Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English
Persian
substituent group
گروه استخلافی
Other Matches
substituent
گروه استخلافی
substituent
عوض
substituent
تعویض
substituent
قابل تعویض توکیلی
electron withdrawing substituent
گروه استخلافی الکترون کشنده
electron releasing substituent
گروه استخلافی الکترون دهنده
group
جمع کردن چندین وسیله با هم
group
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group
کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group
جمع اوری چندین چیز با هم
out group
برون گروه
we group
گروه خودی
t group
گروه حساسیت اموزی
t group
گروه T
in group
گروه خودی
group
شیعه
group
حزب
group
دسته دسته کردن
group
مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group
گروه رزمی
group
دسته
group
گروه
group
انجمن
group
جمعیت گروه بندی کردن
group
ناوگروه
group
جمع شدن
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
دسته بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
leaving group
گروه ترک کننده
norm group
گروه هنجار
natural group
گروه طبیعی
group velocity
سرعت گروهی
minority group
گروه اقلیت
membership group
گروه عضویت
marginal group
گروه حاشیهای
group factors
عاملهای گروهی
hydrogxyl group
گروه هیدروکسیل
local group
گروه محلی
group dynamics
پویش گروهی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
infinite group
گروه نامتناهی
group mark
علامت گروه
open group
گروه باز
group of targets
گروه هدفها
group theory
نظریه گروهی
group membership
عضویت گروهی
group mark
نشان گروه
group interview
مصاحبه گروهی
group index
اندیس گروه
group index
شاخص گروه
group identification
همانند سازی گروهی
group norms
هنجارهای گروهی
group of targets
گروه اماجها
group pressure
فشار گروهی
group theory
نظریه گروهها
group test
ازمون گروهی
group teaming
ریخته گری گروهی
group structure
ساخت گروهی
group separator
جداساز گروه
group selector
سلکتور گروهی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group printing
چاپ گروهی
group frequency
بسامد گروهی
phosphoryl group
گروه فسفریل
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
splinter group
گروهجداییطلب
noun group
گروهکلمات
interest group
علایقگروهی
ginger group
افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group
گروه قیدی
within group variance
پراکنش درون گروهی
sporadic group
گروه نامنظم
[ریاضی]
cyclic group
گروه دوری
[ریاضی]
Group theory
نظریه گروه ها
[ریاضی]
management group
ائتلاف تجاری
management group
ائتلاف چند شرکت
extra-group
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
finite group
گروه متناهی
[ریاضی]
user group
گروه کاربران
user group
گروه استفاده کننده
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
selected group
گروه گزیده
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group
گروه بازیابی وسایل
repeating group
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group
گروه مرجع
product group
کالاهی مشابه
primary group
گروه نخستین
point group
گروه نقطهای
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
side group
گروه جانبی
spelling group
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
thiocarbonyl group
گروه تیوکربونیل
task group
گروه ماموریت زمینی
task group
ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group
گروه تقارن
group practice
گروهپزشکی
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group
گروه معیاریابی
pile group
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
group dynamics
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
control group
گروه گواه
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group
گروه خدمات ساحلی
battle group
گروه نبرد
battle group
واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group
گروه تک به ساحل
attack group
گروه تک
artillery group
گروه توپخانه
army group
گروه ارتش
between group variance
پراکنش میان گروهی
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
commutative group
گروه جابجاپذیر
command group
گروه فرماندهی
coacting group
گروه همکار
closed group
گروه بسته
carboxylic group
کروه کربوکسیلی
carbonyl group
گروه کربونیل
bridging group
گروه پل شده
bridged group
گروه پل شده
armor group
گروه زره تانک
armor group
گروه زرهی
amino group
گروه امینی
acid group
گروه اسید
abelian group
گروه ابلی
group therapy
گروه درمانی
peer group
گروه همسالان
blood group
گروه خون
blood group
تعیین کردن
blood group
گروه خونی
pressure group
گروه فشار
acid group
گروه اسیدی
acidic group
گروه اسید
alkyl group
گروه الکیلی
alkyl group
گروه الکیل
air group
گروه هوایی یک ناو
air group
گروه هوایی
aiming group
دستگاه مثلث گیری
aiming group
عوامل مثلث گیری
age group
گروه سنی
acidic group
گروه اسیدی
age group
گروه سالخور
coordinated group
گروه کوئوردینانسی
encounter group
گروه رویارویی
end group
گروه انتهایی
entering group
گروه وارد شونده
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
experimental group
گروه ازمایشی
feeding group
گروه تغذیه کننده
group consciousness
اگاهی گروهی
group casting
ریخته گری گروهی
group casting
ریخته گری
group captain
سرهنگ هوایی
feeding group
قسمت خوراک دهنده
group atmosphere
جو گروهی
group analysis
تحلیل گروه
group acceptance
پذیرش گروهی
functional group
گروه عاملی
gas group
گروه گاز
entry group
گروه واجد شرایط
dead group
زاویه بیروح
formal group
گروه رسمی
group contagion
سرایت گروهی
dead group
زمین بیروح
deactivating group
گروه کم کننده فعالیت
group contracts
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
detail group
قسمت بیگاری
detail group
دسته ماموربیگاری
group discussion
بحث گروهی
diastereotopic group
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
criterion group
گروه ملاک
group drive
محرکه گروهی
group flashing light
چشمک زن دستهای
Why dont you join our group. ?
چرا به جمع ما نمی آیی ؟
activated methylene group
گروه متیلن فعال شده
opposition parliamentary group
گروه مخالف در مجلس پارلمانی
[سیاست]
Abelian group
[math.]
گروه جابجایی
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه جابجایی پذیر
[ریاضی]
Abelian group
[math.]
گروه جابجایی پذیر
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه آبلی
[ریاضی]
commutative group
[math.]
گروه جابجایی
[ریاضی]
Abelian group
[math.]
گروه آبلی
[ریاضی]
activity group therapy
درمان با فعالیت گروهی
age group competition
مسابقه برحسب گروه سنی
encounter group therapy
درمان با گروه رویارویی
computer users group
گروه استفاده کننده کامپیوتر
local group of galaxies
کهکشانهای گروه محلی
special interest group
که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
special interest group
گروه
date time group
گروه تاریخ و زمان
directive group therapy
درمان رهنمودی گروهی
sensitivity training group
گروه حساسیت اموزی
close covering group
ناو گروه مامور پوشش نزدیک
close covering group
ناو گروه پشتیبانی نزدیک
lattice point group
گروه نقطهای شبکه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com