Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
sweeping score line
خطکمکنندهامتیاز
Other Matches
foot score line
خط امتیاز انتهایی
hog score line
خطامتیازپایانی
sweeping
جامع
sweeping
شامل
sweeping
فراگیرنده جاروکشی
acoustic sweeping
روبیدن صوتی
precursor sweeping
مین روبی قبل از عبور ناوگان
search sweeping
مین روبی مراقبتی
check sweeping
بازرسی مین روبی
check sweeping
مین روبی ازمایشی
mine sweeping
مین روبی
mine sweeping
مین جمع کردن
magnetic sweeping
روبیدن مغناطیسی
contact sweeping
روبیدن ضربتی
contact sweeping
روبیدن مکانیکی
precursor sweeping
پاک کردن مین قبل از حرکت ناوگان
skim sweeping
پاک کردن مین در عمق کم دریا
attrition sweeping
مین روبی ضد عملیات فرسایشی دشمن
attrition sweeping
پاکسازی میدان مین فرسایشی
sweeping fire
اتش درو در عرض و عمق به وسیله تیربار
pressure sweeping
روبیدن فشاری
skim sweeping
پاک کردن سطحی مینها
path sweeping
مین روبی مسیر دریایی
search sweeping
مین روبی ازمایشی
path sweeping
پاک کردن مسیر
sweeping hip throw
باکمکباسنپرتکردن
datum sweeping mark
علامت مبنای روبش
to keep score
حساب
to keep score
بازی رانگاهداشتن
on this score
از این بابت
score out
خط زدن
what is the score
حساب برد و باخت چقدراست
to know the score
<idiom>
سری توی حساب داشتن
score it under
زیر ان خط بکشید
t score
نمره T
what is the score
هر کدام چند بازی داریم
on this score
از این حیث
score
خط افتادن
score
تحقیر کردن ثبت کردن
score
پوان اوردن
score
شیار
score
خط زدن
score
گرم کردن اسب ثبت حرکات
score
فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
score
پیروزی
score
مارک
score
نمره
score
امتیاز
He knows the score .
سرخوردن ( واخوردگی ویأس )
He knows the score .
سرش توی حساب است
score
حساب کردن بحساب اوردن
score
نشان
score
حساب
What is the score?
چند به چندیم ؟ ( امتیاز شما ری در بازی )
score
رتبه تیر بخال زدن رتبه بندی کردن
To keep the score.
حساب امتیاز رانگاهداشتن
score
نشان معدل
score
چوب خط نمره
score
نمره اوردن
score
بریدگی
score
خط
score
نمره امتحان باچوب خط حساب کردن علامت گذاردن
score
امتیاز گرفتن حساب امتیازات
score off a person
بر کسی پیش دستی کردن
stanine score
نمره نه بخشی
score a person
بر کسی پیش دستی کردن
score off a person
از کسی پیش بردن
run up a score
قرض بهم رساندن
standardized score
نمره بهنجار شده
score-console
صفحهنمایشامتیاز
score keeper
منشی
score out that word
روی ان واژه خط بکشید
standard score
نمره معیار
transmuted score
نمره تبدیل شده
set the score
افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
accuracy score
نمره دقت
sigma score
نمره معیار
settle a score with someone
<idiom>
عین چیزی را به کسی پس دادن
To score points.
امتیاز آوردن ( ورزش )
He told us what the score was.
جریان را برایمان تعریف کرد ( گفت )
perfect score
امتیاز کامل
evaluation score
نمره ارزیابی
score out that word
ان واژه را خط بزنید
error score
نمره خطا
percentile score
نمره صدکی
score sheet
برگ امتیاز
predicted score
نمره پیش بینی شده
to score with a girl
<idiom>
موفق شدن در تلاش نزدیکی کردن با دختری
[اصطلاح روزمره]
To score a goal .
گل زدن ( درفوتبال وغیره )
additional score
نمره اضافی
grade score
نمره کلاسی
true score
نمره حقیقی
unweighted score
نمره غیروزنی
derived score
نمره اشتقاقی
deviation score
نمره انحراف
weighted score
نمره وزنی
box score
جدول امتیازها
box score
حساب بازی
box score
نتیجه برد وباخت بازی
observed score
نمره مشاهده شده
normalized score
نمره هنجار شده
evaluation score
نمره ازمایش
graphic score
نمره نگارهای
three score and ten
هفتاد
test score
نمره ازمون
lie score
نمره دروغگویی
time score
نمره زمانی
composite score
نمره مرکب
main score
نمره اصلی
total score
نمره کامل
ipsative score
نمره نسبی
blind score
امتیاز اضافی به تیمی که عضو ان غایب یا اخراج شده و جانشینی ندارد
on the score of neglect
بعنوان غفلت ازاین بابت
on the score of neglect
ازاین حیث
gross score
نمره خام
real score
نمره واقعی
corrected score
نمره اصلاح شده
score a person
از کسی پیش بردن
raw score
نمره خام
gain score
نمره افزوده
annual average score
میانگین نمره سالیانه تعرفه خدمتی
army standard score
نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
segment score number
بخششمارهامتیاز
I know my job ( stuff ). Iknow the score ( ropes ) .
درکارم واردهستم
line to line voltage
ولتاژ زنجیر شده
line to line fault
اتصال کوتاه دوقطبی
line to line spacing
فاصله سطور
line to line voltage
ولتاژ بین دو خط
line by line analysis
تجزیه سطر به سطر
line by line milling
فرز کردن سطری
line by line milling
فرز کردن سطر به سطر
line to line fault
اتصال کوتاه خط به خط
line to line fault
تماس خطوط
line to line fault
اتصال کوتاه بین دو فاز
to come in to line
موافقت کردن
to come in to line
در صف امدن
mean line
خط میان
down the line
ضربه از کنار زمین
necessary line
خط یاری که تیم مهاجم بایدبه فاصله چهار تماس به ان برسد
the line
صف
out of line
خارج از خط جبهه
out of line
جملاتی مربوط به یک برنامه کامپیوتری که در خط اصلی برنامه نیستند
down line
بار کردن پایین خطی
along line
در خط
along line
در امتداد خطوط
all along the line
در همه جا
below the line
درامد یا هزینه غیر مترقبه
on line help
کمک مستقیم
old line
محافظه کار
line by line
سطر به سطر
all along the line
درامتدادهمه خط
in line
شمشیر در وضع حمله
old line
دارای قدرت در اثر ارشدیت ارشد
on the line
هواپیمای اماده پرواز
o o line
خط دیدبانی سپاه
o o line
خط تقسیم دیدبانی
in line
همراستا
off line
برون خطی
line
طناب خط
line of d.
حد فاصل
by-line
کار یاشغل اضافی وزائد
by-line
خط فرعی راه اهن
by-line
خط دوم یافرعی
line
خط صف
by line
خط فرعی راه اهن
by line
خط دوم یافرعی
line
خط
line
پوشاندن
Are you still on the line?
خط را قطع نکردی؟
off line
وسایلی که جزو دستگاه کامپیوتری مرکزی نیستند وسایل غیر کامپیوتری یاخودکار
line
خط دار کردن
line
رشته
line
بخط کردن
line
اراستن
line
ترازکردن
Are you still on the line?
هنوز پشت تلفن هستی؟
line
استرکردن
line
لوله منفردی در سیستم سیالات
line
طرز
line
حدود رویه
line
خط زدن
line
نسب
line
جبهه جنگ
line
لاین
line
محصول
line
صفی در خط
line
در سمت
line
اتصال فیزیکی به ارسال داده
line
شعبه
line
سیم
line
رانی در پیست مقدر امتیازاعطایی در شرطبندی روی اسب طناب مورد استفاده درقایق
line up
ردیف ایستادن تیم
line
رشته بند
line
ریسمان
Which line goes to ... ?
کدام خط به ... میرود؟
Which line goes to ... ?
کدام خط راه آهن به ... میرود؟
line
رسن
by line
کار یاشغل اضافی وزائد
on line
مستقیم
on line
متصل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com