English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (7 milliseconds)
English Persian
snake in the grass خطر محتمل
snake in the grass خطر نزدیک دوست دو رو
snake in the grass <idiom> دشمنی که وانمود به دوستی میکند (دشمن دوست نما)
Search result with all words
grass snake مارحلقه دار
Other Matches
snake out خارج کردن کالا از انبار ناو
snake اژدر بنگال
snake مارپیچ رفتن
snake مارپیچی بودن
snake دارای حرکت مارپیچی بودن
snake مار
king snake انواع مارهای جنس Lampropeltis
snake oil داروهایی که ادم دوره گرد
snake bitten مارگزیده
water snake مار ابی
glass snake نوعی سوسمارمخصوص امریکای جنوبی
garter snake مار بی زهرزنده زای راه راه امریکا
milk snake مار بی زهرخاکستری
snake oil دوای ضدزهرمار
plumber's snake فنر یاسیم لوله پاک کن
rat snake مار موش خوار
ring snake مار حلقه دار اروپایی
snake dance رقص مارپیچی
snake fence نرده مارپیچ
snake mode روش تعقیب مارپیچی درپدافند هوایی روش پروازمارپیچی هواپیما
snake oil تبلیغ میکند
indigo snake snake bull=
snake charmer ساحر مار
snake charmers مارگیر
snake charmers ساحر مار
snake charmer مارگیر
venomous snake's head سرمارزهری
To snake the dust off the carpet. خاک قالی را تکان داد (تکاندن )
Much as the snake hates the penny-royal, the herb . <proverb> مار از پونه بدش مى آید در لانه اش سبز مى شود .
to go to grass زمین خوردن
grass چمن زار کردن
grass سبزه
grass چمن
grass چراندن
to go to grass بچرارفتن
grass ماری جوانا
saw grass ساق تیز
grass با علف پوشاندن
grass چمن مسیر اسبدوانی
grass زمین چمن
grass علف
grass چریدن علف خوردن
star grass هر نوع گیاه گل ستارهای
as green as grass <idiom> کم تجربه و ناشی
pampas grass علف پامپاس
to put to grass چراندن
viper's grass بلقک
to put to grass بچراسردادن
By the green grass . کنار چمن های سبز وخرم
couch grass بیدگیاه
wheat grass چمن مرغ
viper's grass سفورجنه سیاه
twitch grass کشش حرکت یا کشش ناگهانی
twitch grass منقبض شدن
twitch grass سرکوفت دادن
twitch grass پیچاندن
twitch grass گره زدن فشردن
twitch grass جمع شدن بهم کشیدن
twitch grass تکان ناگهانی ناگهان کشیدن
tussock grass علف چمن وچراگاه چمن باتلاقی
to send to grass بچرافرستادن
to send to grass زمین زدن
couch grass مرغ
grass widow فاحشه
grass thatch سقف گالیپوش
grass skiing اسکی روی چمن
grass plot سبز
grass plot چمن
grass machine ماشین چمن زنی
grass green رنگ سبز چمنی
french grass اسپرس
cow grass شبدرسگ
goose grass گورکک
goose grass رشدوک
goose grass علف ماست
grass roots اساس
grass roots اجتماع محلی منشاء
grass tree نوعی زنبق استرالیایی
grass widow زنی که بچه حرامزاده دارد زن خراب
salt grass علف شوره زار
panic grass جاورس
panic grass گاورس
onion grass یکجور جو وحشی
meadow grass علف چمنی
lemon grass گربه دشتی
lemon grass گور گیاه
grass widower مردی که از زنش جدا شده مرد بیوه
grass roots کف زمین
i lay on the grass روی علف دراز کشیدم
joint grass غالیون اصل
joint grass علف پنیر
joint grass علف ماست
The grass is greener on the other side of the hI'll. مرغ همسایه غازه
grass is always greener on the other side <idiom>
to cut grass close علف را طوری چیدن که کوتاه باشد
let grass grow under one's feet <idiom> زیرپای کسی علف سبز شدن
The grass is always greener on the other side of the fence. <proverb> مرغ همسایه غازه [مردم دیگر همیشه در موقعیت بهتری هستند.]
Dont let the grass grow under your feet. نگذار وسط اینکار باد بخورد ( وقفه بیافتد )
While the grass grows the cow starves . <proverb> تا علفها رشد کند گاو از گرسنى خواهد مرد .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com