English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English Persian
statement on the debate بیانیه در مورد بحث
Search result with all words
statement with debate بیانیه با بحث پیوسته
Other Matches
debate منافره
debate بحث
debate مباحثه
debate مذاکرات پارلمانی منازعه
debate منافره کردن مباحثه کردن
debate مناقشه مباحثه کردن
debate مناظره کردن
debate سر و کله زدن
debate مذاکره کردن
debate گفتگو کردن
debate بحث کردن
debate مباحثه کردن
subject of debate موضوع دعوی
political debate منازعه سیاسی
political debate بحث سیاسی
parry of debate دفاع درمنافره
The incident set off a debate. این رویداد بحثی را به راه انداخت [برانگیخت] .
monetrarist keynesian debate بحث طرفداران مکتب پولی وکینزی
monetrarist keynesian debate اینکه ایا سیاست پولی موثر است یا سیاست مالی
conclusion [closure] of the debate پایان [و نتیجه گیری] بحث
As the debate unfolds citizens will make up their own minds. در طول بحث شهروند ها خودشان تصمیم خواهند گرفت.
statement نظر
statement رای
d. of a statement تکذیب گفته ایی
dd statement statement definition data
statement پاسخ
dd statement دستور تعریف داده
r. between two statement مغایرت بین دوافهار
I/O statement دستور داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
in p of my statement برای اثبات گفته خودم
IF statement عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
IF statement Gise کار دیگر را
IF statement Then این کار را انجام بده
IF statement عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
statement افهار
statement بیانیه افهاریه
statement ادعاء تصریح
statement ابلاغ
statement کشف صورتحساب
statement تقریر صورتمجلس
statement قطعنامه
statement صورت
statement صورتحساب اعلامیه
statement افهاریه
statement شماره انتساب شده
statement به مجموعهای از مابارات دستوری
statement عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
statement خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement دستور برنامه برای کنترل صفر زبان به کامپایلر,....
statement افهار صورت حساب
statement بیان
statement حکم
statement گفته بیانیه
statement تقریر
statement اعلامیه
statement شرح توضیح
statement بیان وضعیت
statement صورت حساب
statement صورت وضعیت
statement بیانیه
statement اعلام کردن
statement بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
statement شرح
statement تذکر
statement دستور برنامه که کنترل برنامه را طبق خروجی یکرویداد مجدداگ هدایت کند
statement 1-دستور برنامه که یک برنامه را هدایت میکند
statement عبارت
statement 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement 1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statement بیانیه دستور
statement گفته
common statement حکم اشتراک
compound statement جمله مرکب
conditional statement حکم شرطی
conditional statement دستور شرطی
continue statement حکم ادامه
control statement جمله کنترلی
control statement حکم کنترل دستور کنترل
statement number شماره دستور
statement of service خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت
statement of defence لایحه دفاعیه
statement of charge مشخص کردن جرایم فرم تقاضای خسارت
statement of affairs وصول مطالبات و دیون واموال تاجر ورشکسته
statement of a claim افهار نامه
statement number شماره حکم
call statement حکم فرا خوانی
dimension statement حکم اعلان بعد
representation [statement] پاسخ
representation [statement] رای
bank statement صورت حساب بانکی
bank statement صورتحساب بانکی
representation [statement] نظر
action statement دستورالعمل اقدام
an absurd statement افهار نا معقول
an absurd statement حرف بی معنی یا مزخرف
arithmetic statement حکم حسابی
negation of statement انکار یا تکذیب گفتهای
arithmetic statement دستورمحاسباتی
assignment statement حکم گمارشی
assignment statement جمله جایگزینی
assignment statement عبارت گمارشی
assignment statement حکم انتساب دستورانتساب
statement of charge اعلام اتهامات
declarative statement حکم افهاری
declaration statement جمله تعریفی
imperative statement حکم امری
declaration statement حکم اعلانی
job statement حکم برنامه
loss statement صورت سود و زیان
comment statement حکم توضیحی
monthly statement صورت وضعیت ماهیانه
declarative statement نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarative statement عبارتی در برنامه که به کامپایلر یا مفسر
declarative statement نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
declarative statement حکم اعلانی
executable statement حکم اجرا پذیر
executable statement جمله اجرایی
execute statement حکم اجرایی
execute statement دستور اجرایی
financial statement صورت وضعیت مالی
financial statement صورت مالی گزارش مالی
goto statement دستورالعملی در یک زبان سطح بالا
narrative statement عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
statement label برچسب جمله
procedural statement حکم رویهای
programming statement حکم برنامه نویسی
premium statement صورت اضافه ارزش سهام
data statement حکم دادهای
provisional statement صورت وضعیت موقت
problem statement حکم مسئلهای
receipt statement اعلامیه ورود
receipt statement رسید
nonexecutable statement حکم غیرقابل اجرا
nonexecutable statement جمله غیر اجرایی
in proof of his statement برای اثبات گفته خود
nonexecutable statement دستورالعمل اجراناپذیر
statement label برچسب حکم
data definition statement حکم تعریف داده ها
general average statement صورت یا اعلامیه خسارت کلی
data definition statement دستورتعریف داده ها
summary of monthly statement خلاصه صورت وضعیت ماهیانه
multi statement line خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
job control statement جمله کنترل برنامه
job control statement جمله کنترل کار
input/output statement دستور داده ورودی [خروجی] [رایانه شناسی]
annual financial statement گزارش مالی سالانه
We go a step even further and make the statement that . . . یک گام فراتر می گذاریم ومی گوئیم ...
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com