English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (7 milliseconds)
English Persian
stochastic term جمله تصادفی
stochastic term متغیر تصادفی
Other Matches
Short – term ( long – term ) projects . طرحهای کوتاه مدت ( دراز مدت )
stochastic <adj.> اتفاقی
stochastic الله بختی
stochastic <adj.> برحسب تصادف
stochastic دارای تغییردر مواقع مختلف
stochastic <adj.> شانسی
stochastic <adj.> تصادفی
stochastic model الگوی تصادفی
stochastic variable متغیر تصادفی
stochastic regression رگرسیون تصادفی
stochastic model نمایش ریاضی سیستم که حاوی اثرات اعمال تصادفی است
stochastic models الگوهای احتمالاتی
stochastic process فرایند اتفاقی
stochastic processes فرایندهای احتمالاتی
term جمله
term اجل
term جمله طیفی
term مدت استمرار تصرف مال غیرمنقول مدت تمتع از منافع مدت محدودی که یک دادگاه جهت طرح و فصل دعاوی تشکیل داده است
term عبارت [ریاضی]
term نامیدن لفظ
term هنگام
term روابط فصل
term جمله [ریاضی]
term دوره انتصاب
term جمله عبارت
term نیمسال
term موقع
term سمستر
term ثلث تحصیلی
term اصطلاح
term دوره
term واژه
term پاره سال تحصیلی
term عبارت
term زمان
term شرط
term شرایط
term مدت
term insurance بیمه در موردمخاطره برای مدت معینی
term insurance بیمه موقت
term loan وام مدت دار
term of maintenance دوره نگاهداری
the propriety of a term درستی یک لفظ یا یک اصطلاح مناسبت یک واژه یا لفظ
sum term لفظ جمعی
mathematical term جمله [ریاضی]
term symbol نشانه جمله طیفی
express term شرط صریح
term of maintenance مهلت نگاهداری
term of reproach سخن سرزنش امیز یا ننگ اور
a pejorative term عبارتی تنزل دهنده
mathematical term عبارت [ریاضی]
electoral term دوره مقننه [سیاست]
long term <adj.> بلند مدت
parliamentary term دوره مقننه [سیاست]
to serve one's term دوره خدمت خود را طی کردن
to serve one's term خدمت خودرا انجام دادن
half-term تعطیلیبینترم
in the short term <adv.> برای دوره کوتاه مدت
long term <adj.> دراز مدت
longer-term دراز مدت
error term جمله خطا
exercise term عنوان مانور
exercise term اسم تمرین
expiry of the term انقضاء مدت
final term جمله نهایی
implied term شرط ضمنی
law term اصطلاح حقوقی
long term دراز مدت
long term طویل المدت
long-term دراز مدت
error term ضریب خطا
long-term دوره دراز مدت
longer-term دوره دراز مدت
medium term میان مدت
short-term کم مدت
short-term کوتاه مدت
term paper رساله کوتاه
an abstract term اسم بی مسما
an abstract term تعبیر تصویری
credit term مدت اعتبار
easy term کوتاه مدت
long term بلند مدت
serve one's term دوره خدمت خود را طی کردن
short term دوره کوتاه
short term مختصر
middle term قیاس مشترکی که در صغری وکبری صدق کند
minor term صغرای قیاس منطقی
relative term لفظ نسبی
short term کوتاه مدت
residual term جمله باقیمانده
short term حداقل مدت تنبیه و زندانی
major term شرط عمده واساسی
grammatical term اصطلاحات دستوری
residual term جمله پسماند
short term memory حافظه کوتاه مدت
short term loan وام کوتاه مدت
short term forecast پیش بینی کوتاه مدت
long term loan وام بلند مدت
serve one's term of imprisonment حبس خود را گذراندن
electoral legislative term دوره انتخابیه
long term memory حافطه دراز مدت
reasonable term and condition قید و شرط معقول
medium term forecast پیش بینی میان مدت
medium term loan وام میان مدت
medium term planning برنامه ریزی میان مدت
long term project پروژه طویل مدت
fixed term deposit سپرده ثابت
deflection under long term loading خیز ریز بار طویل المدت
long term credit commitment تعهد اعتبار بلند مدت
long term interest rate نرخ بهره طویل المدت
short term rate of interest نرخ بهره کوتاه مدت
In the short term, it may be wiser to sacrifice profit in favour of turnover. برای دوره کوتاه مدت مصلحت دیده می شود که سود را به نفع فروش فدا دهند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com