English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English Persian
stake pocket جیبتودهای
Other Matches
stake-out زیرنظر گیری
to stake off مساحتی را میخچه کوبی کردن
stake گرو
stake شرط
stake شرط بندی مسابقه با پول روی میزدر قمار
stake بچوب یا بمیخ بستن
stake قائم کردن
stake محکم کردن
stake شرط بندی کردن شهرت خود رابخطر انداختن پول در قمار گذاشتن
stake دستک
stake تیرک
stake میخ چوبی
stake میله چوبی
stake-out محل تحت مراقبت
stake-out تحت نظر قراردهی
stake ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
at stake نامعلوم موضوع بحث
at stake د ر گرو
at stake در خطر
stake-outs تحت نظر قراردهی
sweep stake شرط بندی اسب دوانی
stake driver بوتیمار معمولی امریکایی
stake-outs زیرنظر گیری
he suffered at the stake او را زنده سوزاندند
he suffered at the stake زنده سوخته شد
stake-outs محل تحت مراقبت
handicap stake مسابقهای که مبلغ شرطبندی از صاحبان اسبهاست
stake driver تیرکوب
stake holder کسی که پول شرط بندی یاثمن معامله را به او می سپارند
to increase the stake داو کردن
to stake money on something سرچیزی شرط بندی کردن پول روی چیزی گروگذاشتن
aiming stake شاخص کوچک
stake truck کامیون نرده دار
aiming stake دستک نشانه روی
she had him in her pocket خوب جلوش را گرفته بود
pocket درجیب پنهان کردن
pocket جیب
pocket کیسه هوایی
pocket پاکت تشکیل کیسه در بدن
pocket کوچک جیبی
pocket نقدی
pocket پولی
pocket جیب دار درجیب گذاردن
pocket بجیب زدن
pocket کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
she had him in her pocket کاملابراواختیارمیکرد
pocket فرورفتگی
pocket پیش رفتگی خط جبهه
pocket محاصره شدن
pocket حباب
flap pocket جیبلبهدار
foot pocket قالب پا
fork pocket محفظهانشعابی
exterior pocket کیفبازشو
front pocket جیبجلو
watch pocket جا ساعتی که به رختخواب اویزان کنند
door pocket جیبدر
centre pocket مرکزی
centre pocket گودال
bottom pocket سوراخمیزبیلیاردبرایتوپ
batten pocket بادبان
back pocket جیبپشتی
pocket billiards بیلیارد امریکایی با 51 گوی رنگی و 6 کیسه از شماره 1تا 51 بین 2 بازیگر
gusset pocket جیبپاکتی
hidden pocket جیبمخفی
pocket rules خط کش های تاشو [ابزار]
pocket watch ساعت جیبی
pocket calculator ماشین حساب جیبی
air pocket دست انداز هوایی
pocket rule خط کش جیبی [ابزار]
pocket rule خط کش تاشو [ابزار]
They picked my pocket. جیبم رازدند
Take your money out of your pocket. پولت را از جیب دربیاور
inset pocket جیبمخفی
interior pocket جیبداخلی
mock pocket جیبساختگی
outside ticket pocket جیبکوچکبیرونی
patch pocket جیبرویسینه
seam pocket جیبرویدرز
trouser pocket جیب شلوار
top pocket حفرهفوقانی
vertical pocket جیبعمودی
welt pocket جیبنواری
pocket-sized جیبی
pocket money . پول تو جیبی ( مقرری روزانه ؟ هفتگه یا غیره )
pocket rules خط کش های جیبی [ابزار]
watch pocket جیب ساعتی
pocket money پول جیب
i am rials in pocket سه ریال سود بردم
i am 0 rials out of pocket 05 ریال زیان
i am 0 rials out of pocket کرده ام
lime pocket پوشش اهک
one pocket billiard بیلیارد با 51 گوی هدف که هر بازیگر سعی دارد 8 گوی را در کیسه انتخابی خوداندازد
out of pocket expenses هزینهای که از جیب شخص درامده باشد
out of pocket expenses هزینه واقعی
pocket battleship رزمناو تندرو و سبک
pocket book کیف بغلی
pocket book دفتر بغلی
pocket borough حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
i am rials in pocket سه ریال در جیب دارم
empty pocket ادم بی پول یا تهی کیسه
pocket calculator حسابگر جیبی
pocket calculators حسابگر جیبی
pocket handkerchief دستمال جیبی
pocket handkerchiefs دستمال جیبی
pocket knives چاقوی جیبی
air pocket منفذ
air pocket بادگیر
air pocket چاه هوایی
armature pocket شیار ارمیچر
called pocket کیسه تعیین شده از طرف بازیگر
chip pocket شیار دندانههای اره
pocket computer کامپیوتر جیبی
slash pocket جیب عمودی درجهت درزلباس
pocket knife چاقوی جیبی
pocket meter سنجه جیبی
pocket picking جیب بری
pocket piece سکه ازدواج افتاده یا چیزی مانندان که درجیب نگاه دارندتابرکت جیب باشد
pocket pistol طپانچه جیبی
pocket pistol بغلی عرق
pocket split باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
the furniture of ones pocket دارایی جیب
pocket lamp چراغ قوه
pocket edition چاپ جیبی کتاب
vest pocket جیب جلیقه
vest pocket مخصوص
pocket expenses هزینه مختصر شخصی
vest pocket جیبی
pocket veto رد لایحه قانونی بوسیله معوق گذاردن ان
pocket lamp لامپ کوچک
pocket judgment سند قطعی لازم الاجرا
pocket judgment سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
ast welt pocket جیبپیشسینهای
poker pocket billiards بیلیارد کیسهای دونفره یابیشتر با گوی اصلی و 61گوی شماره دار
pants pocket [American E] جیب شلوار
trousers pocket [American E] جیب شلوار
bottle pocket billiard بیلیارد کیسه دار با 2 گوی ومهره بطری مانند
hand-warmer pocket جیبگرم کنندهیدست
hand warmer pocket جیببقل
front top pocket جیببالایجلویشلوار
To pick somebodys pocket. جیب کسی را زدن
To put ones hand in ones pocket. دست توی جیب کردن ( پول خرج کردن )
burn a hole in one's pocket <idiom> پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
to pocket a tidy sum <idiom> پول خوبی به جیب زدن
I was a thoussand tomans out of pocket in that transaction. د رآن معامله هزارتومان هم از جیب دادم ( ضرر کردم )
Money burnes a hole in his pocket. پول تو جیب اش بند نمی شود
He has feathered his nest. He has lined his pocket. اودیگر بارش را بسته است ( ازنظر مالی تأمین است )
broad welt side pocket جیبپهنپهلو
money burns a hole in his pocket <idiom> پول تو دستش بند نمی شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com