English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
surface water drain سطحآبگذر
Other Matches
surface of the water سطحآب
water surface سطح اب
water surface رویه اب
water surface سطح ایستائی آب
surface water اب سطحی
agitation of water surface ایجاد تلاطم در سطح اب
surface water gully دهانه گندابرو
surface water gully دهانه پاکین
free water surface سطح اب ازاد
surface to surface missile موشک زمین به زمین
drain زیر اب زدن
drain زیراب
drain جریان دادن
drain کشیدن زهکش
drain یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drain تهی شدن
drain کشیدن
drain خالی کردن اب
drain زهکش
drain زهکش فاضل اب
drain اب کشیدن از
drain زه کشی کردن
drain زهکشی کردن
drain زیر اب
drain خشک انداختن
drain تخلیه کردن
down the drain <idiom> گم شدن
drain ابگذر
drain openings درز زهکشی
collector drain زهکش اصلی
drain joints فاصله بین تنبوشههای زهکش به منظور دخول اب به تنبوشه ها
drain joints درز زهکشی
main drain پمپ اصلی خن ناو
collecting drain زهکش
drain cleaner ابزاریکه کف زهکشها را تمیزمیکند
drain cock لوله تخلیه
concrete drain راهآببتون
drain hose شلنگآبکثیف
drain tile آجرآبگذر
drain pipe لوله
drain pipe لوله زهکشی
drain plug پیچ تخلیه
air drain گربه رو
It went down the drain . It was frttered away. سگ خور شد
toe drain زهکش پایه
drain without pipe زهکشی بدون لوله
air drain ناه کش
french drain زهکش خشکه چینی
air drain در روگاز
main drain زهکش اصلی
joint drain زهکش عمودی
drain table میز قطران
floor drain آبگذرکف
tail drain نهرچه ابهای مازاد
tail drain نهر زهکش
brain drain فرار مغزها
brain drain فرارمغزها
tide drain زهکشی کردن با لوله
drain embankment of dam خاکریزی زهکش سد
oil drain cock شیر تخلیه روغن
It is money down the drain (gone to blazes). این دیگه پول دور ریختن است
oil drain plug توپی تخلیه روغن
dry stone drain زهکش خشکه چینی
field drain pipe لوله زهکشی
surface نما دادن روامدن
surface رویه فاهر
surface صاف کردن
of the surface در صورت فاهر از بیرون
on the surface جلادادن
surface zero نقطه صفرترکش اتمی زمینی
of the surface درفاهر
surface zero نقطه صفر زمین
surface رویه
of the surface فاهری نمادادن رودادن
of the surface جلادادن
surface سطحی جلادادن
surface course لایه رویی
on the surface در فاهر
on the surface درصورت فاهر از بیرون
on the surface فاهری نمادادن رودادن
surface نما بیرون
surface تسطیح کردن بالاامدن
surface فاهری
surface بیرون نما
surface فاهر
surface سطح
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface سطحی
surface رویه دادن
surface صاف کردن صیقلی کردن
surface پوشش شوسه سطح
surface پوشش
hard surface رافرش کردن
surface tension کشش سطحی
ground surface کف زمین
friction surface سطح اصطکاک ترمز
lateral surface سطح جانبی
surface targets هدفهای سطحی
hard surface اجرفرش کردن سنگفرش کردن
isobar surface سطح هم فشار
hard surface سخت کردن سطحی
hidden surface سطح پنهان
heating surface سطح گرمایش
surface tensity کشش سطحی
hard surface سطح چیزی
hidden surface سطح ناپیدا
level surface سطح تراز
surface mission ماموریت دفاع زمینی
surface width عرض بالایی
surface width عرض سطحی
surface-to-air زمین به هوا
surface-to-air دریا به هوا
display surface سطح نمایش
surface-to-air رویه به هوا
developable surface سطح گسترا
demand surface میزان تقاضا
demand surface سطح تقاضا
cooking surface سطح پخت
warped surface سطح تاب برداشته
treat surface روسازی کردن
surface treatment عملیات سطحی
surface treatment عملیات سطح رویه
free surface سطح ازاد
free surface مخازن ازاد اب
free surface سطح اب ازاد
focal surface سطح کانون
equipotential surface سطح هم پتانسیل
wearing surface سطح سائیدگی
surface effect اثر سطح
surface trait ویژگی روساختی
surface treatment اندود سطحی
surface treatment اسفالت سطحی
surface treatment روکش سطحی
ruled surface سطح خط ساخته
surface structure روساخت
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
surface irrigation ابیاری سطحی
surface interval فاصله بین غواصهای متوالی از سطح اب
surface inflow اب سطحی ورودی
surface evaporation تبخیر سطحی
surface erosion فرسایش سطحی
surface dressing پوشش سطحی
surface drains زهکشهای سطحی
surface dive غوص گرفتن در حال شنای درسطح اب
surface digging استخراج معادن در سطح زمین
surface deterioration فرسودگی رویی
surface detection راداراکتشافی سطحی
surface leakage نشت سطحی
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
surface mission پدافندزمینی با توپخانه پدافندهوایی در نقش زمینی
surface moisture رطوبت سطحی
surface of impact سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله
surface of impact سطح اصابت
surface of revolution سطح تغییر
surface of rupture سطح شکافته شده به وسیله گلوله منفجر شده سطح شکافت
surface ornament تزیینات سطحی
surface outflow اب سطحی خروجی
surface targets هدفهای روی سطح اب
surface line طناب وصل به غواص و قایق
surface line خط تلفن و تلگراف تعجیلی
surface detection اکتشاف سطحی
surface decarburization کربن گیری سطحی
surface creep خزیدن سطحی
pressure surface سطح پیزومتریک
pressure surface سطح فشار
surface speed سرعت محیطی
surface corrosion خوردگی سطحی
surface soil خاک سطحی
nodal surface سطح گرهی
surface paint استر
surface plate تراز
surface plate تراز فلزی یا اهنی
surface reverbration برگشتهای سطحی
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
road surface رویه راه
rough surface رویه زبر
surface color رنگ سطح
surface charge بار سطحی
surface burst ترکش روی سطح زمین
surface burst ترکش سطحی
surface burning احتراق سطحی
surface area مساحت سطح
stripped surface سطح صاف شده
seepage surface سطح تراوش
smooth surface رویه صاف
rubbed surface رویه صاف
surface soil خاک رویی
inked surface سطحجوهر
surface scum سطحتفاله
work surface سطح کار
work surface سطح مقطع اصلی
playing surface مسطحمیزبازی
reflecting surface سطحانعکاس
resin surface سطحرزینی
color surface سطح رنگ نما
running surface سطحجاری
boundary surface سطح مرزی
abuting surface سطح مجاور
skin surface سطحپوست
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com