Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 164 (2 milliseconds)
English
Persian
soil saving dam
سد محافظ خاک
Other Matches
saving
رستگار کننده پس انداز
saving
پس انداز
saving
صرفه جویی
saving
قرارداد بین سوارکاران مسابقه برای تقسیم جایزه برنده
saving
نجارت دهنده
saving
خودداری ازمصرف وجوه عدم تقسیم منافع و افزودن ان به سرمایه
face-saving
مراعات کنندهی فواهر
saving grace
وجدان
He is saving his money.
پولهایش راجمع می کند
I'm saving up for a new bike.
من برای یک دوچرخه جدید صرفه جویی می کنم.
face-saving
آبرو نگهدار
net saving
پس انداز خالص
forced saving
پس انداز اجباری
intended saving
پس انداز مورد انتظار
labor saving
کاراندوز
theory of saving
نظریه مربوط به پس انداز
gas saving
صرفه جویی در مصرف بنزین
unintended saving
پس انداز برنامه ریزی نشده پس انداز پیش بینی نشده
national saving
پس انداز ملی
ex post saving
واقعی
ex post saving
پس انداز
ex ante saving
پیش بینی شده
ex ante saving
پس انداز
negative saving
پس انداز منفی
cost saving
درامد حاصل از تقلیل هزینه
permanent saving
پس انداز دائمی
aggregate saving
پس انداز کل
personal saving
پس انداز شخصی
private saving
پس انداز خصوصی
rate of saving
نرخ پس انداز
saving rate
نرخ پس انداز
saving account
حساب پس انداز
saving equation
معادله پس انداز
saving function
تابع پس انداز
saving function
صورت مقدار پس انداز درامدشخص
saving institutions
موسسات پس انداز شرکتهای پس انداز
saving motive
انگیزه پس انداز
saving ratio
نسبت پس انداز
saving bank
بانک پس انداز
theory of saving
نظریه پس انداز
saving your reverence
دورازجناب شما
actual saving
پس انداز واقعی
planned saving
پس انداز برنامه ریزی شده
compulsory saving
پس انداز اجباری
labour saving
کار کم کن رنج گاه
labour-saving
کار کم کن رنج گاه
labor saving devices
ابزارهای کاراندوز
labor saving techinque
فن کاراندوز
energy saving bulb
حبابحافظانرژی
capital saving technique
فن تولید سرمایه اندوز
saving and loan associations
شرکتهای پس انداز و وام
daylight saving time
ساعت تابستانی
net business saving
پس انداز خالص شرکتها
daylight saving time
افزودن یک ساعت بر ساعات روز
wealth saving relationship
رابطه ثروت و پس انداز
Saving your presence . present company excepted .
بلانسبت شما !
soil
خاکی کردن
soil
زمین
soil
الودن
soil
سرزمین مملکت پوشاندن باخاک
soil
خاک
soil
کشور
soil
خاک زمین
soil
چرک شدن
soil
لکه دارکردن
soil
کثیف کردن
soil
کف
soil morphology
شکل فاهری خاک
soil mechanism
مکانیک خاک
soil separates
اجزاء بافت خاک
soil moisture
رطوبت خاک
soil mechanics
مکانیک خاک
soil improvement
بهتر کردن جنس زمین برای بارگذاری
soil creep
زمین خزه
soil creep
خزیدن خاک
soil erosion
فرسایش خاک
soil examination
بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
soil for filling up
خاک برای خاکریزی
soil horizon
لایه خاک
soil consolidation
متراکم کردن خاک
bad soil
خاک سست
soil pipe
لوله فاضل اب مستراح
soil profile
مقطع خاک
vegetable soil
خاک کشاورزی
vegetable soil
خاک زراعتی
soil transport
حمل خاک
soil type
تیپ خاک
soil type
نوع خاک
stabilized soil
خاک تقویت شده یا تحکیم شده
truncated soil
خاک رو رفته
top soil
خاک سطحی
texture of soil
بافت خاک
surface soil
خاک رویی
vegetable soil
خانه باغی
soil transport
جابجا کردن خاک
soil texture
بافت خاک
soil profile
پروفیل خاک
one's native soil
میهن زمین
to till the soil
زمین را کشت کردن
soil species
نوع خاک
soil species
نوع زمین
soil sterilization
سترون کردن خاک
soil strain
فشار زمین
soil structure
ساختمان خاک
surface soil
خاک سطحی
soil consistence
پایداری خاک
acid soil
خاک اسیدی
examination of the soil
ازمایش خاک
f.soil or land
خاک یازمین حاصلخیز
foundation soil
پی ریزی ساختمان
foundation soil
شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
hard soil
زمین سفت
hard soil
خاک سفت
hard soil
رویه محکم
heavy soil
خاک سنگین
immature soil
خاک جوان
living soil
خاک زنده
loose soil
خاک خشک و نچسبیده
soil pressure
رانش خاک
cohesive soil
زمین چسبناک
cohesive soil
خاک چسبناک
activity of soil
فعالیت خاک
aeolian soil
خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
bad soil
زمین سست
bad soil
خاک نامناسب
bog soil
خاک مردابی
calareous soil
خاک اهکی
caly soil
خاک رس
classification of soil
طبقه بندی خاک
cohesion of soil
چسبندگی خاک
cohesionless soil
خاک بدون چسبندگی
mature soil
خاک تکامل یافته
mud soil
لجنزار
productive soil
خاک حاصلخیز
puddled soil
خاک تراوش ناپذیر
saline soil
خاک شور
sandy soil
زمین ماسه زار
sandy soil
زمین ماسهای
polygonal soil
زمین چند دامنهای که شیبهای ان در اثر فرسایش یخ یا برف تولید شده باشد
secondary soil
خاک جابجا شده یا ثانوی خاک دستی
soil additives
کود
soil cement
خاک سیمان
soil class
طبقه بندی خاک
soil conservation
حفافت خاک
soil conservation
مهیا کردن خاک برای محصول بخصوصی
productive soil
خاک باراور
organic soil
خاک الی
neutral soil
خاک خنثی
neutral soil
خاکی که نه خاصیت اسیدی دارد نه قلیائی یعنی پ هاش ان مساوی 7است
night soil
کثافات مبال
original soil
خاک بکر
night soil
سواد
night soil
برازی مستراح
non cohesive soil
خاکی که فاقد چسبندگی باشد
soil cement lining
پوشش با خاک و سیمان
soil resistivity test
ازمودن زنگزدگی فلز
soil and waste stack
کیسهخاکوفضولات
soil shear strength
قدرت مقاومت خاک در مقابل گلوله یا نفوذ ان
plants indigenous to that soil
بومی ان خاک
plants indigenous to that soil
هستند
saturated soil paste
خمیر خاک اشباع
daily range of soil temperature
دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
unified soil classification system (uscs
نوعی طبقه بندی خاک که به 51 قسمت تقسیم شده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com