Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
sounding line
ژرفاسنج
Other Matches
sounding
عمق پیمائی
sounding
تعمیق
sounding
اندازه گیری عمق اب
high sounding
پر زرق وبرق وتوخالی
sounding in damages
دعوی خسارت صحیح و محکم
sounding patrol
نگهبان عمق سنج ناو
echo sounding
عمق یابی انعکاس صوت
echo sounding
اندازه گیری عمق اب دررودخانه یا مخزن
sounding lead
ژرفاسنج اوایی
sounding rocket
موشک اکتشاف تغییرات جوی
sounding wive
عمق سنج
sounding in damages
دعوی خسارت مستدل
high-sounding
پر سر وصدا
sounding boards
عامل انتشار عقاید
high-sounding
پر زرق وبرق وتوخالی
high sounding
پر سر وصدا
high sounding
عوام فریب
sounding board
تخته موجدصدا
sounding board
کمان ویولن وتار
sounding board
عامل انتشار عقاید
sounding boards
تخته موجدصدا
sounding boards
کمان ویولن وتار
high-sounding
عوام فریب
echo sounding machine
fathometer : finder dept :
echo sounding machine
عمق یاب الکتریکی
echo sounding machine
ژرفایاب الکتریکی sounder echo :syn
line to line spacing
فاصله سطور
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
line by line milling
فرز کردن سطری
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
line to line fault
تماس خطوط
line-up
به ترتیب ایستادن
on line
مستقیم
line
خط صف
off line
برون خطی
line up
ردیف ایستادن تیم
on line
درون خطی
line-up
به خط شدن
line up
به ترتیب ایستادن
off line
منفصل
line up
به خط شدن
off line
قطع
off line
غیر متصل
line-up
ردیف ایستادن تیم
line of d.
حد فاصل
on line
در خط
on line
داخل رده
on line
مورداستعمال
on line
متصل
on the line
هواپیمای اماده پرواز
line of d.
مرز
o o line
خط دیدبانی سپاه
o o line
خط تقسیم دیدبانی
necessary line
خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
all along the line
درامتدادهمه خط
along line
در امتداد خطوط
along line
در خط
line by line
سطر به سطر
line out
با خط علامت گذاشتن
line out
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
mean line
خط میان
in line
شمشیر در وضع حمله
in line
همراستا
the line
صف
to come in to line
در صف امدن
old line
دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
old line
محافظه کار
down the line
<idiom>
درآینده
out of line
جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
down the line
ضربه از کنار زمین
out of line
خارج از خط جبهه
down line
بار کردن پایین خطی
Which line goes to ... ?
کدام خط راه آهن به ... میرود؟
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
all along the line
در همه جا
in line
<idiom>
با محدودیت متداول
below the line
درامد یا هزینه غیر مترقبه
out of line
<idiom>
ناصحیح
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
line up
<idiom>
به درستی میزان کردن
line up
<idiom>
به صف کردن
on line help
کمک مستقیم
to come in to line
موافقت کردن
line
: خط
line
در سمت
line
سیم
line
جبهه جنگ
line
لوله منفردی در سیستم سیالات
line
رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line
نسب
line
خط زدن
line
حدود رویه
line
خط دار کردن
line
طرز
line
رشته
line
لاین
line
محصول
line
صفی در خط
line
طناب خط
line
سطر
line
ردیف
line
رشته بند
line
ریسمان
line
رسن
line
طناب سیم
line
جاده
line
دهنه
line
لجام
line
: خط کشیدن
line
خط انداختن در
line
بخط کردن
line
اراستن
line
ترازکردن
line
استرکردن
line
پوشاندن
line
خط
line
شعبه
by-line
خط دوم یافرعی
by line
کار یاشغل اضافی وزائد
by-line
کار یاشغل اضافی وزائد
Are you still on the line?
خط را قطع نکردی؟
by line
خط فرعی راه اهن
by line
خط دوم یافرعی
by-line
خط فرعی راه اهن
off line
وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
Are you still on the line?
هنوز پشت تلفن هستی؟
line
اتصال فیزیکی به ارسال داده
loop line
دوراهی
lubber line
خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
pass a line
رد کردن طناب
peaked line
خط پاره پاره
lubber line
خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
lubber's line
نشانگر سینه
lumber's line
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
message line
خط مخابره
median line
میانه
percolation line
خط نفوذ
mason's line
ریسمان کار
marriage line
عقدنامه سند ازدواج
marriage line
گواهینامه ازدواج
marline or line
طناب کوچک دولا
lyman line
خط لیمان
mach line
موج ضربهای ضعیف
lumber's line
خط سینه ناو
local line
خط محلی
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
line transformer
مبدل خط
penny a line
پست
penny a line
ارزان
peaked line
خط چین
principal line
خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
private line
خط خصوصی
profile line
نیمرخ زمین
line up billiard
بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
line voltage
ولتاژ خط
load line
خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
load line
خط بار
penny a line
ارزان نویس بی مایه
line width
پهنای خط
line voltage
ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
line voltage
ولتاژ شبکه
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
orienting line
خط توجیه
price line
خط قیمت
poverty line
خط فقر
possibilities line
خط بودجه
off line operation
عملکرد برون خطی
possibilities line
خط امکانات
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
nonswitched line
خط غیر گزینشی
non switched line
خط گزینه نشده
off line storage
حافظه برون خطی
offside line
خط فرضی موازی با دروازه
on line database
پایگاه داده درون خطی
out line font
فونت متغیر
out line font
قلم متغیر
on line system
سیستم درون خطی
on line storage
حافظه درون خطی
on line operation
عمل درون خطی
out of line coding
کدگذاری برون خطی
outhaul line
برون کش
no fire line
خط منع اتش توپخانه
no fire line
خط منع اتش
on line operation
عملکرد درون خطی
multicore line
خط چند رشتهای
mould line
خط حاصل از تلاقی دو سطح
phase line
خط مبداء حرکت جنگی
phase line
خط خیز
morning line
امتیاز شرطبندی پیش ازمسابقه
mooring line
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
mooring line
سیم مهار
phantom line
خط سری
phantom line
خط فرضی
multidrop line
پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
night line
ریسمان ماهی گیری شبانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com