English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
stereo control کنترلاستریو
Other Matches
stereo مخفف واژههای
stereo صدای ضبط شده در دو کانال از دو میکروفن مجزا که از یک جفت گوشی یا بلندگو پخش شود
false stereo تصویر خیالی
stereo gram تصویر یانقش برجسته نما
stereo chemistry مبحث شیمی فضایی
false stereo تصویربرجسته بین خیالی
personal stereo واکمن WalkMan
stereo phase monitor نمایشگرمرحلهاستریو
control بازدید
control واپاد
control بازرسی نظارت جلوگیری
control اختیار
control کنترل کردن فرمان
control بازرسی کردن
control نظارت و ممیزی کردن
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
control مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
self control قوه خودداری
self control کف نفس
self-control خویشتنداری
to keep under control تحت نظارت نگه داشتن
self control مسک نفس
self-control خودگردانی
self-control خودداری
self control خودداری
I cant help it. It is beyond my control. دست خودم نیست
control توپزن دقیق
control فرمان
control وسیله تغییرسمت و مسیر هواپیما دستگاه هدایت موشک
control نظارت کردن
control کنترل کردن
control نظارت کردن تنظیم کردن
control بازرسی
control کنترل بازبینی
control کاربری
control کنترل
control نظارت
control سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control کنترل کردن مهار کردن
control مهار
disaster control روش کنترل سوانح
exchange control نظارت ارز
direct control کنترل مستقیم
digital control کنترل دیجیتالی
delusion of control هذیان کنترل شدگی
exchange control جلوگیری از ورودامتعه خارجی به وسیله محدود کردن ارزی که دراختیار واردکننده گذاشته میشود
exchange control کنترل ارزی
decentralized control کنترل غیر تمرکزی
climate control کنترلدما
exchange control کنترل ارز
esi control control Index ExternallySpecified کنترل با فراست
electronic control فرمان الکترونیکی
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
electronic control کنترل الکترونیکی
engagement control کنترل درگیری توپخانه پدافندهوایی با دشمن
erosion control جلوگیری از فرسایش
exchange control نظارت دولت بر مبادله ارز کنترل مبادله ارز توسط دولت
error control کنترل خطا
electronic control تنظیم الکترونیکی
electric control کنترل الکتریکی
disaster control روش مقابله با سوانح و بلایا
experimental control کنترل ازمایشی
external control کنترل خارجی
flight control دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
flight control کنترل پرواز
flight control سیستم کنترل هواپیماها
flood control سیل بندی
flow control کنترل جریان
fly control برج کنترل
fly control قسمت کنترل پرواز
focusing control تنظیم تمرکز
forms control کنترل فرم ها
wage control کنترل دستمزد
framing control پیچ تنظیم تصویر
fiscal control کنترل مالی
fiscal control نظارت مالی
control towers برج مراقبت
control towers برج کنترل
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
field control کنترل میدان
fighter control کنترل شکاریها
fighter control کنترل عملیات هواپیماهای جنگنده
fire control اطفاء حریق
fire control جلوگیری از اتش سوزی
fire control سیستم کنترل اتش
fire control کنترل کردن اتش کنترل اتش
fire control کنترل اتش
fire control دستگاه کنترل اتش توپخانه
fire control کنترل یا هدایت اتش
volume control کنترل شدت صوت
colour control کنترلرنگ
control section بخش کنترل
control stick سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
control store انباره کنترل
control structure ساخت کنترل
control structure ساختار کنترلی
control structure ساختارکنترل
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
control surface سطح کنترل
control surface سطح فرمان
control pad صفحهکنترل
control switch کلید فرمان
control system سیستم فرمان
control system سیستم کنترل
control status وضعیت کنترل اتش
control status وضعیت کنترلی
control station ایستگاه کنترل
control section قسمت کنترل
control sequence ترتیب کنترل
control sheet برگ کنترل
control sheet صفحه کنترل چارت کنترل
control ship ناو کنترل کننده عملیات دریایی
control signal علامت کنترل
control signals سیگنالهای کنترلی
control signals علائم کنترلی
control slide کشوی کنترل
control slide غلتگاه کنترل
control statement جمله کنترلی
control statement حکم کنترل دستور کنترل
control total جمع فیلدهای عددی برای بررسی صحت ورودی پردازش داده یا داده خروجی
control transmitter دستگاههای همگرد
control unit واحد کنترل
cruise control کنترل عملکرد موتور برای بدست اوردن بیشترین راندمان قدرت و مصرف سوخت
crystal control تنظیم با بلور
cursor control کنترل مکان نما
control knobs دکمهکنترل
control knob دکمههایکنترل
damage control کنترل خسارات
damage control کنترل کردن خسارات
damage control اسیب گیری
control keys کلیدهایکنترل
control deck کنترلعرشه
control box جعبهکنترل
data control کنترل داده ها
cortical control کنترل مغزی
corrosion control جلوگیری و کنترل خوردگی
control zone منطقه فضای هوایی تحت کنترل
control unit قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
control vane تیغه متحرکی برای کنترل وضعیت و مسیر پرواز
control variable متغیر کنترل شده
control vehicle تانک نافم حرکت
control vehicle خودرونافم ستون یا نافم حرکت
control wheel صفحه کنترل
control wheel صفحه تنظیم کننده
control word کلمه کنترل
control words کلمات کنترلی
control zone منطقه کنترل هوایی
control bar میلهکنترل
volume control پیچ صدا
statistical control کنترل اماری
monetary control کنترل پولی
monetary control نظارت پولی
motor control کنترل حرکتی
movement control کنترل حرکات و نظارت برحرکت یکانها
net control کنترل شبکه
net control ایستگاه کنترل شبکه
numerical control کنترل عددی
sequence control کنترل متوالی
organization control کنترل سازمانی
output control تنظیم انرژی خروجی
sequence control کنترل ترتیبی
mixture control کنترل مخلوط
minor control کنترل کم
minor control کنترل ضعیف
magnetci control کنترل فرمان مغناطیسی
start up control کنترل اغازی
speed control کنترل عده دور
speed control کنترل سرعت
manpower control کنترل نیروی انسانی
manual control کنترل دستی
spark control نافم جرقه
span of control حوزه نظارت
social control کنترل اجتماعی
material control کنترل مواد
size control کنترل اندازه
sequential control کنترل ترتیبی
peaking control نافم اوج دهندگی
sequence control کنترل ترتیب
program control کنترل برنامه
project control کنترل پروژه
riot control کنترل شورش عملیات ضد اغتشاش
riot control کنترل اغتشاشات
ride control سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
reverse control کنترل معکوس
quantity control کنترل کمیت
rack control نوعی کنترل پروازی غیر دستی
radio control فرمان رادیویی
radio control دستگاه کنترل بی سیم
radio control کنترل رادیویی کنترل شونده بوسیله امواج بی سیم
production control کنترل تولید
rocket control کنترل موشک
regeneration control فرمان واکنشی
phase control تنظیم با تغییر فاز
phase control پیچ فاز
pitch control کنترل گام ملخ
pitch control کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
pitch control کنترل سیستم مرکب درهلیکوپتر
position control پیچ مرکز گذار
positive control کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
price control کنترل قیمت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com