English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
stag position وضع پاهای باز
stag position پاباز در هوا
Other Matches
stag کره اسب حیوان نر
stag پاییدن
stag بریدن
stag کوتاه کردن
stag جلسه یا مهمانی مردانه
stag گوزن
stag جاسوسی کردن
stag hound تازی
stag leap پرش پا باز ژیمناست
stag hunting شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
stag night مهمانیمردانهکهفردایروزعروسیبرگزارمیشود
stag jump پرش با پاهای باز در هوا
stag evil تشنج ارواره زیرین اسب
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
high frequency amplification stag طبقه تقویت فرکانس بالا
position مدت زمان لازم برای دستیابی به داده ذخیره شده روی دیسک درایو یا ماشین نوار. حاوی تمام حرکات ماده از قیبل نوک خواندن و بازو
position قرار دادن چیزی در محل خاص
position موقعیت
position محل چیزی
to be in a position to do something موقعیتش باشد که کاری را انجام بدهند
an a for a position درخواست دهنده برای کار
position بردار مکان [ریاضی]
y position حالت- ایگرگ
t position حالت یک اسکیت عمود براسکیت دیگر
on position وضعیت وصل
position وضع چگونگی
position وضعیت
position نهش
position شغل
position مقام یافتن سمت
position مقام
position جایگاه
position منصب
position وضعیت موضع
position قراردادن یاگرفتن
position مرتبه مقام
position وضع
position شغل رسمی
position مستقرشدن یاکردن
position مقام شغل سازمانی
position قراردادن امورات مربوط به وفایف
position جا
position حالت محل سازمانی
position شکل موقعیت
position موضع
position محل
position موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position نظریه
punch position موضع منگنه
ready position حالت حاضر به تیر
prone position حالت درازکش
prone position وضعیت درازکش
print position موقعیت چاپ
rest position وضعیت ساکن
ready position حاضربه تیراندازی
ready position وضعیت حاضربه حرکت هلیکوپتر
rest position موقعیت سکون
rest position استراحتگاه
response position مکان جواب
repetition of position تکرار وضعیت
reference position محل پاسگاه فرماندهی تاکتیکی دریایی موضع فرماندهی
rigging position وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
punch position محل منگنه
referee's position اعلام کشتی در خاک از سوی داور
referee's position خاک شدن در کشتی
print position مکان چاپ
primary position موضع ابتدایی
position defense دفاع موضعی
position correction تصحیحات موضعی
position buoy بویه نشان دهنده موقعیت کاروان دریایی
position buoy بویه موقعیت
position area منطقه مواضع
position angle زاویه تراز
position angle زاویه ارتفاع جسم
pinning position نزدیک به ضربه شدن
para position محل پارا
ortho position محل ارتو
ordinal position جایگاه ترتیبی
position defense دفاع یا پدافندثابت
position finding موقعیت یابی
position control پیچ مرکز گذار
primary position موضع اصلی
predicament position بخطر افتادن
post position محل اسب در شروع
position warfare نبرد موضعی
position warfare جنگ موضعی
position response پاسخ مکانی
position of attention حرکات و احترامات نظامی
position light علایم نشان دهنده موضع چراغ راهنمای مسیر یا محل موضع
position indicator شاخص نماها
position habit عادت مکانی
reclining position حالت غنوده
screen position مکان صفحه
forward position موقعیت رو به جلو
straight position فرم مستقیم
position of the ligament طرزقراگیریرباط
position marker نشانگرموقعیت
pike position وضعخمشدنبدنشکل7باپاها
leg position مدلپا
document-to-be-sent position موقعیتفرستادنمدارک
arm position موقعیتبازو
lotus position چمباتمه لوتوسی
lotus position جاگیری لوتوسی
tuck position موفقیتجمعشده
He has not enough experience for the position. برای اینکار تجربه کافی ندارد
This position is much too small for me . این سمت برای من خیلی کوچک است
pole position آغازگاه [ستاره شناسی] [ارتش]
pole position جلوتر از همه در صف [مسابقه]
shooting position حالت بدن و اسلحه در تیراندازی
position vector بردار مکان [ریاضی]
winning position پوزیسیون برنده
wing position وضعیت بال نسبت به بدنه هواپیما
starting position وضعیت صفر
validated position شغل بلاتصدی سازمانی
waiting position ایستگاه انتظار قایقهای گشتی سریع السیر حالت انتظار یااماده باش قایقهای گشتی
squatting position وضعیت چمباتمه در تیراندازی
sitting position وضعیت نشسته
sign position موقعیت علامت
sign position مکان علامت
sign position موضوع علامت
set position اماده در نقطه اغاز
starting position وضعیت راه اندازی
steinitz position پوزیسیون اشتاینیتسی
supplementary position موضع تکمیلی
waltz position رقص والس
validated position محل سازمانی خالی
unit position مکان واحد
to seek a position نظر خواستن
to seek a position مشورت کردن
to seek a position جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن
switch position موضع دفاعی بینابین
switch position موضع رابط دفاعی
supplementary position موضع یدکی
selection of position انتخاب موضع
financial position وضعیت مالی
duty position شغل
drilling position مکان مته کاری
drilling position وضعیت مته کاری
delay position موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری
delay position موضع تاخیری
defense position موضع پدافندی
defense position موضع دفاعی
critical position پوزیسیون حساس
covered position محوطه تحت پوشش موضع مخفی
covered position موضع پوشیده
duty position شغل ارجاعی
duty position محل شغلی
egg position حالت تخم مرغی در مسابقات سرعت اسکی
final position وضعیت نهایی
fencing position گارد شمشیرباز
extreme position واقع درمنتهاالیه
extreme position وضعیت نهایی
estimated position نقطه براوردی
estimated position نقطه تخمینی
equilibrium position وضع تعادل
endo position موقعیت اندو
air position وضعیت هوایی
electrode position رسوبگیری الکتروشیمیایی
consolidation of position تکمیل ارایش مواضع
consolidation of position تحکیم مواضع
axial position حالت محوری قرارگاه محوری
axial position وضعیت محوری
attack position موضع تک
assumed position موضع فعلی موضع اشغال شده فعلی
assumed position موضع فرضی
secondary position موضع فرعی
secondary position موضع یدکی
alternate position موضع فرعی
alternate position موضع یدکی
all position welding جوشکاری دو طرفه
battle position موضع نبرد
battle position محل ناو در دریا
benzylic position موقعیت بنزیلی
commitment position نقطه پرتاب بمب ضدزیردریایی
comma position وضع بدن در پیچ زدن
circle of position دایرهای که از موضع نفرات عبور میکند دایره مکان نافر
central position وضعیت مرکزی
central position قرارگاه مرکزی
break off position نقطه قطع درگیری
break off position نقطه رهایی
bowsprit position موقعیت دکل خوابیده
blocking position موضع سد کننده
bit position موقعیت ذره
air position موقعیت هوایی موقعیت هوایی هواپیما
firing position موضع تیر
meta position محل متا
neutral position وضعیت خنثی یا خلاص حالت خلاص یا بی باری
key position شغل حساس
key position موضع حساس و مهم
in a stooping position دولا
in a stooping position خمیده
illegal position پوزیسیون غیر قانونی شطرنج
idle position حالت سکون
kilian position وضع ایستادن دواسکیت بازرقصنده درکنار هم
idle position وضعیت ساکن
neutral position وضعیت بی باری
kneeling position وضعیت به زانو
men of position صاحبان مقام
measuring position محل سنجش
monopoly position موقعیت انحصاری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com