English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
soft return فرمان ترکیبی رد کردن خط ورفتن به خط بعدی
Search result with all words
soft carriage return خط فاصله خالی
Other Matches
return [on something] نرخ بازدهی
soft سبک شیرین
soft گوارا
soft نیمبند
soft ضعیف
soft توپ کم جان
soft نیم بند
soft عسلی
soft مهربان نازک
in return در تلافی [کاری]
in return به جای [کاری]
in return درعوض [کاری]
soft نرم
soft لطیف
soft ملایم
soft که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد
soft متن روی صفحه
soft to the f. نرم
in return for بجای
in return for عوض
in return for درعوض
it is too soft پر نرم است
return to zero بازگشت به صفر
non return to zero بدون بازگشت به صفر
non return to zero سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد
to return a v to any one کسی رابازدیدکردن ببازدیدکسی رفتن
soft <adj.> نرم وقابل انعطاف
soft که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
soft خطای تصادفی نرم افزار یا دادههای خطا
soft نوشتار ذخیره شده روی دیسک که قابل بارشدن یا ارسال به چاپگر برای ذخیره در حافظه موقت یا RAM است
soft حرف خالی که در صورتی درج میشود که کلمه در انتهای خط دو بخش شود ولی وقتی کلمه طبیعی نوشته میشود درج نمیشود
soft دیسکی که سکتورها با آدرس شرح داده میشود و کد شروع هنگام فرمت روی آن نوشته میشود
soft دستوری که هر اجرای برنامه را متوقف میکند و کاربر را به برنامه نمایش داده شده یا Bios برمی گرداند
soft صفحه کلیدی که کار کلیدها با برنامه تغییر میکند
soft کلیدی که به وسیله برنامه تغییر میکند
soft که به طور موقت در سخت افزار ذخیره شده است
return to zero با بازگشت به صفر
return اعاده
return گزارش رسمی مامورشهربانی یا سایر مامورین رسمی در جواب نامهای که دادگاه به ایشان نوشته کیفیت پیگرد را در پرونده بخصوصی سوال میکند
return اعاده بازگشت
return گزارش نهایی هیات تحقیق
return مراجعت
return عملکرد کارکرد
return آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
return کدیا کلید مشخص کننده انتهای خط ورودی وحرکت نشانه گربه شروع خط بعد
return دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
return عودت دادن
return عودت
return بازده
return درامد
return مراجعت کردن
return برگشتن
return مراجعت برگرداندن
return برگشت
return عایدی
return رجعت
return گزارش دادن
return بازگشت
return گزارش رسمی
return مراجعت کردن عکس العمل
return کلیدی درصفحه کلید برای نشان دادن اینکه تمام داده مورد نظر وارد شده اند
return نشانههای انتهای خط
return [on something] محصول
return پس فرستادن عودت
return [on something] فایده
return [on something] سود
return [on something] درآمد
return [on something] نرخ بازده
soft <adj.> نرم
soft <adj.> لطیف
soft <adj.> ملایم
soft محل متن در راست یا چپ حاشیه متن کلمه پرداز به طوری که اگر کلمه جا نشد حروف خالی اضافه به طور خودکار درج خواهند شد
return کلید Return
soft market بازار با تقاضای خوب
soft lead سرب نرم
soft landing فرود نرم
soft laid نرم تابیده
soft keys کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
return interval دوره بازگشت
soft hyphen خط تیره اختیاری
soft hyphen خط تیره شرطی
soft money پول ضعیف
soft radiation تابش نرم
soft iron اهن نرم
soft shell حلزون دارای صدف نرم
soft shell دارای عقیده معتدل
soft shell دارای پوسته ترد وشکننده
soft sectored بخش شده غیر ملموس
soft sand شکرسنگ
soft roe تخم ماهی نر
soft sector علامت گذاری قطاع ها وبخشهای روی یک دیسک که از اطلاعات نوشته شده ان استفاده میشود
soft goods کالاهای مصرف شدنی
soft goods کالاهای بی دوام
to return a visit بازدید کردن
short return برگشت کوتاه
soft acid اسید نرم
soft anneal گداختن نرم
soft boiled دل رحیم
soft anneal نرم تاباندن
soft base باز نرم
soft bill پرنده منقار نازک حشره خوار
soft bill مرغ مگس خوار
sale or return فروش یااعاده
soft boiled احساساتی
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
sale or return فروش یا عودت
soft font فونت استقراری
soft font فونت نرم
return lines خطهای بازگشتی
soft fails فهور ناگهانی نویزها درمدارهای ریز الکترونیکی ازطریق ذرات اشعه کیهانی
soft eye چشمی ساده
soft error خطای ملموس
soft copy نسخه غیر چاپی
soft copy نسخه غیر ملموس
soft coal ذغال سنگ چاق
soft coal ذغال سنگ قیردار
soft boiled نیم بند حساس
soft shell نرم پوسته
soft drinks نوشابه های غیرالکلی [غذا و آشپزخانه]
soft ray بالهنرم
soft valve شیر ترمویونیکی که مقداری هوا به داخل ان نشت کرده است
soft furnishings متکا پرده نورتابوروکشمبلمان
soft pastel پاستلخشک
return air بازگشتهوا
soft touch آدمی که سختگیر نیست و میشود زود از او پول قرض کرد
soft drinks شربت
soft drinks نوشابه
soft drinks نوشیدنی غیر الکلی
soft drink شربت
soft drink نوشابه
day return بلیط رفتو برگشت
return match بازیبرگشت
soft drinks نوشیدنی های غیرالکلی [غذا و آشپزخانه]
return ticket بلیط رفت و برگشت
return flight پرواز برگشت
soft drink نوشابه غیر الکلی
soft spot for someone/something <idiom> احساسات تندوتیز داشتن
She has a soft voice صدای نرمی دارد
soft target هدفبدوندفاع
soft porn بیانتمایلاتجنسیبهنحویزننده
soft option انتخابآسانترینراه
soft currency پولباواحدپولیکمارزش
soft drink نوشیدنی غیر الکلی
track return مدار برگشت
soft tooling ابزاری که ابعاد ان معمولا تاحد کمی قابل تنظیم است
soft technology تکنولوژی نرم
soft start راه اندازی نرم
soft start اغاز نرم
soft spot ناحیه نشست
soft spot شولات
soft solder لحیم قلع
soft skin پوسته نرم
soft shoulder شانه هموار
soft shelled نرم پوسته
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
return spring فنرارتجاعی
soft ware وسایل نرم ابزار دستگاههای کامپیوتر یا چاپ و فیلم برداری
to return a greeting جواب سلام دادن
to bring a return درامد دادن
till his return تا موقع برگشتن او
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
terrain return اکوی زمینی
soft x rays پرتوایکس نرم
soft x rays پرتو ایکس کم نفوذ
soft wood چوب نرم
soft water اب خوشگوار
soft water اب سبک
soft water اب شیرین
soft shelled دارای پوسته تردوشکننده
return to zero signal علامت مراجعه ضبط که به عنوان سطح نوار مغناطیسی نشده به کارمی رود.
it is a soft snap چیزی نیست کاراسانی است
fail soft با خرابی تدریجی
fail soft با خرابی ملایم
enter/return کلید Return یا Enter
diminishing return بازده نزولی
decreasing return بازده نزولی
constant return بازده ثابت
soft spoken دارای صدای نرم وملایم
soft-spoken معتدل
soft-spoken دارای صدای نرم وملایم
carriage return تعویض سطر Return/Enter
fail soft تخریب
fail soft تخریب تدریجی
it is a soft snap کاری ندارد
soft-hearted نرم دل
automatic return سیستم عودت خودکار وسایل
i will return his kindness مهربانی او را تلافی خواهم کرد
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
ground return برگشت زمینی
ground return بازتاب زمینی
grid return سیم برگشت شبکه
grid return سیم برگشت
soft tube لامپ نرم
fair return بازده منصفانه
fair return بازده عادلانه
carriage return سیگنال یا کلیدی که به شروع خط بعد کاغذ یا صفحه نمایش می رود
carriage return سر سطر رفتن
soft headed ساده لوح
soft-soaps چاپلوسی کردن تملق
soft sell بانرمی وملایمت بفروش رساندن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com