English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 78 (6 milliseconds)
English Persian
spice rack قفسه ادویه
Other Matches
spice ادویه زدن به
spice ادویه
spice چاشنی غذا
spice box قوطی ادویه
herb spice blend آمیخته ای از ادویه و سبزیجات معطر
Varety is the spice of life. <proverb> تنوع ,چاشنى زندگى است .
rack چهارنعل کوتاه
rack شکنجه کردن
rack خون مستاجررا در شیشه کردن
rack چارچوب
rack میله رنده
rack سیستم ای که حاوی تختههای مدار متحرک در یک فریم محافظ است
rack فریم محافظ فلزی برای تختههای مدار الکترونیکی و وسایل جانبی مثل دیسک درایو
rack آویز فرش [قالبی فلزی که در فروشگاه جهت آویزان کردن فرش و نمایش آن بکار می رود.]
on the rack درفشار
on the rack درشکنجه
rack up بازی کردن- حساب کردن
rack به هم بستن
rack دندانه دار کردن
rack بشدت کشیدن
rack رنج بردن
rack عذاب دادن
rack چرخ دنده دار
rack شکنجه
rack نوعی الت شکنجه مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز
rack جاکلاهی
rack بار بند
rack چنگک جا لباسی
rack روی چنگک گذاردن لباس و غیره
rack اشغال گیر
rack قطاع دندانه دار
rack میله دندانه دار
rack طاقچه مقر
rack قفسه مهمات و وسایل
rack ردیف
rack توری مشبک اشغال گیر
rack قفسه
rack طاقچه
equipment rack پایهوسایل
coat rack محلآویزکت
trash rack اشغالگیر
to rack rent حداکثر اجاره رابر ملکی بستن
to go to rack and ruin نابودشدن
luggage rack جایچمدان
pipe rack چنگکپیپ
shoe rack چنگککفش
spool rack جاقرقره
stamp rack مهرچرخدندهدار
roof-rack باربنداتومبیل
toast rack شیارهایجداکنندهتوستر
rack one's brains <idiom> سخت فکر کردن یاچیزی را بخاطر آوردن
rack one's brains <idiom> به مغز خود فشار آوردن
go to rack and ruin <idiom> نتیجه بد حاصل کردن
bottle rack جا بطری
paper rack جاکاغذی
muck rack کسی که عادتا" می خواهدکارمندان خدمات عمومی و یاجمیع مردم را به رشوه خواری و فساد و خلافکاری متهم کند
loading rack سکوی بارگیری
hay rack جای یونجه
hay rack علف دان
cuvette rack جاکووتی
card rack جای کارت
card rack طاقچه کارت
burning rack قاب باتری
plate rack جایی که بشقاب هامی گذارندخشک شود
rack and pinion میله دندانه دار و چرخ دندانه کوچک
rack control نوعی کنترل پروازی غیر دستی
shelving rack قفسه
ready rack قفسه مهمات حاضر برای تیراندازی
rack space محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
rack rent اجازه گزاف بستن بر
rack rent اجازه تمام سال
rack railway راه اهن چنگک دار مخصوص عبور از سراشیب
print drying rack میلهرنگیخشکشونده
rack type cutter اسکنه نوع شانهای
rack type cutter شانه رنده
pipet tray rack جا پی پتی
test tube rack جای لوله ازمایش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com