Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (10 milliseconds)
English
Persian
solid looking
دارای قیافه جامد وبیروح
Search result with all words
solid fuel
سوخت جامد
solid
جامد
solid
ز جسم
solid
ماده جامد سفت
solid
سخت
solid
مکعب
solid
سه بعدی
solid
محکم
solid
استوار
solid
قوی خالص
solid
ناب
solid
بسته
solid
منجمد سخت
solid
یک پارچه
solid
مکعب حجمی
solid
توپر نیرومند
solid
قابل اطمینان
solid
دج
solid
توپر سخت محکم
solid
یکپارچه
solid
یکسان فضائی
solid
سخت پا
solid
تیمی با بازیگران خوب
solid
پر
solid
توپر
solid
ثابت
solid
رنگی که روی صفحه نمایش نمایش داده میشود یا روی چاپگر رنگی چاپ میشود بدون اینکه ترکیب شود
solid
خطایی که همیشه در حین استفاده از یک وسیله ایجاد میشود
solid
چاپگری که از شکل حرف کامل برای چاپ یک حرکت استفاده کند مثل چاپگر -daisy wheel
solid
سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
solid-state
وسیله الکترونیکی که با اثرات سیگنالهای الکترونیکی یا مغناطیسی در ماده نیمه هادی کار میکند
solid-state
وسیله ذخیره حافظه با وضعیت ساکن
solid-state
مربوط به وسایل نیمه هادی
airless solid injection
تزریق بدون کمپرسور
color solid
سه بعدی رنگ نما
crystalin solid
جامد متبلور
gas solid chromatography
کروماتوگرافی گاز- جامد
monoatomic solid
جامد تک اتمی
of solid build
خوش بنیه
regular solid
کثیرالاضلاع پنج ضلعی منظم
solid angle
زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
solid angle
زاویه فضایی
solid body
جسم سخت
solid color
رنگ یکدست
solid dam
سد کور
solid dam
سد بی دررو
solid dike
اب بند
solid door
لنگه در توپر
solid floor
کف زیر بر
solid geometry
هندسه سه بعدی
solid geometry
هندسه فضایی
solid geometry
هندسه ی فضایی
solid jet
فوران پر
solid line
خط پر
solid partition
جداگر یکپارچه
solid propellant
سوخت جامد
solid shaft
محور توپر
solid sodding
پوشش یکدست چمنی
solid solution
محلول جامد
solid solution
کریستال مخلوط
solid state
حالت جامد
solid state
نیمه هادی
solid state cartridge
کارتریج حالت جامد
solid state cartridge
کارتریج نیمه هادی
solid state circuitry
مدارات حالت جامد
solid state component
مولفهء حالت جامد
solid state device
دستگاه حالت جامد
solid state diffusion
پخش حالت جامد
solid state physics
فیزیک حالت جامد
solid support
تکیه گاه جامد
solid wire
سیم تک رشته
substitutional solid solution
محلول جامد جانشینی
unit solid angle
زاویه واحد فضایی
solid rubber tyre
لاستیککائوچوییسفت
solid shot
ساچمهخالص
solid-rocket booster
راکدثابتبالارونده
It must have a solid foundation.
اساس کار باید محکم باشد
Seven solid years.
هفت سال تمام (پیاپی،آز گار )
Iranian goods are usally solid.
جنس ساخت ایران غالبا" محکم است
This is a very solid car.
این اتوموبیل خیلی محکم است
solid-shade dyeing
رنگرزی یکنواخت
solid-shade dyeing
یکدست و همرنگ
solid-state laser
لیزر حالت جامد
[فیزیک]
solid figure
تن
solid
تن
solid figure
بدن
[کالبد]
solid
بدن
[کالبد]
solid figure
جسم
[بدن]
solid
جسم
[بدن]
solid figure
تنه
solid
تنه
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com