Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 195 (9 milliseconds)
English
Persian
subject matter
موضوع اصلی
subject matter
مطلب موضوع
Other Matches
subject
ازمودنی
subject
مشروط
subject
موضوع
subject
در معرض قرار دادن
subject
تحت کنترل دراوردن در معرض بودن
subject
مطیع کردن
subject
مضمون
subject
تابع
subject
اتباع
subject
تبعه
subject
رعایا موضوع
subject
مطلب
subject
جوهر واساس
to over a subject
موضوعی را با خنده بحث کردن
subject
در خطر
subject
درمعرض
subject
تحت تسلط
on the subject of
در خصوص
subject
نهاد
subject
فاعل
subject
مبتدا
subject
شیی موضوع
subject
فرد
subject
شخص
subject
مبحث موضوع مطالعه
subject
مطلب زیرموضوع
subject
موکول به
subject
تحت مادون
subject to your approval
اگرشما تصویب نمایید
subject to your approval
موکول به تصویب شما
subject to tuberculosis
مستعد سل
it is not subject to review
تجدید نظر
to be subject to an attachment
مشمول توقیف بودن
to drag in a subject
موضوعی رابدون انکه ضرورت داشته باشد بمیان اوردن
to e. a person an a subject
کسی را در موضوعی راهنمایی کردن
to expatiate on a subject
راجع یک موضوع زیادگویی کردن
to harp on a subject
زیادموضوعی راطول دادن به موضوعی چسبیدن
to linger on a subject
روعی موضوعی درنگ کردن یامعطل شدن
subject and predicate
مبتداو خبر
it is not subject to review
دران روا نیست
subject to the law
تابع یامطیع قانون
nominative subject
اسم یا ضمیری که بعلت میندبودن حالت فاعلی داشته باشد
subject in hand
مانحن فیه
subject and predicate
موضوع و محمول
subject index
فهرست موضوعی
subject of debate
موضوع دعوی
subject of hire
مورد اجاره
subject schedule
برنامه موضوعی
subject schedule
برنامه جزء جزء
subject to being unsold
مشروط براینکه
subject to being unsold
فروخته نشده باشد درصورت موجود بودن کالا
subject to the flood
دستخوش سیل
wide of the subject
از موضوع پرت خارج ازموضوع
Let's drop the subject.
از این موضوع صرف نظر کنیم .
The subject under discrssion .
موضوعی که مطرح نیست
subject
[topic]
عنوان
subject and predicate
مسند الیه و مسند
subject
[topic]
موضوع
subject to the british rule
تحت تسلط دولت انگلیس
subject to the british rule
تابع حکومت انگلیس
to revisit a subject of research
سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
to grind a person in a subject
مطلبی راخوب حالی کسی کردن
To emborider(embellish) a subject .
به موضوعی شاخ وبرگ دادن
deviate from the main subject
از موضوع خارج شدن
She turned the conversation to another subject.
او
[زن]
موضوع را
[به چیزی دیگر]
عوض کرد.
a sensitive subject
[topic]
موضوعی حساس
I'll speak at length on this subject.
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
To bring up a topic . To introduce a subject .
مطلبی راعنوان کردن
The topic of our discussion . The subject of our talk (argument).
موضوع بحث وصحبت ما
what matter?
چه اهمیت دارد
What is the matter?
موضوع چه است؟
What's the matter?
موضوع چیه؟
What is the matter?
چه خبر است؟
to go into the matter
به این مطلب رسیدگی کردن
for that matter
<idiom>
به همان علت
I'll look into the matter.
من موضوع را دنبال خواهم کرد.
matter of course
<idiom>
عادت،راه عادی،قانون
What is the matter with you?
چته ؟
no matter
<idiom>
صرفنظر
what is the matter
جه خبر است چه موضوعی است چیست چه شده است
That's quite another matter.
این که کاملا موضوع دیگری است.
to e. into a matter
مطلبی را بازجویی یا تحقیق کردن
In this matter
در این بابت
[قضیه]
the f.of the matter
حقیقت امر
to have no say
[in that matter]
پاسخگو نبودن
[در این قضیه]
matter
<idiom>
مهم بودن
no matter
اهمیت ندارد
matter
کالا
matter
مهم بودن اهمیت داشتن
in this matter
در این باب
in this matter
دراین امر
matter
اهمیت
matter
مطلب چیز
matter
موضوع
matter
امر قضیه
does it matter to you
ایا برای شما اهمیت دارد
for that matter
از ان باب
matter
مشکل یا مساله قابل بحث
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
قالب
in this matter
در این امر
matter
امر
no matter how he has done it
هر جور میخواهدکرده باشد قطع نظر از اینکه چه جوراین کار را کرده است
matter
ماده
matter
جسم
matter of course
بدیهی نتیجه منطقی
matter of course
چیز طبیعی
matter of course
چیز عادی
matter of
موجبات گله گزاری
matter
ذات
no matter
چیزی نیست
it does not matter
عیب ندارد چیزی نیست
it does not matter
اهمیت ندارد
matter
ماهیت جوهر
i a with you on that matter
من در ان موضوع با شماموافق هستم
anti matter
ضد ماده
as a matter of fact
حقیقت امر اینست که خوب بخواهید بدانید
bituminous matter
ماده قیری
coloring matter
رنگ
coloring matter
ماده رنگ
A matter of expediency .
یک امر مصلحتی
matter of fact
بطور واقعی
When wI'll the matter come up for discussion ?
موضوعی را کی برای بحث مطرح خواهند کرد ؟
conservation of matter
بقای ماده
matter-of-fact
حقیقت امر
matter of fact
<idiom>
چیزی واقعا درست باشه
matter-of-fact
<idiom>
چیزی که شخص است ،برطبق واقعیت
to suggest it is appropriate to do so
[matter]
پیشنهاد می کند که برای انجام این کار مناسب باشد
[چیزی ]
to regard something as a matter of course
چیزی
[داستانی]
را امری آشکار در نظر گرفتن
matter of fact
حقیقت امر
the point
[of the matter]
اصل مطلب
root of the matter
اصل مطلب
matter-of-fact
بطور واقعی
matter and form
جوهر و عرض
gray matter
ماده خاکستری
white matter
ماده سفید
matter wave
موج مادی
front matter
مقدمه
front matter
پیش گفتار
that is a matter of habit
کار عادت است
i had no voice in that matter
من دران قضیه رایی نداشتم
the matter in hand
موضوع مورد بحث
the matter is perplexed
مطلب پیچیده است
gospel of matter
انجیل متی
grey matter
بافته خاکستری رنگ که جرم اصلی مخ ومغزتیره ازان درست شده است
the matter is perplexed
موضوع درهم است
the matter was kept private
مطلب را پوشیده نگاه داشتند
gray matter
ماده خاکستری بافت عصبی مغز
to inquire into a matter
کردن
to inquire into a matter
مطلبی را باز جویی
that is a matter of habit
موضوع عادت است
tellurian matter
ماده زمینی
fluoresent matter
ماده فلوئورسان
post matter
محمولات پستی
What is the matter with you ? what ails you?
شما را چه می شود
printed matter
مطبوعات
It is o. k . ( all right ) . it doesent matter .
عیب ندارد
printed matter
اوراق چاپی
printed matter
مواد چاپی
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
post matter
چیزهای پستی
It doesnt matter. it is nothing.
چیزی نیست ( عیب ندارد )
matter on hand
مانحن فیه
interstellar matter
ماده بین- ستارهای
matter on hand
موضوع بحث
The fact of the matter is. . . . . . .
حقیقت امر اینست که ...
matter in hand
موضوع مورد بحث
matter of couurse
چیز عادی یا طبیعی یا بدیهی
We must inquire into this matter.
درمورد این موضوع باید تحقیق کنیم
Please reply as a matter of urgency.
لطفا فوری پاسخ دهید.
The judge will have the final say on the matter.
قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
I have a free hand in this matter.
دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
I had no opportunity to discuss the matter .
فرصت نشد که موضوع را مورد بحث قرار بدهم
It is no easy matter . Its quite a job.
کار سهل وساده ای نیست
The crux of the matter . The quintessence.
جان کلام ( مطلب )
the matter itself
[the situation itself ]
[ the thing itself]
این مطلب بخودی خود
matter of mutual interest
موضوع دارای سود دوجانبه
It cannot be trifled with . It is no joking matter.
شوخی بردار نیست
a matter of relative importance
موضوعی با اهمیت نسبی
to make inquires into a matter
در امری تحقیقات بعمل اوردن
to make inquires into a matter
چیز ی را باز جویی
to make inquires into a matter
کردن
to bring the matter before a court
[the judge]
دعوایی را در حضور قاضی آوردن
To bring a matter to successful issue .
کاری را به نتیجه رساندن
To raise a question . To bring up a matter .
موضوعی رامطرح کردن
To follow up (trace) a matter (case).
موضوعی را دنبال کردن
The matter assumed significant proportions.
دامنه کار با لاگرفت
No matter which way you fling a cat, it will light.
<proverb>
گربه را هر طورى بیندازند روى چهار دست و پا پائین مى آید.
We shall look into the matter in due ( good ) time .
درموقع مناسب باین مطلب رسیدگه خواهد شد
You must stick to your guns . You must take a firm stand in this matter.
پای این کار باید محکم بایستی
It doesn't matter where you get your appetite as long as you eat at home.
<proverb>
بیرون ما را به اشتها می آورند اما در خانه غذا می خوریم.
[ضرب المثل بیشتر مربوط به سکس تا غذا]
As a matter of the fact. in fact . in point of fact.
درحقیقت
It is for the Court to fix the terms.
[ The terms are a matter for the Court to fix.]
این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com