Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 81 (5 milliseconds)
English
Persian
specialty team
تیم ذخیره ها
Other Matches
specialty
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty
ویژه گری
specialty
رشته اختصاصی
specialty
تخصص
specialty
اختصاص کیفیت ویژه
specialty clinic
درمانگاه تخصصی بهداری
specialty debt
تعهدات مستند به اسناد رسمی
specialty teamer
بازیگر تیم ذخیره
civilian occupational specialty
تخصص غیر ارتشی
civilian occupational specialty
کدهای تخصصی غیرنظامی
team up
توحید مساعی کردن
first team
تیم اصلی
team up
تشریک مساعی
team up
هم دست شدن
[در کار]
team
تیم گروهانی
team
گروهان تقویت شده
team
گروه
team
گروهه
team
دسته
team
دست جفت
team
یک دستگاه
team
تیم
team
دسته درست کردن
team
بصورت دسته یاتیم درامدن
team teaching
تدریس گروهی
programming team
تیم برنامه نویسی
special team
تیم ذخیره ها
team pursuit
مسابقه تعقیبی تیمی
team line up
به صف ایستادن تیم
team game
بازی گروهی
team foul
خطای مهم
team area
محدوده بین دو خط 53 یاردی در هر دو طرف زمین فوتبال امریکایی
team tennis
بازیهای مختلف تنیس
triple team
سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
crisis team
گروه ضد بحران
work team
گروه کار
work team
دسته
team roping
مسابقه تیم 2 نفره گاوبازی جهت کمنداندازی و بستن گاودر حداقل وقت
team spirit
روحیهوفاداریمابینیکتیم
team shirt
لباستیم
team bench
نیمکتبازیکنان
team-mates
یار
team-mates
همگروه
team-mate
یار
team-mate
همگروه
prosecution team
تیم دادرسی
pararescue team
تیم تجسس و نجات
factory team
تیم کارخانه اتومبیل سازی
expansion team
تیم تازه وارد به لیگ
embarkation team
تیم یا قسمت مخصوص کمک به سوار شدن یا بارگیری
double team
تیم دونفره
company team
تیم مرکب
company team
تیم گروهانی
combat team
گروهان مرکب رزمی گروه رزمی پیاده
combat team
تیم رزمی
boat team
تیم سوارشونده در یک قایق در عملیات اب خاکی
boat team
تیم قایق اب خاکی
four man team
تیم چهار نفره
functional team
تیم اجرایی
helicopter team
تیم سوار بر هلی کوپتر
functional team
تیم عمل کننده
battalion landing team
تیم پیاده شونده گردانی
battalion landing team
تیم ساحلی گردان
mobile training team
تیم اموزشی سیار
army assault team
تیم هجومی نیروی زمینی
Both of us will make a good team.
ما دو تا تیم خوبی میسازیم.
combined arms team
تیم رستههای مرکب
brigade landing team
تیم پیاده شونده تیپی
central planning team
تیم طرح ریزی مرکزی
chief programmer team
سرپرست یک تیم برنامه نویسی
combat control team
تیم کنترل رزمی
team handball court
مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
team handball court
زمین بازی هند بال
heavy fire team
تیم اتشهای زمینی سنگین
control and assessment team
تیم کنترل و ارزیابی نتایج تک ش م ر
light fire team
تیم اتش سبک
combined arms team
تیم مرکب
light fire team
تیم دو هلی کوپتره
member of the national team
عضو تیم ملی
The future of the team is shrouded in uncertainty.
آینده این تیم بلاتکلیف است.
Recent search history
Search history is
off
.
Activate
✘ Close
✘
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
◀—
ش
س
ئ
ی
ب
ل
أ
آ
ا
ت
ن
م
ک
گ
[]
ظ
ط
ژ
ز
ر
ذ
د
پ
ؤ
و
ء
.
!
؟
()
نیم فاصله
Space
نیم فاصله
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com
Close
Previous
Next
Loading...