Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
state hood
ایالتی
state hood
حالت وشرایط ایالات امریکا
Other Matches
national
[state, federal state]
<adj.>
حکومتی
national
[state, federal state]
<adj.>
دولتی
hood
روکش
hood
سرپوش سیفون
hood
دودکش
hood
سرپناه
hood
کلاهک کاپوت ماشین روپوش
hood
گنبد دودکش
[شیمی]
hood
کلاهک دودکش
[شیمی]
hood
پوشش محافظ چیزی
hood
پوشش صوتی روی خط چاپگر که صدای آن را کمتر میکند
hood
سرپوش دودکش
hood
کاپوت اتومبیل
hood
کلاهک
hood
درپوش
hood
کلاه اهنی
hood
اوباش
hood
باشلق یا کلاه مخصوص کشیشان
hood
روسری
hood
روپوش کلاهک دودکش
hood
کروک درشکه
hood
کاپوت ماشین
hood
کلاهک دودکش
hood
کلاه خود
hood
پوشش سر و صورت اسب
chimney-hood
سر دودکش
alligator hood
گیره تمساح
robin hood
حامی ضعفا
hood bonnet
کاپوت ماشین
monk's hood
گل تاج ملوک
monk's hood
اقونیطون
protection hood
کلاهک یا روپوش محافظ
all weather hood
کلاهک مخصوص هوا
extractor hood
هوایاستخراجکننده
lens hood
روپوشلنزها
ventilation hood
کلاهکتهویه
drawstring hood
کلاهبندی
robin hood
رابین هود یاغی جنگل نشین و جوانمرد انگلیسی
sound hood
صداپوش
the state
effusion seminal causedby cleanness ofجنابت
state-
وضعیت
state-
وضعیت چیزی
to be in a state of a
بیم داشتن
to be in a state of a
هراسان بودن
corresponding state
حالت متنافر
to keep state
شان یا مقام خودراحفظ کردن
to keep state
خود را گرفتن
two state
دو حالتی
to be in a state of f.
پیوسته درتغییربودن
what state
در رهگیری هوایی یعنی میزان سوخت و مهمات واکسیژن باقیمانده خود راگزارش کنید
state-
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state-
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state
توضیح دادن
state
کشور
state
ایالت کشوری
state
دولتی
state
سیاسی رسمی وضع
state
مقام ورتبه
state
ابهت
state
افهار کردن وتصریح کردن
state
تعیین کردن وقرار دادن
state
حال
state
وضعیتی که در آن عمل رخ میدهد یا میتواند رخ دهد
state
مدار یا وسیله یا برنامهای که نشان میدهد هیچ عملی رخ نداده ولی ورودی می پذیرد
state
وضعیت چیزی
state
حالت
state
جزء به جزء شرح دادن
state
افهار داشتن افهارکردن
state
تعیین کردن حال
state
چگونگی
state
کیفیت
state
دولت استان
state
ملت
state
جمهوری کشور
state
ایالت
state
کشوری
state
دولت
state
دولتی حالت
state
وضعیت
state-
توضیح دادن
state-
جزء به جزء شرح دادن
state-
افهار کردن وتصریح کردن
state-
ابهت
state-
حال
state-
کشور
state-
ایالت کشوری
state-
مقام ورتبه
state-
سیاسی رسمی وضع
state-
دولتی
state-
تعیین کردن وقرار دادن
state-
حالت
state-
دولت
state-
افهار داشتن افهارکردن
state-
تعیین کردن حال
state-
چگونگی
state-
کیفیت
state-
دولت استان
state-
ملت
state-
جمهوری کشور
state-
ایالت
state-
دولتی حالت
state-
کشوری
state of grace
توفیق
state of alert
وضعیت اماده باش یکان
state guard
نیروی نظامی ایالتی
state of grace
تائید
state of equilibrium
حالت تعادل
state of alert
وضعیت هوشیاری
state of being cheated
غبن
state of alert
وضعیت امادگی
state of being cheated
مغبونیت
state of in her itance
ملک یا دارایی قابل توارث
state of purity
طهارت
state of rest
حالت ساکن
state road
شاهراه
state religion
مذهب رسمی
state property
اموال عمومی
state property
دارائی دولت
state prison
زندان دولتی
state prison
زندان ایالتی
state planning
برنامه ریزی دولتی
state ownership
مالکیت دولتی
state of war
حالت مخاصمه
state of the realm
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
state of the art
جدیدترین تکنولوژی تکنولوژی جدید
state of stress
حالت تنش
state of siege
حالت محاصره
state of rest
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
state socialism
سوسیالیسم دولتی
state midicine
سیستم پزشکی تحت نظارت دولت
state craft
سیاستمداری
state college
دانشکده دولتی
solid state
نیمه هادی
state chicken
در رهگیری هوایی یعنی سوخت من در حال تمام شدن است بایستی برای تجدیدسوخت برگردم
state bank
بانک دولتی
state attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state aid
کمک دولت به موسسات عام المنفعه وغیره
state affairs
امور مملکتی
state enterprise
بنگاه دولتی
state enterprise
مالکیت دولتی
solid state
حالت جامد
stable state
حالت پایا
state criminals
مجرمین سیاسی
state diagram
نمودار حالات
state equation
معادله حالتی
state midicine
سیستم پزشکی ملی
state lamb
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی ندارم که رهگیری انجام دهم و برگردم
soild state
حالت جامد
sol state
حالت سولی
state guard
ارتش ایالتی
state criminals
مقصرین سیاسی
state bank
بانک استان
state government
دولت مرکزی
state function
تابع حالت
state flower
گل علامت مخصوص هر استان یا کشور
spin state
حالت اسپین
state stress
وضعیت تنش
waiting state
وضعیت کامپیوتر که در آن برنامه درخواست ورودی یا سیگنال میکند پیش از ادامه اجرا
wait state
وضعیت انتظار
wait state
حالت انتظار
wait state
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
unpolarized state
حالت ناقطبیده
unstable state
حالت ناپایا
two state variable
متغییر دو حالتی
two state jump
جهش دو حالتی
two state circuit
مدار دو حالتی
two state algebra
جبر دو حالتی
transition state
حالت گذار
totaliarian state
دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
totaliarian state
دولت توتالیتر
to state one's opinion
افهارعقیده کردن
war state
دولت جنگی
war state
دولت نظامی declaration preventivetotal
quantum state
حالت کوانتومی
[فیزیک]
[شیمی]
belonging to the state
<adj.>
حکومتی
belonging to the state
<adj.>
دولتی
lie in state
<idiom>
بعداز مرگ دیدن جسد
state of mind
وضعیتوشرایطدریکلحظه
state of affairs
شرایطوموقعیتهایمربوطبهیکنفر
head of state
ملکهیارئیسجمهور
head of state
پادشاه
State Department
وزارت برون مرز
State Department
وزارت امور خارجه
zero wait state
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
zero wait state
وضعیت یک وسیله
three state logic
: بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
three state logic
دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
stationary state
تعادل درحالت سکون
stationary state
وضعیت سکون
state's evidence
گواه جنایی
state's evidence
گواه دادگاه جنایی
state's attorney
نماینده دولت در دادگاه مدعی العموم استان یاکشور
state vector
بردار حالت
state vector
بردار وضعیت
state vector
بردار حلات
state university
دانشگاه دولتی
state university
دانشگاه ایالتی
state to which one belongs
دولت متبوعه siege-neutralized-neutral-buffer
state tiger
در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی برای اجرای ماموریت رهگیری دارم
state table
جدول حالات
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com