English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 125 (7 milliseconds)
English Persian
straddle seat تعادل روی پارالل روی دستها با پاهای باز
Other Matches
straddle میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddle احاطه هدف
straddle استرادل
straddle گشاد با زی
straddle تیر به هدف
straddle سوارشدن
straddle گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddle گشاد نشستن
to straddle the fence نامطمئن بودن
straddle truck نوعی خودرو چهارچرخ حمل بار و جراثقال
straddle trench خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
straddle split وضع باز پاها به طرفین
straddle vault پرش پا باز ژیمناست
peach and straddle بالا می کشیم وخرابش می کنیم
peach and straddle وقتی حریف از پشت بغل کرده پای او را از وسط پا می گیریم
peach and straddle لنکه
seat پایه
seat قسمت میانی زین اسب
seat نیمکت
seat جا
Have a seat, please! خواهش میکنم بفرمایید !
I think that's my seat. فکر می کنم آن صندلی جای من است.
Is this seat taken? آیا این صندلی گرفته شده است؟
seat صندلی
please take a seat خواهش میکنم بفرمایید
Have a seat, please! خواهش میکنم روی صندلی بشینید!
seat نشیمنگاه
seat نشیمنگاه مسند
take your seat بنشینیدسرجای خودتان
seat سرین
seat حرکت تعادلی
seat مقر
seat جایگزین ساختن
seat سکوی استقرار
seat جایگاه نشاندن
seat محل اقامت
seat مرکز مقر
seat کفل
seat وضع بدن ژیمناست روی اسباب با تکیه روی نشیمنگاه
rear seat صندلیعقب
first officer's seat صندلیخلباناول
dual seat زینموتور
commander's seat صندلیفرمانده
captain's seat محلنشستنکاپیتان
country seat خانهی اربابی
bench seat صندلیاتومبیل
adjustable seat صندلی متحرک
valve seat نشیمنگاه سوپاپ
country seat خانهی بزرگ روستایی
double seat صندلیدونفره
reel seat جایگاهقرقره
seat back پشتیصندلی
parliamentary seat جای مجلسی
to resign one's seat از جای مجلسی خود کناره گرفتن
book a seat جا رزرو کردن
ejection seat صندلی پران [هواپیمایی]
ejector seat صندلی پران [هواپیمایی]
parliamentary seat صندلی مجلسی
a seat by the window یک صندلی کنار پنجره
keay seat جا خار
seat cover پوششصندلی
seat stay نگهدارندهصندلی
seat tube تیوپصندلی
single seat صندلییکنفره
Where is my seat(place) جای من کجاست ؟
on the edge of one's seat <idiom> ناآرام بودن
take a back seat <idiom> پذیرش پستترین مقام
to induct into a seat در جایی برقرار کردن
seat-belt کمربند صندلی هواپیما
drive's seat صندلی راننده
ejection seat صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
folding seat صندلی تاشو
forward seat حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
garden seat صندلی یانیمکت باغبانی
governor's seat حکومت نشین
governor's seat حاکم نشین
he lost the seat مقام یا کرسی وکالت راازدست داد
he lost the seat دوباره بوکالت برگزیده نشد
hiking seat تهته اتکای خم شونده در قایق
county seat مرکز بخشداری
classical seat وضع بدنی سوارکار روی زین
seat-belts کمربند صندلی هواپیما
bucket seat صندلی یکنفری
hot seat صندلی برقی
hot seat صندلی الکتریکی
seat belt کمربند صندلی هواپیما
window seat صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
back seat صندلی عقب اتومبیل
box seat صندلی لژ
bridge seat تکیه گاه
bridge seat پاشنه پل
judgement seat دادگاه
jump seat صندلی تا شو
the seat of pain جای درد
primer seat مقر چاشنی
seat angle نبشی نشیمن
seat bars میلههای تکیه گاه
the seat of pain موضع درد
seat of government مقر حکومت
seat of settlement محل نشست ساختمان
seat of the pants استفاده از تجربه
sliding seat نشیمنگاه متحرک در قایق مسابقه
pillion seat جای اضافی در موتور سیکلت
mercy seat تخت خدا
mercy seat سرپوش رحمت
love seat صندلی یانیمکت دسته دار دونفری
key seat جاخار
the seat thought مرکز اندیشه یا فکر
key seat شیار خار
back-seat drivers مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
valve seat reamer جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
back-seat driver مسافر صندلی عقب خودرو که مرتب در کار راننده دخالت میکند
back-seat driver آدم فضول
back-seat drivers آدم فضول
valve seat grinder دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
flat racing seat خم شدن روی اسب و دستها وسر در امتداد گردن اسب
seat adjuster lever سطح تنظیم صندلی
fly by the seat of one's pants <idiom> دست تنها
Keep a free(an empty)seat for me. یک صندلی خالی برایم نگاهدار
valve seat wrench دریچهآچارپایه
valve seat insert مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
seat-belt warning light چراغهشدارکمربندایمنی
You are a back seat drive.You are on the sidelines. کنا رگود نشسته یی ومی گی لنگش کن
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com