Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
stored program concept
ایده برنامه ذخیره شده مفهوم برنامه ذخیره شده
Other Matches
stored program
برنامه انباشته
stored program
برنامه ذخیره شده
stored program
بابرنامه انباشته
internally stored program
کد برنامه کامپیوتری ذخیره شده روی Rom یک سیستم کامپیوتری
internal stored program
برنامه ذخیره شده به صورت داخلی
stored program computer
کامپیوتر با برنامه انباشته کامپیوتر با برنامه ذخیره شده
stored
انباشته
stored
ذخیره شده
stored energy welding
جوشکاری خازنی
concept
عقیده
concept
تصور
concept
تصور کلی
concept
مفهوم
concept
راه کار
concept
تدبیر روش اجرای یک چیز
concept
چکیده
concept
خلاصه خط مشی
concept
انگاره
concept
زاییده افکار
concept
اندیشه
self-concept
خود پنداری
self concept
خود پنداری
concept
درک
self concept
خودانگاره
self concept
خودپنداره
concept
فکر
black concept
علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
strategic concept
تدبیر یا خط مشی عملیات استراتژیکی یا ملی
value added concept
مفهوم ارزش افزوده
tactical concept
تدبیر عملیات تاکتیکی
commander's concept
تدبیر فرمانده
d , top concept
تدابیر لازم برای رساندن سطح اماد سکو به سطح لازم در جبهه
d , top concept
تدابیر مخصوص رساندن اماداز کارخانه یا سکو تا خط جبهه
conjunctive concept
مفهوم عطفی
concept of operations
روش اجرای عملیات
concept of operations
تدبیر عملیات
concept of operation
تدبیر عملیاتی
concept formation
تکوین مفهوم
commander's concept
تدبیر عملیاتی فرمانده
relational concept
مفهوم ربطی
red concept
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
social self-concept
خودپنداری اجتماعی
concept learning
مفهوم اموزی
hanfman kasanin concept formation test
ازمون هانفمان- کاسانین برای شکل گیری مفهومها
program
برنامه
program
برنامه نوشتن
program
برنامه دستور
program
مجموعه دستورات کامل که کامپیوتر را برای کار مشخصی هدایت میکند
program
برنامه دادن برنامه ریختن
program
مجموعه حرکات اسکیت باز برنامه مسابقه ها در یک روز در محل معین
program
برنامه ریزی کردن
program
دستور
program id
شناسنامه برنامه
program
نوشتن یا آماده کردن تعدادی دستورالعمل که کامپیوتر برای انجام عمل خاصی هدایت میکند
program
دستور کار
program
نقشه
program
برنامه دارکردن
program
برنامه تهیه کردن
program
روش کار پروگرام
program schema
الگوی برنامه
program manager
بخش اصلی ویندوز که کابر می بیند
program package
بسته برنامه
program section
بخش تهیه برنامه ها
program manager
مدیر برنامه ها
program segment
قطعه برنامه
program maintenance
نگهداری برنامه
program maintenance
نگهداشت برنامه
program specification
خصیصه برنامه
program run
رانش برنامه
program relocation
جابجایی برنامه
program proving
اثبات برنامه
program overlay
جایگذاشت برنامه
program priority
اولویت برنامه
program of targets
برنامه هدفها
program of instruction
برنامه تدریس
program of instruction
برنامه اموزش
program music
موزیکی که نماینده یک رشته رویدادهاو منظره ها باشد
program product
محصول برنامه
program product
فراورده برنامه
program section
بخش برنامه ها
program module
واحد برنامه
program of targets
برنامه اماجها
program loans
قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
program flowchart
روند نمای برنامه
program flow
روند برنامه
program flow
گردش برنامه
program file
فایل برنامه
program execution
اجرای برنامه
program documentation
مستند سازی برنامه
program debugging
اشکال زدایی برنامه
program counter
شمارشگربرنامه
program counter
شمارنده برنامه
program cost
مخارج اجرای یک برنامه مخارج پیش بینی شده
program cost
هزینه برنامه
program correctness
تصحیح برنامه
program flowchart
نمودارگردش کار برنامه
program flowchart
نمودارگردشی برنامه
program listing
لیست برنامه
program listing
سیاهه برنامه
program library
کتابخانه برنامه ها
program library
کتابخانه برنامه
program language
زبان برنامه
program language
زبان برنامه نویسی
program interrupt
قطع برنامه
program interrupt
وقفه برنامه
inference program
برنامه استنباط
program generator
برنامه ساز
program generator
تولیدکننده برنامه
program generator
مولد برنامه
program generator
برنامه زا
program control
کنترل برنامه
auxiliary program
برنامه کمک
[رایانه شناسی ]
troop program
برنامه تشکیل یکانها
transient program
برنامه گذرا
training program
برنامه اموزش
test program
برنامه ازماینده
target program
برنامه هدف
target program
برنامه مقصود
systems program
برنامه سیستم
system program
برنامه سیستم
support program
برنامه پشتیبانی
supervisory program
برنامه نافر
program structure
ساخت برنامه
troop program
برنامه تامین عدههای نظامی
tutorial program
برنامه خوداموز
utilitu program
برنامه کمکی
program selector
انتخابگربرنامه
wordprocessing program
برنامه واژه پردازی
weight program
تمرین وزنه برداری
vhsic program
Circuit Integration HighSpeed Very program برنامه مدار مجتمع بسیارسریع
program line
فرش های همگون
[اصطلاحا به فرش های اطلاق می شود که از نظر نقشه مشابه بوده ولی اندازه آنها با یکدیگر متفاوت باشد.]
user program
برنامه استفاده کننده
user program
برنامه کاربر
utility program
برنامه کاربردی
utility program
برنامه مفید
utility program
برنامه سودمند
star program
بدون خطا اجرا شود
reentrant program
برنامه بازگذشتی
reentrable program
برنامه قابل بازگذشت
proprietary program
برنامه اختصاصی
program verification
عمل اثبات صحت کار یک برنامه داده شده
program text
متن برنامه
program testing
تست برنامه
program testing
ازمایش برنامه
program switch
گزینه برنامه
program storage
انباره برنامه
program stop
توقف برنامه
program step
گام برنامه
program stack
پشته برنامه
relocatable program
برنامه جابجاپذیر
report program
برنامه گزارش
star program
برنامه کامل
spreadsheet program
برنامه صفحه گسترده
source program
برنامه مبداء
source program
برنامه منبع
service program
برنامه خدماتی
security program
برنامه حفافتی
scatter program
نمودار پراکنده
reusable program
برنامه قابل استفاده مجدد
resident program
برنامه مقیم
program specification
مشخصه برنامه
program coding
کدگذاری برنامه
information program
اگاه سازی برنامه اطلاعات
drawing program
نرم افزار طراحی و رسم روی صفحه توسط کاربر
draw program
برنامه ترسیم
dictionary program
برنامه فرهنگ لغات
diagnostic program
برنامه عیب شناسی
diagnostic program
برنامه تشخیصی
deflationary program
برنامه ضد تورمی
debugging a program
اشکال زدایی یک برنامه
control program
برنامه کنترل
computer program
برنامه کامپیوتر
computer program
برنامه کامپیوتری
comprehensive program
برنامه اجرائی جامع
even driven program
برنامه رویدادی
executive program
برنامه اجرایی
information program
برنامه اگاه سازی
hardwired program
برنامه کامپیوتری درون سخت افزار که قابل تغییر نیست
graphics program
برنامه گرافیکی
generator program
برنامه مولد
foreground program
برنامهای که تقدم بالایی داشته و بنابر این بر برنامههای فعال جاری در یک سیستم کامپیوتری که ازروش چند برنامهای استفاده میکند تقدم دارد
foreground program
برنامه پیش صحنی
food program
رژیم تغذیه
food program
برنامه غذایی
exercise program
برنامه عملیات مانور برنامه تمرین
executive program
برنامه مجری
compiler program
برنامه همگردانی
communications program
برنامه ارتباطات
background program
برنامه زمینهای
authorized program
برنامه مجاز
assembly program
برنامه اسمبلی
assembly program
assembler
assembly program
برنامه همگذاری
application program
برنامه کاربردی
antivirus program
برنامه ضد ویروس
add in program
برنامه افزودنی
active program
برنامه دائر
background program
برنامهای که به هنگام عدم نیازمندیهای برنامههای باتقدم بالا به امکانات سیستم کامپیوتری چند برنامهای قابل اجرا میباشد
background program
برنامه پس زمینهای
child program
تابع یا برنامهای که توسط برنامههای دیگر فراخوانده می شوند و در حین اجرای برنامه دوم فعال می مانند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com