاپ شود را به درستی حرکت میکند و محلش را تنظیم میکند
carriage
کدهایی که حرکت کارتریج چاپگر را کنترل می کنند
carriage
هزینه حمل
carriage
نرده
carriage
بردن حمل کردن باربری کرایه هزینه حمل
carriage
قنداق توپ یا جنگ افزار قنداق
carriage
کالسکه
carriage
نورد
carriage costs
هزینه حمل و نقل
top carriage
قنداق بالا
the body of a carriage
بدنه یک کالسکه
carriage control
کنترل نورد
automatic carriage
تعویض خودکار
carriage costs
هزینه باربری
water carriage
حمل از راه اب
baby carriage
کالسکهی بچه
baby carriage
صندلی چرخدار بچه
artillery carriage
قنداق سلاح توپخانه
artillery carriage
قنداق توپ
lace carriage
حاملتوری
main carriage
حاملاصلی
horseless carriage
اتومبیل
carriage handle
دستگیرهحامل
carriage drive
خیابان پارک
carriage return
سیگنال یا کلیدی که به شروع خط بعد کاغذ یا صفحه نمایش می رود
carriage forward
پس کرایه
horseless carriage
درشکه بی اسب
carriage paid to ...
با هزینه حمل تا ...
hackney carriage
درشکه کرایهای
gun carriage
قنداق توپ
ginny carriage
واگن بارکش که روی ریل حرکت میکند
dual carriage way
شاهراه دو طرفه
dead carriage
کرایه حملی که پرداخت شده ولی استفادهای از ان به عمل نیامده
dead carriage
کرایه باربری جهت فرفیت استفاده نشده
crossrial carriage
پاگیر تیر عرضی
carriage road
راه درشکه رو
carriage return
تعویض سطر Return/Enter
land carriage
بار کشی زمینی
land carriage
حمل و نقل خشکی
carriage forward
کرایه در مقصدپرداخت میشود
slip carriage
واگنی که از قطار راه اهن ول میشود
sleeping carriage
خوابگاه قطار
carriage of goods
حمل و نقل کالا
sleeping carriage
واگن تختخواب دار
carriage paid to
هزینه حمل به حامل پرداخت شده
railroad carriage
اطاق کالسکهای راه اهن
carriage payed
کرایه حمل پرداخت شده
railroad carriage
واگن باری
carriage return
بازگشت نورد
carriage return
سر سطر رفتن
carriage forward
هزینه حمل در مقصد دریافت میشود
carriage control dial
کنترلشمارهگیرنورد
carriage freight paid to ...
با هزینه حمل تا ...
carriage control tape
نوار کنترل نورد
car railway carriage
واگن
carriage and insurance paid to
هزینه حمل و بیمه به حامل پرداخت شده
soft carriage return
خط فاصله خالی
carriage control tape
نواری که اطلاعات لازم برای کنترل تعویض سطر در یک چاپگر سطری روی ان پانچ شده است
to limber up a gun carriage
پیش قطار و پس قطار توپ رابهم بستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com