Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 183 (9 milliseconds)
English
Persian
spin spin coupling
جفت شدن اسپین- اسپین
Search result with all words
spin coupling
جفت شدن اسپین
spin orbit coupling
جفت شدن اسپین- اوربیتال
Other Matches
off spin
چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
spin
فشردن فلز
spin
ماهیگیری با وسایل چرخان
spin
فرفره خوردن روی یک پا یا دو پا
spin
چرخش توپ
spin
به درازاکشاندن چرخاندن
spin
فشردن سرد اسپین
spin
تنیدگی
spin
اسپین
spin
چرخش به سرعت
spin-off
برنامهی اشتقاقی
spin-off
شرکت بخشهسازی شده
spin-off
بخشهسازی
to spin out
امتداد دادن مفصلا درست کردن
to spin out
بسر بردن
spin
تنیدن
spin
ریسیدن رشتن
spin
چرخیدن
to go for a spin
با خودرو گردش کوتاهی کردن
spin
فرفره
spin
چرخش
to spin something
چیزی را تند چرخاندن
electron spin
تنیدگی الکترون
spin bowler
توپ اندازی که به توپ چرخش میدهد
spin casting
پرتاب قلاب ماهیگیری باوسایل چرخان
spin decoupling
واشدن اسپین
spin dyeing
زنگرزی پیش از ریسیدن
spin paired
اسپین زوج شده
sit spin
چرخیدن روی یک اسکیت
scratch spin
چرخش روی قسمت جلویی تیغه اسکیت
one toe spin
چرخش با اسکیت قرقره دارروی قرقرههای جلویی
electron spin
اسپین الکترون
high spin
پرچرخش
high spin
چرخش زیاد
high spin
پر اسپین
hot spin
فشردن در حالت گرم
jump spin
چرخش با اغاز پرش بهوا
leg spin
چرخش توپ که تغییر مسیربطرف پا میدهد
low spin
کم اسپین
one heel spin
چرخش با اسکیت قرقره دارروی یک اسکیت
to spin one's wheels
<idiom>
بدون نتیجه زحمت کشیدن
[اصطلاح روزمره]
spin state
حالت اسپین
spin wall
دیوار درون بنا که بران بارگذاری میشود
spin-offs
بخشهسازی
anti spin
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
spin-offs
شرکت بخشهسازی شده
spin-offs
برنامهی اشتقاقی
to spin yarns
داستان ساختن
to spin a wheel
چرخی را تند چرخاندن
to spin a yarn
<idiom>
[یک مشت راست ودروغ سر هم کردن]
spin-dry
باماشینخشککردن
spin drier
ماشینخشککن
spin doctor
متخصصروابطاجتماعی
change spin
چرخیدن با تغییر پا
upright spin
چرخش ایستاده
to spin yarns
صفحه گذاشتن
to spin yarns
دروغ ساختن
top spin
چرخش فرفره مانند توپ بازی
jackson haines spin
چرخیدن روی یک پا در حالت نشسته
spin angular momentum
اندازه حرکت زاویهای اسپین
teflon spin bar
میله همزن تفلونی
spin paired complex
کمپلکس اسپین زوج شده
spin lattice intraction
بر هم کنش اسپین شبکه
lay back spin
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
electron spin resonance
رزونانس اسپین الکترون
spin casting rod
چوب ماهیگیری با قرقره چرخان
spin casting reel
قرقره چرخان ماهیگیری
spin angular momentum
اندازه حرکت زاویهای اسپینی
electron spin resonance
[ESR]
تشدید پارامغناطیس الکترون
[فیزیک]
to spin laundry in the washing machine
لباس های شسته شده را در ماشین لباسشویی تند چرخاندن
Dont spin such yarns . Dont tell lies.
دیگر صفحه نگذار ( دروغ نساز )
r c coupling
جفتگری مقاومتی
coupling
جفت شدگی
dc coupling
جفت شدگی جریان مستقیم
coupling
تزویج
coupling
پیوست
coupling
کوپلینگ
coupling
جفت شدن
coupling
نوعی رابطه متقابل بین سیستم هایا خصوصیات یک سیستم
coupling
جفت شدگی اتصال درگیری
coupling
اتصال
coupling
جفت ساز
coupling
جفت اتصال
coupling
جفت کردن
coupling
جفتگری
coupling
مفصل
coupling
چفت کردن
coupling
بهم وصل کردن اتصالیها
coupling coefficient
ضریب اتصال
coupling capacity
فرفیت اتصالی
coupling capacitor
خازن اتصال
spring coupling
کوپلینگ فنری
coupling capacitor
خازن جفت ساز
tight coupling
جفت شدگی
coupling base
اتصال دهنده چاشنی به کلاهک
coupling coil
سیم پیچ پیوست
coupling coil
سیم پیچ تزویج
coupling impedance
مقاومت فاهری پیوست
coupling constant
ثابت جفت شدن
coupling element
عنصر اتصال
coupling element
عنصر پیوست
coupling factor
ضریب اتصال
coupling factor
ضریب پیوست
coupling impedance
امپدانس تزویج
coupling base
وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
conduit coupling
مهره ماسوره
coupling bolt
توپاتصال
trap coupling
بسترابط
reducing coupling
کمکردنجفتاتصال
pipe coupling
جفتسازلوله
hydraulic coupling
اتصالهیدرولیک
oxidative coupling
جفت شدن اکسایشی
compression coupling
فشردگیرابط
adjustable coupling
جفتگیری متغیر
capacitive coupling
جفتگری خازنی
clamp coupling
قید و بست
close coupling
جفتگری قوی
clutch coupling
پیوست کلاج
clutch coupling
تزویج کلاج
transformer coupling
پیوست ترانسفورماتور
transformer coupling
جفتگری با مبدل
coupling knuckle
برآمدگیاتصال
coupling instability
نااستواری اتصال
electron coupling
پیوست الکترونی
inductive coupling
جفتگری القایی
inductive coupling
شفت مکانیکی که توسط اتصالات مغناطیسی میچرخد
inductive coupling
پیوست القائی
input coupling
پیوست ورودی
input coupling
تزویج اولیه
intermediate coupling
پیوست واسطه
diazo coupling
جفت شدن دی ازویی
hose coupling
پیوست لوله پلاستیکی
critical coupling
کوپلاژ بحرانی پیوست بحرانی
critical coupling
تزویج بحرانی
inductance coupling
تزویج اندوکتانس
inductance coupling
پیوست القائی
electromagnetic coupling
تزویج الکترومغناطیسی
flange coupling
پیوست صفحهای
electric coupling
پیوست الکتریکی
electric coupling
تزویج الکتریکی
direct coupling
کوپلینگ مستقیم
direct coupling
جفتگری مستقیم
impedance coupling
جفتگری با ناگذرایی
impedance coupling
تزویج پیچک
impedance coupling
پیوست امپدانس
electron coupling
تزویج الکترونی
loose coupling
جفتگری ضعیف
coupling valve
ارزش اتصال
coupling instability
نااستواری پیوست تزلزل تزویج
coupling probe
میله جفتگری
tight coupling
محکم
resistance coupling
جفتگری مقاومتی
railroad coupling
پیوست یا تزویج راه اهن
coupling of circuits
پیوست مدارها
coupling of circuits
تزویج مدارات
sleeve coupling
پیوست تزویجی
sleeve coupling
تزویج مفصلی
coupling magent
اهنربای اتصال
coupling resistance
مقاومت اتصالی
coupling resistance
مقاومت پیوست
coupling transformer
ترانسفورماتور تزویج ترانسفورماتور پیوست
mains coupling
پیوست شبکه
polaron coupling constant
ثابت جفت شدن پولارونها
input coupling loop
حلقه پیوست ورودی
main coupling transformer
ترانسفورماتور پیوست شبکه
air hose coupling
دستگاه نشان دهنده ازدیاد باد
universal joint coupling
اتصال قفل کاردان
flanged bolt coupling
اتصال فلانج و پیچ
coupling measuring set
دستگاه اندازه گیری اتصالی
magnetic coupling transformer
مبدل انتن
jaw clutch coupling
پیوست دندانه
jaw clutch coupling
درگیری دندانه
coupling guide device
دستگاهحافظاتصال
coupling knuckle pin
برآمدگیسوزناتصال
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
position coupling key
کلید اتصال
impulse starter coupling
جفتگری ضربه ساز
resistance capacitive coupling
جفتگری مقاومتی
trailer tongue
[American English]
[coupling]
[British English]
پیوند به داخل
[در تریلر]
dipole dipole coupling
جفت شدگی دو قطبی- دوقطبی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com