Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
standard lamps
[British]
چراغ های پایه دار
standard lamps
[British]
آباژورهای زمینی
Other Matches
lamps
فانوس درخشیدن
lamps
لامپ چراغ
lamps
لامپا
lamps
چراغ
lamps
لامپ
bank of lamps
مقاومت با لامپ ردیفی
gas lamps
لامپ گازی
hurricane lamps
چراغ دریایی
sun lamps
لامپ حمام آفتاب
gig lamps
تماشا
gig lamps
منظره
gig lamps
نمایش عینک
hurricane lamps
چراغ بادی
fog lamps
لامپ مه شکن
gig lamps
عینک شاخدار
floor lamps
[American]
چراغ های پایه دار
floor lamps
[American]
آباژورهای زمینی
standard
محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard
معمولی
standard
سنجه
standard
قسمت ساکن دستگاه
standard
خصوصیات خاص که به صورت طبیعی در سیستم کامپیوتری وجود دارد
standard A
استانداردA
standard
طبیعی یا معمولی
standard
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard
حالت اجرای ویندوز ماکروسافت که از حافظه گسترده استفاده میکند ولی امکان چند کاره بودن در برنامههای کاربردی Dos را نمیدهد
standard
اولین مگا بایت حافظه در PC.
standard
نامهای که بدون تغییر به متن اصلی فرستاده میشود ولی سپس با درج نام و آدرس افراد مختلف مشخص میشود
standard
واسط بین دو یا چند سیستم که از استانداردهای از پیش تعیین شده پیروی می کنند
standard
متن یا فرم یا پاراگراف چاپ شده طبیعی که چندین بار استفاده شود.
standard
قالب
standard
استاندارد
standard
مرسوم
standard
متداول
standard
نشان پرچم
standard
متعارف
standard
معیار
standard
متعارفی
standard
نمونه قبول شده معین
standard
استاندارد همگون
standard
الگو
standard
مقرر قانونی
standard
مطابق نمونه مطابق معیار عمومی معمولی
standard
کالای جانشین رزمی
standard
نورم مقیاس
standard
یکسان معیار
standard
همگون یکنواخت یکجور
standard
همشکل
standard
همسان
standard
قانونی
standard
عیار قانونی استاندارد مقرر
standard
اقلام قابل قبول برای جانشینی کالای نظامی
standard
اقلام مورد نیازی که جانشین کالای نظامی می شوند
standard
استانده
standard
دو میله عمودی پرش با نیزه یا پرش ارتفاع میله عمودی تکیه گاه وزنه
standard
نمونه قانونی
standard error
خطای پایه
standard error
خطای معدل
standard feature
خصیصه متعارف
standard form
صورت متعارف
standard function
تابع استاندارد
standard interface
واسطه استاندارد
standard gauge
اندازه معمولی
standard class
درجه استاندارد
standard error
خطای استانده
standard item
اقلام نمونه یا استاندارد یامطابق معیار تعیین شده
standard interface
رابط استاندارد
standard error
خطای استاندارد
standard error
خطای معیار
standard bar
میله استاندارد
standard bar
میله معمولی
standard bred
اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
standard brick
اجر معمولی
standard candle
شمع استاندارد
standard cell
پیل استاندارد
standard condition
شرایط استاندارد
standard condition
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard conditions
شرایط متعارفی
standard costs
هزینههای استاندارد
standard costs
هزینههای نرمال
standard deviation
انحراف معیار
standard atmosphere
اتمسفر
standard language
زبان متعارف
standard load
بار تنظیم شده
standard solution
محلول استاندارد
standard specification
دستورات استاندارد
standard specification
مقررات استاندارد
standard stimulus
محرک معیار
standard subroutine
زیرروال متعارف
standard time
وقت بین المللی
standard time
ساعت بین المللی ساعت استاندارد
standard time
زمان استانده
standard time
زمان رسمی
standard trench
سنگر معمولی
system standard
معیار سیستم
system standard
استانداردسیستم
wage standard
دستمزد استانده
standard section
پروفیل استاندارد
standard rudder
51 درجه سکان
standard rate
نرخ استاندارد
standard load
بار مهمات مطابق نمونه یا تنظیم شده
standard measure
اندازه استاندارد
standard method
روش استانده
standard metre
متر قانونی یا قبول شده
standard motor
موتور معمولی
standard motor
موتوراستاندارد
standard ohm
اهم استاندارد
standard pascal
پاسکال استاندارد
standard penetration
ازمایش نفوذی استاندارد
standard pitch
گام استاندارد
standard price
قیمت استاندارد
standard price
قیمت پایه
standard lens
نفراستاندارد
standard atmosphere
اتمسفر استاندارد
standard bearer
پرچم دار
calibrating standard
تنظیم شده به صورت استاندارد
calibration standard
اندازه کالیبراسیون
calibration standard
استانداردتنظیم
de facto standard
سسهای اعتبار به آن ندارد
escort of the standard
گارد محافظ پرچم
escort of the standard
گارد پرچم
floor standard
لامپ پایه دار
floor standard
چراغ پایه دار
frequency standard
استاندارد فرکانس
gold standard
واحد طلا
gold standard
پایه طلا
gold standard
نظام پولی طلا
gold standard
نظام پایه طلا
inductance standard
اندوکتانس
bimetallic standard
پایه پولی دو فلزی
basic standard
استاندارد اولیه
standard bearer
علمدار
standard bearer
پیشوا
standard bearers
پرچم دار
standard bearers
علمدار
standard bearers
پیشوا
double standard
نظام دو معیاری
standard of living
سطح زندگی
standard of living
استاندارد زندگی
standard of living
معیار زندگی
american standard
Interchange forInformation Code
american standard
کد استانداردامریکایی برای مبادله اطلاعات
double standard
قواعد تبعیض امیز وسخت گیرمخصوصا نسبت بجنس زن
inductance standard
متعارف اندوکتانس
paper standard
پول رایج مملکت
standard compass
قطبنمای اصلی مغناطیسی
secondary standard
استاندارد ثانویه
standard resistor
مقاومت استاندارد
resistance standard
مقاومت استاندارد
primary standard
استاندارد اولیه
portable standard
چراغ ایستا
portable standard
چراغ مطالعه
performance standard
معیارهای عملکرد معیارهای اجرای کار یاعملکرد یکان یا دستگاه معیارهای اجرای کار
per standard compass
برحسب قطب نمای استاندارد
standard score
نمره معیار
silver standard
واحد پول نقره
silver standard
استاندارد نقره
standard error of mean
خطای معیار میانگین
living standard
سطح زندگی
magnetic standard
اهنربای استاندارد
ST0 standard
استاندارد واسط دیسک که در IBM PC استفاده میشود , سافت Seaglt
standard size whole brick
اجر فشاری معمولی
standard atmospheric pressure
فشار متعارفی جو
standard atmospheric pressure
فشاراستاندارد جو
basic standard cost
قیمت پایه
basic standard cost
قیمت استاندارد
standard poker hands
استانداردبرهایدستی
standard conversion factor
ضریب تبدیل استاندارد
primary standard grade
خلوص استاندارد اولیه
ambient quality standard
استاندارد کیفیت پرمون
standard lamp
[British]
آباژور زمینی
standard temperature and pressure
شرایط متعارف فشار و دمای متعارف
standard error of difference
خطای معیار تفاوت
standard lamp
[British]
چراغ پایه دار
army standard score
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
standard hydrogen electrode
الکتورد هیدروژن استاندارد
standard rain gage
باران سنج معمولی
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
gold bullion standard
پایه شمش طلا
gold bullion standard
پایه طلای غیر مسکوک
gold exchange standard
پایه ارز طلا
minimum standard of living
حداقل سطح زندگی
standard lamp holder
سرپیچ معمولی لامپ
international standard atmosphere
اتمسفر استاندارد بین المللی
standard error of estimate
خطای معیار براورد
standard heat of formation
گرمای تشکیل استاندارد
standard error of measurement
خطای معیار اندازه گیری
Industry Standard Architecture
استاندارد برای باس در IBMPC یا سازگار با آن
international gold standard
پایه طلای بین المللی
standard electrode potential
پتانسیل الکترود استاندارد
international organisation for standard
موسسه بین المللی استاندارد
standard product cost
ارزش تولید استاندارد
current standard cost
هزینه استاندارد و مورد قبول
current standard cost
مقیاس سنجش قیمت کالای تولیدی یا مواد اولیه با قیمت پایه است
data encyption standard
استاندارد حفافت داده
standard temperature and pressure
شرایط متعارفی
double standard planer
دستگاه رنده با دو قسمت ساکن صفحه تراش استاندارددوبل
standard egg section
مقطع تخم مرغی شکل معمولی
standard oxidation potential
پتانسیل اکسایش استاندارد
standard oil company
شرکت نفت استاندارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com