Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English
Persian
subscriber line
خط مشترک
[مخابرات]
Search result with all words
subscriber's line
خط متعلق به مشترک
subscriber's line
خط مشترک
subscriber's line
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
asymmetric digital subscriber line
[ADSL]
خط مشترک دیجیتال نامتقارن
[مخابرات ]
digital subscriber line
[DSL]
خط مشترک دیجیتال
[مخابرات ]
high bit-rate digital subscriber line
[HDSL]
خط مشترک دیجیتال برای نرخ بیت بالا
[مخابرات ]
Other Matches
subscriber
مشترک روزنامه وغیره مشترک
subscriber
متعهد
subscriber
امضاء کننده
subscriber
تعهد کننده
subscriber
امضاکننده
subscriber
اعانه دهنده
subscriber
مشترک
subscriber
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscriber's cable
کابل اتصال
subscriber's cable
کابل مشترک
local subscriber
مشترک تلفنی محلی
subscriber's loop
حلقه متعلق به مشترک
subscriber's number
شماره مشترک
subscriber's station
مرکز مشترک
local subscriber
مشترک داخلی
telephone subscriber
مشترک تلفنی
subscriber of shares
پذیره نویس سهام
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line to line spacing
فاصله سطور
line to line fault
تماس خطوط
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
line by line milling
فرز کردن سطری
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
line of d.
مرز
line of d.
حد فاصل
off line
منفصل
off line
قطع
line up
به ترتیب ایستادن
on the line
هواپیمای اماده پرواز
down the line
<idiom>
درآینده
line up
به خط شدن
line up
ردیف ایستادن تیم
line-up
به خط شدن
line-up
به ترتیب ایستادن
line-up
ردیف ایستادن تیم
out of line
جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
out of line
خارج از خط جبهه
on line
در خط
on line
داخل رده
on line
مورداستعمال
on line
درون خطی
on line
متصل
on line
مستقیم
off line
غیر متصل
Which line goes to ... ?
کدام خط راه آهن به ... میرود؟
necessary line
خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
all along the line
درامتدادهمه خط
all along the line
در همه جا
along line
در خط
line out
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
mean line
خط میان
line by line
سطر به سطر
in line
شمشیر در وضع حمله
in line
همراستا
to come in to line
در صف امدن
below the line
درامد یا هزینه غیر مترقبه
the line
صف
o o line
خط تقسیم دیدبانی
o o line
خط دیدبانی سپاه
old line
دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
along line
در امتداد خطوط
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
line out
با خط علامت گذاشتن
in line
<idiom>
با محدودیت متداول
down the line
ضربه از کنار زمین
out of line
<idiom>
ناصحیح
line up
<idiom>
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن
line up
<idiom>
به درستی میزان کردن
line up
<idiom>
به صف کردن
down line
بار کردن پایین خطی
on line help
کمک مستقیم
old line
محافظه کار
to come in to line
موافقت کردن
off line
برون خطی
line
سیم
line
خط انداختن در
line
طرز
line
در سمت
line
رشته
line
لاین
line
: خط کشیدن
line
شعبه
line
اتصال فیزیکی به ارسال داده
line
لجام
line
حدود رویه
line
خط دار کردن
line
بخط کردن
line
جبهه جنگ
line
لوله منفردی در سیستم سیالات
line
صفی در خط
line
خط صف
line
طناب خط
line
رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line
نسب
line
خط زدن
line
خط
line
پوشاندن
line
استرکردن
line
ترازکردن
line
اراستن
line
محصول
by-line
کار یاشغل اضافی وزائد
line
رسن
Are you still on the line?
خط را قطع نکردی؟
Are you still on the line?
هنوز پشت تلفن هستی؟
line
سطر
line
ردیف
line
رشته بند
by-line
خط فرعی راه اهن
by-line
خط دوم یافرعی
line
ریسمان
line
دهنه
line
جاده
by line
خط دوم یافرعی
line
طناب سیم
off line
وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
line
: خط
by line
خط فرعی راه اهن
by line
کار یاشغل اضافی وزائد
line transformer
مبدل خط
line up billiard
بیلیارد کیسه دار با روش برگرداندن گویهای کیسه افتاده به زمین
line voltage
ولتاژ خط
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
private line
خط خصوصی
profile line
نیمرخ زمین
pass a line
رد کردن طناب
lubber line
خط عمودی بر روی صفحه قطب نما
line voltage
ولتاژ شبکه
line voltage
ولتاژ خطی ولتاژ زنجیرشده ولتاژ خط
loop line
دوراهی
lubber line
خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
lubber's line
نشانگر سینه
lubber's line
علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
lumber's line
خط شاخص قلب نما که مشخص کننده سینه ناو است
load line
خط دورکشتی که وقتی کشتی کاملا بارگیری شداب تا انجا میرسد
load line
خط بار
lumber's line
خط سینه ناو
mach line
موج ضربهای ضعیف
lyman line
خط لیمان
marline or line
طناب کوچک دولا
marriage line
گواهینامه ازدواج
marriage line
عقدنامه سند ازدواج
line width
پهنای خط
local line
خط محلی
overhead line
خط هوایی
pipe line
خط لوله
pitch line
مکان هندسی نقاطی که درانها مراکز نقاط تماس یا گام دندانههای چرخ دنده یادندانه ها اندازه گیری میشود
possibilities line
خط امکانات
possibilities line
خط بودجه
poverty line
خط فقر
price line
خط قیمت
out line font
قلم متغیر
out line font
فونت متغیر
orienting line
خط توجیه
on line system
سیستم درون خطی
phantom line
خط فرضی
phantom line
خط سری
peaked line
خط چین
overhead line
سیمکشی هوایی
peaked line
خط پاره پاره
penny a line
ارزان
outhaul line
برون کش
penny a line
پست
penny a line
ارزان نویس بی مایه
percolation line
خط نفوذ
out of line coding
کدگذاری برون خطی
phase line
خط خیز
phase line
خط مبداء حرکت جنگی
on line storage
حافظه درون خطی
on line operation
عمل درون خطی
multipoint line
خط چند نقطهای
multidrop line
پیکربندی سیستم مخابراتی که یک کانال یا خط منفرد رابرای سرویس دادن به ترمینالها بکار می برد خطی با چند افت
multicore line
خط چند رشتهای
mould line
خط حاصل از تلاقی دو سطح
morning line
امتیاز شرطبندی پیش ازمسابقه
mooring line
طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
mooring line
سیم مهار
mooring line
طناب مهار مین
message line
خط مخابره
median line
میانه
neutral line
خط بی اثر
new line character
دخشه تعویض سطر
on line operation
عملکرد درون خطی
principal line
خط رابط نقاط اصلی در روی عکس هوایی خط رابط
on line database
پایگاه داده درون خطی
offside line
خط فرضی موازی با دروازه
off line storage
حافظه برون خطی
off line operation
عملکرد برون خطی
nonswitched line
خط غیر گزینشی
non switched line
خط گزینه نشده
no fire line
خط منع اتش توپخانه
no fire line
خط منع اتش
night line
ریسمان ماهی گیری شبانه
mason's line
ریسمان کار
line of site
خط توپ هدف
line of force
خط قوه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com