Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English
Persian
surplus production
تولید اضافی
surplus production
مازاد تولید
surplus production
فزونی تولید
Other Matches
surplus value
ارزش اضافی
surplus
زیادی
surplus
اضافه
surplus
باقی مانده
surplus
زائد
surplus
مازاد
surplus
زیادتی
surplus
اضافی
surplus
اقلام اضافی و مازاد
surplus
مازاد کالاهای اقتصادی زیادی
consumer surplus
مازادمصرف کننده
consumer surplus
نصیب مصرف کننده
budget surplus
اضافه بودجه
appropriated surplus
ذخیره اختصاصی
basic surplus
مازاد اساسی
budget surplus
مازاد بودجه
appropriated surplus
ذخیره
consumer's surplus
یکنواختی قیمتها برای مصرف کننده
economic surplus
مازاد اقتصادی
surplus water
ابهای مازاد
surplus water
ابهای اضافی
surplus stock
موجودی اضافی
surplus material
ماده اضافی
surplus gas
گاز مازاد
surplus gas
گاز زائد
social surplus
مازاد اجتماعی
sellers surplus
مازاد فروشنده
surplus stock
موجودی مازاد
producer surplus
اضافه ارزش تولید کننده
producer surplus
مازاد تولید کننده
export surplus
مازاد صادرات
farm surplus
مازاد کشاورزی
surplus energy theory
نظریه انرژی مازاد
trade balance surplus
مازاد تراز تجاری
government dificit surplus
کسر بودجه
vent for surplus theory of trade
نظریه تجارت "درباره استفاده از مازاد "
over production
عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
over production
محصول زیادی
production
فرآورده کارگاه
production
ارائه ساخت
production
تولید دستهای
production
تولید حجم بزرگ محصولات
production
سرعت ساخت محصول
production
ایجاد
production
کنترل ساخت یک محصول
production
تولید کردن
production
حاصل دادن
production
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production
محصول عمل
production
ارائه
production
فراوری
production
فراورده محصول
production
تولید محصول
production
تولید
production
اقامه
production
ساخت مواد برای فروش
production
عمل اوری ساخت
production
استخراج
production account
حساب تولید
production management
مدیریت تولید
production routine
روال تولید
production rule
قاعده
production base
مبنای تولید یا تولیدات ملی
production rule
تولید
production run
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production technique
فن تولید
production technique
روش فنی تولید
production programme
برنامه تولید
production program
برنامه تولید
production process
روند ساخت
production process
فرایند تولید
production of oil
استخراج نفت
production planning
برنامه ریزی تولید
production period
دوره تولید
production part
بخش تولید
production overheads
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production missile
موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production process
جریان تولید
production method
روش تولید
production capacity
فرفیت تولید
production coefficient
ضریب تولید
series production
سری سازی
production control
کنترل تولید
means of production
ابزار تولید
track production
فهور هدف
relations of production
رابطه تولید
production lines
خط تولید
volume of production
حجم تولید
electricity production
تولیدالکتریسیته
production adviser
مشاوره محصولات
production desk
میزمحصولات
production of sound
تولیدات صدا
production platform
سکویتولیدات
scale of production
مقیاس تولید
roundabout production
تولید با کارائی بیشتر
production gap
شکاف تولید
production cost
هزینه تولید
production cost
ارزش ساخت
production efficiency
کارائی تولید
production efficiency
کارائی در تولید
production engineer
مهندس تولید
production facility
سهولت تولید
production frontier
مرز تولید
production function
تابع تولید
track production
شروع تعقیب هدف
production time
زمان تولید
production time
زمان ساخت
production cycle
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
aliterary production
فراورده یا محصول ادبی تالیف
full production
تولید در حداکثرفرفیت
elasticity of production
کشش تولید
energy production
تولید انرژی
energy production
تولید نیرو
factor of production
عامل تولید
factory production
تولید کارخانهای
flow of production
جریان تولید
flow of production
گردش تولید
food production
تولید غذا
forces of production
نیروهای تولید
full production
تولید کامل
ingot production
تولید شمش
cost of production
هزینه تولید
census of production
امار سرشماری
census of production
امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
aliterary production
تصنیف
an artistic production
عمل یا کار صنعتی
production line
خط تولید
factors of production
عوامل تولید
agents of production
عوامل تولید
batch production
تولید زیاد یک نوع کالا
batch production
تولیدانبوه
branches of production
شاخههای تولید
branches of production
رشتههای تولید
mass-production
تولید انبوه
bulk production
تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
bulk production
تقسیم سوخت درفروف کوچک
census of production
امارگیری در خصوص تولید
mass production
بس فراوری
mass production
تولید بمقدارزیاد
production index
شاخص تولید
means of production
وسایل تولید
production factors
عوامل تولید
mechanical production
تولید ماشینی
power of production
نیروی تولید
mode of production
طرز تولید
mode of production
وجه تولید
pilot production
تولید نمونه
period of production
دوره تولید
mode of production
شیوه تولید
mass production
تولید ماشینی
pair production
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
mass production
تولید انبوه
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
pig iron production
تولید اهن خام
piece production cost
ارزش تولید قطعه
production planning and control
برنامه ریزی و کنترل تولید
pilot line production
تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
aggregate production function
تابع تولید کل
He works in the production section .
درقسمت تولید کار می کند
production control room
اتاقکنترلمحصولات
To step up ( increase ) production.
سطح تولید رابالابردن
production of electricity by the generator
الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
steps in the production of electricity
مراحلتولیدالکتریسیته
production video switcher
دکمهنمایشگرمحصولات
production possibility frontier
مرز امکانات تولید
production possibility bondary
مرز امکانات تولید
production possibility curve
منحنی امکانات تولید
labor intensive production
تولید کاربر
homogeneous production function
تابع تولید همگن
mass production of goods
تولید انبوه کالا
mass production of goods
تولید توده وار کالا
fixed production coefficients
ضرایب تولید ثابت
production indifference curve
منحنی بی تفاوتی تولید
mobility of factors of production
تحرک عوامل تولید
production resource planning
برنامه ریزی منابع تولید
multi stage production
تولید چند مرحلهای
net primary production
تولید خالص نخستین
non specific factors of production
عوامل غیر اختصاصی تولید
index of industrial production
شاخص تولید صنعتی
nuclear power production
تولید انرژی هستهای
large scale production method
روش تولیدبه مقیاس وسیع
large scale production method
روش تولیدانبوه
production/export riser system
صادراتدستگاهپایه
production/export riser system
تولیدات
cobb doglas production function
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
production of electricity from nuclear energy
تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
linear homogenous production function
تابع تولید خطی همگن
production of electricity from solar energy
دستیابیبهالکتریسیتهبوسیلهانرژیخورشیدی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com