English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English Persian
speedy trial دادرسی فوری
Other Matches
speedy سرعت
speedy چابک
speedy سریع السیر سریع
speedy cut اسیب به عقب پای جلویی اسب بالاتر از سم با ضربه پای عقب
trial محاکمه
trial تست
trial امتحان
trial آزمایش
trial آزمون
he was on his trial او را محاکمه میکردند
new trial اعاده دادرسی
new trial محاکمه جدید تجدید محاکمه
re trial اعاده دادرسی
to go t. a trial محاکمه شدن
trial ازمایش امتحان
trial رنج
trial کوشش
trial سعی
trial ازمایش
trial امتحان
trial امتحان کردن
trial ازمایش کردن ازمایشی
trial مسابقه مهارت موتورسواردر مسیر با مانع سه حرکت مجاز در پرشهاو پرتابها درهر دور
trial دادرسی
trial محاکمه محاکمه کردن
trial rate درصد ازمایش یک محصول
trial order سفارش ازمایشی
trial on technicalities رسیدگی شکلی
trial on merits رسیدگی ماهوی
trial balance ترازنامه ازمایشی
trial lawyer وکیل دادگستری که دردادگاههای جنایی حضورمییابد
trial jury هیئت منصفه
trial balance تراز ازمایشی
trial court دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
trial hole گمانه
trial function تابع ازمایشی
trial elevation درجه مربوط به شروع تیر موثر
trial elevation درجه ازمایشی
trial hole چاه ازمایشی
trial shot گلوله ازمایشی
trial shot تیر ازمایشی
day of the trial روز محاکمه
to put somebody on trial کسی را محاکمه کردن
He was put on trial. او محاکمه شد. [حقوق]
trial balloon <idiom> یک دستی زدن
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
show trial محاکمهعلنی
trial trip مسافرت ازمایشی یا امتحانی
trial shot تیر قلق گیری
trial attorney وکیلی که تخصص او در دفاع است وکمتر به امور دفتری می رسد
time trial مسابقه دوتمرینی
time trial رکوردگیری در تمرین رکوردگیری
summary trial محاکمه اختصاری
shaft beyond trial well چاه پیشکار
trial offer عرضه ازمایشی
to make a trial of امتحان کردن
to make a trial of ازمودن
public trial دادرسی علنی
one trial learning یادگیری یک کوششی
field trial مسابقه تازیهای شکاری
ex parte trial دادرسی غیابی
committed for trial تسلیم متهم به دادگاه
catch trial کوشش مچ گیری
acceptance trial آزمایش قبول وسایل وتجهیزات
trial runs استفاده ازمایشی
to buy on trial بشرط امتحان خریدن
to undergo a trial محاکمه شدن
trial attorney وکیل محاکمه
trial at the bar محاکمه
trial and error ازمایش ولغزش
trial and error ازمایش و خطا
trial and error روش کورمالی
trial run استفاده ازمایشی
trial and error کوشش و خطا
trial and erroe ازمایش و خطا
trial and error ازمون و خطا
trial and erroe سعی وامتحان
trial and error روش ازمایش و خطا
trial and error learning یادگیری از راه کوشش و خطا
vicarious trial and error کوشش و خطای نمادی
detention pending trial توقیف احتیاطی
detention pending trial حبس موقت
trial on procedural matters رسیدگی شکلی
trial in presence of the parties دادرسی حضوری
The wrd is a place of trial by ordeal , not of eas. <proverb> دنیا جاى آزمایش است نه جاى آسایش .
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com