English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
smoking room اتاق ویژه سیگار کشیدن
smoking room اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
smoking room زشت
smoking room وقیح
Other Matches
smoking استعمال دخانیات
non-smoking مکانیعمومیکهسیگارکشیدندرآنممنوعباشد
smoking car واگنی که سیگار کشیدن در ان مجازاست
the smoking gun شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود [قانون]
smoking carriage واگنی که سیگار کشیدن در ان مجازاست
smoking jacket لباس اسموکینگ
in the non-smoking section در قسمت غیر سیگاری ها
The habit of smoking. عادت به استعمال دخانیات
smoking tobacco توتون یا تنباکوی کشیدنی
no smoking allowed استعمال دخانیان ممنوع
smoking-apparatus ماشیندودزا
chain-smoking سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smoking پی در پی سیگار کشیدن
smoking jacket ژاکت مردانه
passive smoking فردیغیرسیگاریکهدرجائیحضورداردکهافرادیدرحالسیگارکشیدنهستند
He swore off smoking cigarettes . قسم خورد سیگه ررا کنا ربگذارد
Could we have a table in the non-smoking section? آیا ممکن است میز ما در قسمت غیر سیگاری ها باشد؟
Smoking makes you ill and it is also expensive. سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
room محل موقع
room no اطاق شماره 3
Get out of the room. از اتاق بروبیرون
in the room of بجای
in the room of درعوض
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
May I see the room? آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
room اتاق
room جا
room فضا
room مجال
room وسیع تر کردن
room اطاق
room خانه
room انبار
the f. of a room اثاثیه اطاق
room مسکن گزیدن منزل دادن به
these room let well نمیتوانیم برای اطاقهایم اجاره نشین پیدا کنم
still room شربتخانه
in my room در اتاقم
take your w to another room اسباب کارخودراباطاق دیگرببرید
ware room بارخانه
common room تالار دانشجویان
reception room اتاق پذیرایی
common room باشگاه دانشجویان
reception room اتاق انتظار
common room اتاق استادان
reading room قرائت خانه
ladies' room مستراح زنانه
leg room جا برای پاها
leg room پا جا
men's room مستراح مردانه
the room was not lived in هنگام روز در ان اطاق زندگی نمیکردند
reading room اتاق قرائت
reading room خوانشگاه
reception room پذیرشگاه
ward room اطاق افسران در کشتی جنگی
to spray a room امشی یاداروی دیگردراطاقی افشاندن
tiring room محل تعویض لباس هنرپیشه
they rushed out of the room از اطاق بیرون ریختند
they rushed into the room ریختند توی اطاق
the room was seated for 00 جای سدکرسی دران خانه تهیه کرده بودند
wainscoting of a room کار چوبی داخل اطاق
waiting room اطاق انتظار
war room اتاق جنگ
war room اتاق عملیات
ware room انبار کردن مخزن
ware room انبار گمرک
Mary is in the next room. ماری در اتاق پهلویی است.
ware room انبارکالا
upper room بالاخانه اطاق فوقانی
keeping-room اتاق نشیمن
What is my room number? شماره اتاق من چند است؟
Room 123 اتاق 123
make room for someone or something <idiom> برای چیزی اوضاع را مرتب کردن
elbow room <idiom>
I slipped into the room . یواشکی وارد اطاق شد
The room is stuffy . هوای اطاق خیل خفه ( سنگین ) است
We entered the room together . باهم وارد اطاق شدیم
I could have sworn that there was somebody in the next room . می توانم قسم بخورم که یکنفر دراتاق مجاور بود
Operation room. اتاق عمل ( بیمارستان )
Do you have a room with a better view? آیا اتاقی با چشم انداز بهتر دارید؟
a double room یک اتاق دو نفره
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
assmbly-room اتاق همایش
waiting-room اتاق انتظار
Could you reserve a room for me? آیا میتوانید اتاقی برای من رزرو کنید؟
a single room یک اتاق یک نفره
I'd like a sinlge room. من یک اتاق یک نفره میخواهم.
I'd like a double room من یک اتاق دو نفره میخواهم.
a sinlge room یک اتاق یک نفره
The room is stuffy. هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
Make some room here. یک قدری اینجا جا باز کن
There is no room for doubt. جای تردید نیست
pump room اتاقپمپ
laundry room اتاقکلبایشویی
first focal room اولیناتاقمرکزی
engine room اتاقموتور
dimmer room تاریکخانه
crew's room اتاقخدمه
control room اتاقکنترل
tea-room چایخانه
tea-room رستوران
rehearsal room اتاقتمریننمایش
room thermostat اتاقکترموستاد
second focal room دومیناتاقمرکزی
We are cramed for room. جایمان تنگ است
spare room اتاقمخصوصمیهمانان
room service سرویسداخلاتاق
morning room اتاقنورگیر
incident room اتاقبازجوئی
double room اتاقدونفره
consulting room اتاقمعاینه
torpedo room اتاقکاژدر
service room اتاقسرویسدهی
tea-room کافه
gun room مخزن مهمات درکشتی
crush room گردش گاه بازیگرخانه
counting room دفترخانه
coffee room اطاق ناهارخوری درمهمانخانه
coffee room خوارک خانه
coding room اطاق رمز
cloak room اطاق رختکن
cleaning room اطاق شستشو
boiler room اطاق دیگ بخار
bed room اطاق خواب
back room محوطه بین خط پایانی ودیوار
drawing room سالن پذیرایی
cycle of the room گردش ماه
cycle of the room دورقمر
gun room اطاق افسران جزء درکشتیهای جنگی بزرگ
guard room پاسدارخانه
green room انتظارگاه یاخلوتگاه بازیگران
furnace room فضای داخل کوره
fire room اطاق دیگ بخار ناو
elbow room ازادی عمل
dwelling room اطاق نشیمن
distorted room اتاق خطاانگیز
dark room اتلیه
dark room تاریکخانه عکاسی
damp room اطاق نمناک
drawing room اطاق پذیرایی
store-room انبار خانگی
store-room انبار
dressing room اطاق ویژه ارایش
dressing room اطاق رخت کن
standing room جای ایستادن
guest-room اطاق مهمان
guest room اطاق مهمان
operating room اطاق عمل
operating room جایگاه عمل
waiting-room اطاق انتظار
rest room مستراح
rest room استراحتگاه
sleeping room اطاق خواب
dressing room رختکن
sitting room اتاق نشیمن
store-room جای انبار کردن
store room انبار خانگی
store room انبار
store room جای انبار کردن
powder room مستراح یا توالت زنانه
dining room اطاق نهارخوری
dining room اطاق ناهار خوری
living room اطاق نشیمن
living room سالن نشیمن
living room اتاق نشیمن
sitting-room اتاق نشیمن
sleeping room خوابگاه
she kept her room neat اطاق خود را اراسته و پاکیزه نگاه میداشت
plotting room مرکز هدایت اتش توپخانه ناو
stock room انبار کالا
orderly room دفتر گروهان
tap room جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
tap room محل پیاله فروشی
operations room centre combatinformation: syn
operations room اتاق عملیات
news room اطاق روزنامه خوانی
lumber room پشتک
test room ازمایشگاه
lumber room انبار خرت وپرت
stock room انبار
provision room انبار مواد غذایی
punch room اطاق منگنه زنی
sea room شعاع عمل دریایی ازاد
room temperature دمای اتاق
shell room انبار مهمات ناو
shell room انبار گلوله
room lighting روشنایی اطاق
show room نمایشگاه
squad room اطاق خواب سربازان
statem room خوابگاه افسران ناو
ready room اطاق توجیه
sea room شعاع مانور دریایی
test room اطاق ازمایش
keeping room اطاق نشیمن
incommoded by want of room ناراحت از حیث
house room یورت
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
house room اطاق
he swung out of the room باگامهای سنگین وموزون ازاطاق بیرون رفت
room mate هم اتاق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com