English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (6 milliseconds)
English Persian
supervisory routine روال نافر
Other Matches
supervisory وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
supervisory بعنوان بررسی کننده
supervisory 1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
supervisory ترکیب کدهای کنترلی که در شبکه ارتباط دادهای یک تابع کنترلی ایجاد می کنند
supervisory برنامه اصلی در سیستم کامپیوتری که اجرای تعبیر برنامه ها را کنترل میکند
supervisory مباشر پیشه
supervisory نظارتی
supervisory مربوط به نظارت مربوط به نافر امور
supervisory مباشرتی
supervisory program برنامه نافر
supervisory signals علائم نظارتی
supervisory staff کارمندان مباشر
supervisory staff مباشرین
supervisory system سیستم نافر
supervisory control کنترل نظارتی
supervisory authority اولیاء امور نظارتی
supervisory authority اولیاء امور مراقبتی
election supervisory council انجمن نظارت بر انتخابات
routine تعداد دستوراتی که کار مشخص را انجام می دهند ولی برنامه کامل نیستند, بخشی از یک برنامه هستند
routine بخشی از کد در یک محل که توسط فراخوانی ها در تابع استفاده میشود
routine توابعی که فراخوانی یا پردازش می شوند و وقتی ماشین یا سیستمی خراب میشود توسط کاربر استفاده می شوند
routine کار عادی
routine جریان عادی عادت جاری
routine خط مشی جاری
routine روش جاری
routine طریقه عادی
routine روتین
routine یک سری حرکت ژیمناستیک
routine جریان عادی و دایمی
routine امور غیر مهم
routine معمولی
routine عادی
routine مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
routine بخش کوچک یک کد که داده را از وسیله خارجی می پذیرد مثل خواندن ورودی از صفحه کلید
routine مجموعه دستورات یک تابع که درهر بخش برنامه که نیاز باشد کپی می شوند
routine روال
routine امر عادی
routine روزمره کار عادی
routine برنامهای که داده را به صورت فضاهای کوچک بسته بندی میکند
tracing routine روال ردیاب
routine tests ازمایشهای تک به تک
sevice routine روال خدماتی
source routine روال منبع
maintenance routine روال تعمیر و نگهداری
holiday routine برنامه روز تعطیل
utility routine روال سودمند
daily routine عادت جاری روزانه
tracing routine روال ردیابی
tracing routine روال رسام
routine work کار تکراری عادی
target routine روال هدف
test routine روال ازماینده
routine message پیام عادی
routine library کتابخانه روال ها
autostart routine روال اغازگر خودکار
generalized routine روال تعمیم یافته
generalized routine روال کلی
executive routine روال اجرایی
error routine روال خطا پرداز
diagnostic routine روال تشخیص
diagnostic routine برنامه تشخیص عیب
diagnostic routine روال تشخیصی
diagnostic routine روش تشخیص معایب در اثرازمایش
closed routine روال بسته
canned routine روال قالب ریزی شده
bootstrap routine روال خود راه انداز
iterative routine حلقه یا مجموعه دستورات در برنامه که تکرار می شوند تا برنامه کامل شود
library routine روال کتابخانهای
relocatable routine روال جابجاپذیر
recursive routine زیرتابعی دربرنامه که درحین اجرا خود را صدا میکند
recursive routine زیرتابعی که درحین اجرا خود را صدامیکند
recursive routine روال بازگشتی
recovery routine روال ترمیمی
production routine روال تولید
output routine روال خروجی
monitor routine روال مبصر
master routine شاه روال
main routine روال اصلی
loading routine روال بارکننده
library routine روال مجموعه ها
library routine روال کتابخانه
file handing routine قسمتی از یک برنامه کامپیوترکه داده را از یک فایل خوانده و در ان می نویسد
interrupt serrice routine روال سرویس وقفه
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com