English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
spot weld خال جوش
spot weld نقطه جوش دادن
spot weld اتصال نقطه جوش
Search result with all words
bridge spot weld جوشکاری نقطهای
Other Matches
weld بهم پیوستن
weld جوشکاری کردن
weld متصل کردن جوش دادن جوش
weld جوش دادن پیوستن
weld جوش
camber weld جوش محدب
reinforcement of weld تقویت جوش
calk weld درز جوش
to butt weld از سرجوش دادن
tack weld وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
tack weld نقطه جوش
butt weld جوش لب به لب
seam weld جوش درز
plug weld جوش مسدود
root of the weld ریشه جوش
scarf weld جایی که دو میل اهن را نیم ونیم کرده باهم جوش داده باشند
weld bead تکه فلزی که درامتداد اتصال جوش قراردارد
weld decay پوسیدگی جوش
strength weld جوشکاری مقاومتی
cluster weld جوش خوشهای
corner weld جوشکاری گوشه
projection weld جوش نقطه سیاه
lap weld جوش رویهم
joint weld جوشکاری اتصالی
forge weld جوش دادن شعلهای
flat weld جوش مسطح
flash weld جوش شعلهای
fillet weld جوش گوشه
fillet weld جوش نواری
filler weld جوشهائیکه درگوشه تماس دو نقطه جوش شونده قرار میگیرند
filler weld جوش نواری
filled weld جوش نواری
weld bead مهره جوش
pressure weld جوش دادن فشاری
edge weld جوش لبهای
projection weld جوش خال سیاه
stitch weld جوش بخیهای
miter weld جوشکاری فارسی
point of weld نقطه جوش
bevelled edge weld جوش درز پیشانی
butt seam weld جوشکاری درزی
single bevel but weld جوش لب به لب "وی " ساده
single j butt weld جوش لب به لب "جی "
edge fillet weld جوش نواری دورهای
single u butt weld اتصال لب به لب "یو"
convex fillet weld جوش مغزی محدب
double u butt weld جوش لب به لب یو دوبل
butt seam weld جوشکاری شکافی
convex fillet weld جوش نواری برجسته
multi layer weld جوشکاری چند لایه
concave fillet weld جوشکاری مغزی مقعر جوشکاری مغزی
double i butt weld جوش درزی ای دوبل
double bevel butt weld جوشکاری لب به لب
spot پیداکردن محل نقاط با دیدبانی دیدبانی کردن
spot در محل
spot مشاهده کردن گلوله ها
spot جا
spot تنظیم تیر کردن
spot درجا
spot کشف کردن دیدن
spot مکان
spot محل
spot لکه لک
spot موضع
spot زمان مختصر لحظه
spot لکه دارکردن
spot لکه دارشدن
spot باخال تزئین کردن درنظرگرفتن
spot تشخیص دادن
spot کشف کردن اماده پرداخت
spot فوری
spot بجااوردن
spot خال
spot مسافت یابی کردن
spot کمان
spot-on دقیقا صحیح
spot [لکه دار شدن فرش در اثر مواد رنگی و شمیایی]
on-the-spot فی المجلس
on the spot <idiom> درشرایط سخت ونا امیدکنندهای
up on the spot فی المجلس مقدا بی درنگ
on the spot فی المجلس
on the spot نقدا"
spot نقطه
spot لکه موضع
spot به طور نقد
spot نقدا"
spot کمک به ژیمناست درحال انجام حرکت
on-the-spot نقدا"
in a spot <idiom> درمشکل قرار داشتن
spot kick ضربه کاشته
spot price قیمت تمام شده
spot lamp لامپ با نورمتمرکز
spot rate نرخ فروش نقدی
spot lamp لامپ موضعی
spot price بهای جنس در معامله نقدی
spot map کروکی تصادف یا کروکی مشاهدات بازرس
spot market بازار نقدی
spot market بازار معاملات نقدی
spot pass پاس غیرمستقیم
spot pass پاسی که بجای فرستادن به بازیگر به نقطه معینی فرستاده میشود
spot goods کالاهای اماده تحویل
spot net شبکه مخابراتی دیدبان یادیدبانی
spot grading صافسازی
spot price قیمت نقدی
spot repair تعمیر در جا
spot repair تعمیر در محل
water spot گردباد دریایی
water spot واتراسپات
yellow spot نقطه زرد
centre spot خالوسط
handicap spot مهرهتعادلی
black spot جادهباآمارتصادفبالا
high spot جذابترین لذتبخشترین
trouble spot کشوریکهدائمادرحالدرگیریونزاعباشد
He was kI'lled on the spot. جابجا کشته شد
hit the spot <idiom> نیروی تازه وارد کردن
Johnny-on-the-spot <idiom>
soft spot for someone/something <idiom> احساسات تندوتیز داشتن
tight spot <idiom> شرایط سخت
warm spot نقطه گرماگیر
warm spot اندامها و مراکزاحساس گرما در پوست
unpainted spot تکه رنگ نشده هنگام رنگ کردن
spot report گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
spot sale فروش نقد
spot sale فروش نقدی وتحویل فوری کالای موردمعامله
spot shot ضربه به گویی که در نقطه معین گذاشته شده
spot test ازمایش فوری
spot transaction معامله نقدی
spot welding نقطه جوش
spot welding جوشکاری نقطهای
spot welding جوش نقطهای
succeeding spot نقطه بعدی که توپ باید انجابه زمین گذاشته شود
sweet spot قسمت مرکزی راکت یا چوب
touch spot ناحیه بساوشی
spot price قیمت برای فروش فوری
spot goods کالاهای موجود
blind spot نقطه ضعف
beauty spot خال کوچک
beauty spot خال زیبایی
advertising spot فیلم تبلیغاتی
air spot تنظیم تیر توپخانه با استفاده از دیدبانی هوایی
air spot تنظیم تیربا دیدبانی هوایی
balkline spot نقطه مرکزی خط عرضی روی میز بیلیارد
billiard spot نقطه مخصوص گوی قرمزروی میز بیلیارد انگلیسی
cash spot نقد فوری
cathode spot لکه کاتدی
center spot نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی
cold spot نقطه سرماگیر
dead spot منطقه ساکت
dead spot نقطه خنثی
beauty spot خال
hot spot نقطه داغ
spot check مقابله موضعی
spot check بررسی موضعی
spot check بطور چند در میان ازمودن
spot check سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot check بازدید در محل
blind spot نقطه کور
spot checks مقابله موضعی
spot checks بررسی موضعی
spot checks بطور چند در میان ازمودن
spot checks سرسری وبا عجله رسیدگی کردن
spot checks بازدید در محل
hot spot نقاط خطرناک یا خیلی خطرناک در منطقه الوده به مواد رادیواکتیو اتمی
face off spot هرکدام از 9 نقطه مخصوص رویارویی
face off spot نقطه رویارویی
pain spot نقطه درد
penalty spot نقطه پنالتی
spot of enforcement نقطه پنالتی
previous spot نقطهای که توپ در اخرین باروارد بازی شده
pyramid spot نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز
soft spot شولات
soft spot ناحیه نشست
spot ball گویی که از نقطه معین هدف ضربه با گوی اصلی بیلیاردقرار می گیرد
spot bowler بازیگری که بجای نشانه گیری به میلههای بولینگ بجای معینی روی مسیرهدفگیری میکند
spot cash پرداخت نقدی
spot cash پول نقد
spot distortion اغتشاش نقطه
spot elevation ارتفاع تعیین شده
spot elevation نقطه ارتفاع معلوم روی نقشه
spot footing پی مجزا
long spot موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
light spot نقطه منور
foot spot نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد
focal spot کانون
flying spot لکه نورتند رو
head spot نقطهای بین نقطه وسط وکناره شروع بیلیارد
landing spot نقطه فرود
light spot نقطه نور
spot welding machine دستگاه جوش نقطهای
spot welding electrode الکترود جوشکاری نقطهای
flying spot scanner پوینده لکهای تند رو
center ice spot نقطه شروع در مرکز دایره میانی
center face off spot نقطه شروع در مرکز دایره میانی
great red spot لکه سرخ بزرگ
spot pattern test ازمون طرح نقطه ها
great white spot لکه سفید بزرگ
white spot ball مکانتوپسفید
kicks from the penalty spot شوت از نقطه پنالتی
baulk line spot نقطهخطمرز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com