Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 170 (9 milliseconds)
English
Persian
statement label
برچسب حکم
statement label
برچسب جمله
Other Matches
label
برچسب زدن طبقه بندی کردن
label
لقب اصطلاح خاص
label
مطلب
label
تکه باریک
label
متمم سند یانوشته
label
اتیکت
label
برچسب
label
اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن
label
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
label
موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
label
برچسب زدن
label
چاپ آدرسهای روی برچسب
label
قطعهای کاغذ یا کارت متصل به چیزی برای نمایش دستورات استفاده یا یک آدرس
label
یی که برای مشخص کردن متغیر یا داده به کار می رود
label
1-کلمه یا نشانه دیگری در برنامه کامپیوتری برای مشخص کردن تابع با عبارت . 2-حرف
label
برچسبهای متحرک که روی کاغذ نصب میشود و وارد چاپگر می شوند
label
رکورد حاوی مشخصات فایل ذخیره شده
label
مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
header label
برچسب سرامد
file label
برچسب فایل
file label
برچسب پرونده
external label
برچسب خارجی
adhesive label
برچسب
adhesive label
اتیکت
label-stop
زانویی آبچکان
label holder
نگهدارندهعنوان
label record
مدرک برچسب
programmed label
برچسب برنامه ریزی شده
volume label
برچسب حجم
repeating label
برچسب یا مطلب مکرر
tape label
برچسب نوار
trailer label
برچسب پشت بند
undefined label
برچسب تعریف نشده
volume label
برچسب دیسک
label maker
اتیکتساز
label alignment
هم ترازی مطلب
interior label
برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
interior label
بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
label prefix
پیشوند برچسب
label prefix
پیشوند مطلب
data set label
برچسب مجموعه داده ها
IF statement
Then این کار را انجام بده
I/O statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
statement
نظر
in p of my statement
برای اثبات گفته خودم
r. between two statement
مغایرت بین دوافهار
d. of a statement
تکذیب گفته ایی
dd statement
statement definition data
dd statement
دستور تعریف داده
statement
پاسخ
IF statement
عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
IF statement
Gise کار دیگر را
IF statement
عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
statement
رای
statement
بیان
statement
بیانیه افهاریه
statement
ادعاء تصریح
statement
ابلاغ
statement
کشف صورتحساب
statement
تقریر صورتمجلس
statement
قطعنامه
statement
صورت
statement
صورتحساب اعلامیه
statement
شماره انتساب شده
statement
به مجموعهای از مابارات دستوری
statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
statement
خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement
دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement
دستور برنامه برای کنترل صفر زبان به کامپایلر,....
statement
افهار صورت حساب
statement
حکم
statement
گفته بیانیه
statement
تقریر
statement
اعلامیه
statement
بیان وضعیت
statement
صورت حساب
statement
صورت وضعیت
statement
افهاریه
statement
بیانیه
statement
اعلام کردن
statement
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
statement
شرح
statement
تذکر
statement
شرح توضیح
statement
دستور برنامه که کنترل برنامه را طبق خروجی یکرویداد مجدداگ هدایت کند
statement
بیانیه دستور
statement
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement
افهار
statement
1-دستور برنامه که یک برنامه را هدایت میکند
statement
1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statement
گفته
statement
عبارت
statement of defence
لایحه دفاعیه
assignment statement
حکم انتساب دستورانتساب
assignment statement
عبارت گمارشی
assignment statement
جمله جایگزینی
statement of charge
مشخص کردن جرایم فرم تقاضای خسارت
compound statement
جمله مرکب
receipt statement
اعلامیه ورود
receipt statement
رسید
common statement
حکم اشتراک
comment statement
حکم توضیحی
statement of affairs
وصول مطالبات و دیون واموال تاجر ورشکسته
statement number
شماره حکم
statement number
شماره دستور
statement of a claim
افهار نامه
statement of charge
اعلام اتهامات
assignment statement
حکم گمارشی
arithmetic statement
دستورمحاسباتی
representation
[statement]
پاسخ
representation
[statement]
رای
bank statement
صورت حساب بانکی
bank statement
صورتحساب بانکی
representation
[statement]
نظر
statement on the debate
بیانیه در مورد بحث
statement with debate
بیانیه با بحث پیوسته
action statement
دستورالعمل اقدام
statement of service
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
an absurd statement
افهار نا معقول
an absurd statement
حرف بی معنی یا مزخرف
imperative statement
حکم امری
declaration statement
حکم اعلانی
arithmetic statement
حکم حسابی
programming statement
حکم برنامه نویسی
declarative statement
حکم اعلانی
job statement
حکم برنامه
in proof of his statement
برای اثبات گفته خود
data statement
حکم دادهای
call statement
حکم فرا خوانی
goto statement
دستورالعملی در یک زبان سطح بالا
declaration statement
جمله تعریفی
financial statement
صورت وضعیت مالی
declarative statement
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarative statement
عبارتی در برنامه که به کامپایلر یا مفسر
declarative statement
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
execute statement
دستور اجرایی
execute statement
حکم اجرایی
executable statement
جمله اجرایی
executable statement
حکم اجرا پذیر
dimension statement
حکم اعلان بعد
declarative statement
حکم افهاری
control statement
حکم کنترل دستور کنترل
control statement
جمله کنترلی
narrative statement
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
negation of statement
انکار یا تکذیب گفتهای
nonexecutable statement
دستورالعمل اجراناپذیر
nonexecutable statement
جمله غیر اجرایی
nonexecutable statement
حکم غیرقابل اجرا
premium statement
صورت اضافه ارزش سهام
problem statement
حکم مسئلهای
procedural statement
حکم رویهای
conditional statement
حکم شرطی
financial statement
صورت مالی گزارش مالی
monthly statement
صورت وضعیت ماهیانه
loss statement
صورت سود و زیان
provisional statement
صورت وضعیت موقت
conditional statement
دستور شرطی
continue statement
حکم ادامه
job control statement
جمله کنترل برنامه
job control statement
جمله کنترل کار
data definition statement
حکم تعریف داده ها
summary of monthly statement
خلاصه صورت وضعیت ماهیانه
data definition statement
دستورتعریف داده ها
We go a step even further and make the statement that . . .
یک گام فراتر می گذاریم ومی گوئیم ...
annual financial statement
گزارش مالی سالانه
input/output statement
دستور داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
multi statement line
خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
general average statement
صورت یا اعلامیه خسارت کلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com