Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 64 (5 milliseconds)
English
Persian
substitute member
عضو علی البدل
Other Matches
substitute
عوض
substitute
قرار دادن چیزی درمحل چیز دیگر.
substitute
قائم مقام
substitute
علی البدل
substitute
حیلوله
substitute
تعویض بازیگر
substitute
بازیگر ذخیره
substitute
جانشین کردن
substitute
تعویض جانشین کردن
substitute
تعویض کردن جابجاکردن
substitute
بدل
substitute
قائم مقام جایگزین کردن
substitute
جانشین
to substitute out
[players]
عوض کردن بازیگر
[ورزش]
substitute corridor
راهرویتعویضبازیگر
substitute material
مواد جانشینی
substitute goals
هدفهای جانشین
substitute character
حرفی که در صورتی که حرف دریافت شده تشخیص داده نشود نمایش داده میشود
mother substitute
جانشین مادر
substitute goods
کالاهای جانشین
member
پاره
member
پار
non-member
فردیکهعضوباشگاهیاارگانینباشد
member
اندام
member
قطعه
member
عضو
member
کارمند
member
جزء
member
شعبه بخش
member
1- یک شی در صفحه کتاب چند رسانهای . 2-رکورد یا موضوع مشخص در یک فیلد
member
جز
member
شعبه
member
جزء ساختمانی
member
عنصر
structural member
عضو ساختمانی
member's bill
طرح قانونی
tension member
قطعه کششی
tension member
میله کششی عضو کششی
horizontal member
قسمتافقی
tubular member
عضومیلهای
founder member
اعضایاصلییکسازمان
member of the parliment
عضو مجلس قانونگذاری
control member
عضو تنظیم کننده
driving member
عضو محرک
control member
عضو کنترل کننده
Member of Parliament
وکیل مجلس
Member of Parliament
نماینده مجلس
crew member
خدمه جنگ افزار
crew member
خدمه هواپیما
cross member
عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
member banks
بانکهای عضو
member banks
در ایالات متحده کلیه بانکها براساس اساسنامه خود بایستی عضونظام فدرال رزرو در ایند
member of a family
عضو خانواده
member of staff
کارمند
member of the jury
عضو هیات منصفه
member of christ
مسیحی
member of the middle class
عضو طبقه متوسط
private member's bills
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
top cross-member
قطعهاتصالدربهسر
member of the national team
عضو تیم ملی
bottom cross-member
ضامنپشتکانتینر
private member's bill
طرح تهیه شده به وسیله یکی از نمایندگان مجلس
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com