English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (8 milliseconds)
English Persian
special education اموزش و پرورش استثنایی
Other Matches
education اموزش و پرورش
re-education تشویقتحریک
further education تحصیلاتدانشکده
f.education پرورش واموزش دختران
education پرورش اموزش و پرورش
education تحصیلات
education تربیت
education اموزش
education تعلیم و تربیت
ministry education وزارت فرهنگ
mass education اموزش جمعی
mass education اموزش همگانی
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
informal education اموزش غیررسمی
graduate education اموزش بعد از لیسانس
general education اموزش عمومی
formal education اموزش رسمی
ministry of education وزارت فرهنگ
moral education اموزش اخلاقی
motor education تعلیم و تربیت حرکتی
technical education اموزش فنی
vocational education اموزش حرفهای
religious education تحصیلاتمذهبی
education department اداره آموزش و پرورش
secondary education اموزش متوسطه
progressive education ازمون پیشرو
professional education اموزش تخصصی
nonformal education اموزش غیر رسمی
primary education اموزش ابتدایی
elementary education اموزش ابتدایی
higher education اموزش عالی
compulsory education اموزش اجباری
education center مرکز اموزش
education center اموزشگاه
education pipe لوله تخلیه
education stand میزان تحصیلات
sex education اموزش جنسی
adult education آموزش بزرگسالان
comparative education اموزش و پرورش تطبیقی
physical education تربیت بدنی
life long education اموزش مداوم
special حرف چاپ اضافی که در محدوده استاندارد نوشتاری نیست
special <adj.> اضافه
special ویژه
special مخصوص خاص
special استثنایی
special مخصوصا
special حرف غیر عادی در یک نوشتار
special سیستم برنامههای کاربردی مشخص و محدود
special مخصوص
special آنچه متفاوت یا غیر عادی است
special خاص
special <adj.> ویژه
special <adj.> خاص
special <adj.> علاوه
special troops یکانهای مخصوص
special tribunal دادگاه اختصاصی
special troops یکانهای مخصوصی که به لشگرمامور شده باشند
special purpose تک منظوره
special team تیم ذخیره ها
special symbol نماد خاص
special symbol نماد ویژه
special relativity نسبیت خصوصی
special registrant دفتر ثبت نام مخصوص
special services خدمات مخصوص
special services یکان خدمات مخصوص خدمات رفاهی
special session جلسه فوق العاده
special session جلسه مخصوص
special sheaf مروحه مخصوص
special school اموزشگاه استثنایی
special staff ستاد تخصصی
special staff ستاداختصاصی
special verdict تصمیم ویژه
special vertict رایی که وقوع قضیهای راثابت میکندولی نتیجهای ازان نمیگیرد
special weapons جنگ افزار مخصوص
special session نشست ویژه
special session نشست فوق العاده
as a special exception <adv.> بطور استثناء
as a special exception <adv.> استثنأ
special forces نیروهای ویژه ضد چریک [ارتشی ]
Are there any special fares? آیا قیمت ارزانتر هم دارید؟
special weapons جنگ افزارهای ویژه
special effects جلوههای ویژه
special effects تروکاژ
special mark علامتمخصوص
Special Branch سازمانپلیسبریتانیا
special effect جلوههایویژه
Do you have any special rates? آیا نرخهای ارزانتر دارید؟
a special menu صورت غذای مخصوص
special verdict رای هیات منصفه در حالتی که حقایق موضوع مطروحه را ان چنان که برایشان ثابت شده است اعلام و اخذ تصمیم را به دادگاه بسپارند
special delivery پست سفارشی
special character ویژه
special character دخشه ویژه
special character علامت ویژه کاراکتر مخصوص
special contracts عقود معینه
special contracts منظور عقودی هستند که نام و صیغه خاص و شرایط ویژه دارند
special corrections تصحیحات مخصوص
special damage خسارت مخصوص
Paste Special درج یک شی خاص
special degration نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
special deposits سپردههای ویژه
special drawing right حق برداشت مخصوص
special character دخشه
special case مورد خاص یااستثنایی
special case مورد ویژه
extra special فوق العاده
extra special ویژه
extra special مخصوص
Paste Special در یک متن
special ability توانایی اختصاصی
special administration اداره قسمت خاصی از ترکه
special agent وکیل یا نماینده مقیدالوکاله
special agreement قرارداد ویژه
special ammunition مهمات مخصوص یا ویژه
special bastard حرامزاده ویژه
special bastard هر گاه پدر ومادر طفلی که حرامزاده بوده بعدا" ازدواج کنند نسب اوصحیح خواهد بود
special drawing right حق برداشت ویژه
special purpose خاص منظوره
special passport پاسپورت ویژه
special operations عملیات مخصوص یا ویژه
special olympics المپیک افراد استثنایی
special majority اکثریت خاص
special passport پاسپورت مخصوص
special jury هیئت منصفه مخصوص
special plea دفاع خاص
special pleader متخصص تهیه لوایح دفاعی
special party گروه ویژه
special pleading علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
special property مالکیت خاص
special handling ارسال مطبوعات واوراق چاپی بوسیله پست سریع السیر
special forces نیروهای مخصوص یانیروهای ویژه نیروی چریک و ضد چریک
special area منطقه پرواز مخصوص
special duty کار ویژه
special purpose یک منظوره
special purpose computer کامپیوتر تک منظوره کامپیوتر با منظور خاص
special acceptance of a bill of قبولی براتی که فقط در محلی خاص قابل پرداخت است
special drawing rights حق برداشت ویژه
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
special weight race مسابقهای که تعیین وزن اضافی ارتباطی با جدول وزن نسبت به سن ندارد
special interest group گروه
special interest group که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
special theory of relativity نظریه نسبیت خصوصی
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
I must make a special note of that. من باید یادداشت ویژه ای برای این مورد بکنم.
special libraries association انجمن کتابخانههای مخصوص
special purpose programming language زبان برنامه نویسی تک منظوره
digital video special effects نمایشمخصوصعددیعوامل
Can I go earlier today, just as a special exception? اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
Every man is made for a special job. <proverb> هر کس را بهر کارى ساختند .
extra special flexible wire rope طناب فولادی ویژه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com